
غزل هفتاد وپنجم حافظ
خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست
جان درازی تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست
فال حافظ
غزل75
این ناله و فغان تو بی علت نبوده و خبر از پریشانی دل و باد غرور می دهد همه متوجه ناراحتی تو شده اند پس هرچه زودتر این فکر بیهوده را از سر بدران که آینده ای موفقیت آمیزتر درجایی بالاتر وفایده ای مفیدتر درانتظار تو ست
شکست تو در این راه پله ی صعودی بوده در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نداده و فعلاصلاح در این بوده که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح نمایی.
سفرکرده می آید و معامله خرید منفعت داشته ولی فروش زمانش نرسیده است ازدواجی فعلاً صورت نمی گیرد ولی فردی بایکی از آشنایان شما برخوردی زیبا و صمیمانه پیدامی کند
شیخ حافظ دربیت آخر پاسخ شما را داده که می فرماید: اگرچه دل غم عاشقی را از مردم پنهان میدارد اما ای حافظ این چشم اشکبار تو بی کار نمیماند و راز تو را افشا نموده
به آینده ای که درپیش رو داشته فکر کرده که ازخانواده ای محترم و دارای اصل و نسب هستی پس لازم است که تلاش و کوشش شما درخور شایستگی این خانواده باشد زیراهمه از شما توقع بسیاری داشته و به زودی خبری و هدیه خوشی دریافت می کنی که موجب شادی شما می شود
معنی غزل حافظ
بیت اول:خواب و خمارى چشمان فتنهانگیز و پیچ و تاب گیسوى پریشان تو،بدون دلیل نبوده (بلکه براىربودن و به دام افکندن دلهاست.نرگس،استعاره از چشم معشوق است.نکتهى دیگر رابطهى خوابو فتنه است.مىگوید:چشمان تو فتنهاى بوده که به خواب رفته اما به زودى بیدار خواهد شد)
بیت دوم: زمانى که تو هنوز کودک بودى،من مىگفتم:که لبهاى شیرین تو بر گرد دهان نمکینت، بىعلت و دلیل نیست. [شکر،استعاره از لب شیرین و نمکدان استعاره از دهان دلبر میباشد.]
بیت سوم:عمرت دراز بادا و من یقین داشته که تیر مژگان تو در زیر کمان ابروانت بىسبب نهاده نشده(بلکهبراى آن است که بر قلب عاشقان فرو نشیند.کمان،استعاره از ابروى دلدار است و مژگان او به ناوک(-نوک تیر)تشبیه گردیده است.)
بیت چهارم:اى دل،این ناله و فریاد تو هم بىعلت نیست،بلکه از آن بوده که به غم و رنج جدایى از یار
گرفتار هستى
بیت پنجم:اى گل،شکوفا شدن تو نیز دلیل نبوده،بلکه از آن میباشد که دیشب از سر کوى دلبر،بادى
به سوى گلستان وزیده است
بیت ششم: اى حافظ! (منادا)این چشم تو نیز بىسبب گریان نیست،بلکه از آن است که درد عشق در دل دارى
اگر چه آن را از مردم پنهان مینمایی.
غزل هفتم حافظ (غزل 7 حافظ ) غزل بیست و هفتم حافظ ( غزل 27 حافظ )
غزل هشتم حافظ (غزل 8 حافظ) غزل بیست و هشتم حافظ ( غزل 28 حافظ )
غزل نهم حافظ ( غزل 9 حافظ) غزل بیست و نهم حافظ ( غزل 29 حافظ )
غزل دهم حافظ (غزل 10 حافظ) غزل سی ام حافظ ( غزل 30 حافظ )
غزل یازدهم حافظ ( غزل 11 حافظ ) غزل سی و یک حافظ ( غزل 31 حفاظ )
غزل دوازدهم حافظ ( غزل 12 حافظ ) غزل سی و دو حافظ ( غزل 32 حافظ )
غزل سیزدهم حافظ ( غزل 13 حافظ ) غزل سی و سه حافظ ( غزل 33 حافظ )
غزل چهاردهم حافظ (غزل 14 حافظ) غزل سی و چهارم حافظ ( غزل 34 حافظ)
غزل پانزدهم حافظ ( غزل 15 حافظ ) غزل سی و پنجم حافظ ( غزل 35 حافظ )
غزل شانزدهم حافظ (غزل 16 حافظ ) غزل سی و ششم حافظ ( غزل 36 حافظ )
غزل هفدهم حافظ ( غزل 17 حافظ ) غزل سی و هفتم حافظ (غزل 37 حافظ )
غزل هجدهم حافظ ( غزل 18 حافظ ) غزل سی و هشتم حافظ ( غزل 38 حافظ )
غزل نوزدهم حافظ ( غزل 19 حافظ ) غزل سی و نهم حافظ ( غزل 39 حافظ )