^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل بیستم حافظ

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

که شنیدی که درین بزم و می خوش بنشست

که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست

شمع اگر زان لب خندان بزبان لافی زد

پیش عشاق تو شب ها به غرامت برخاست

در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو

به هواداری آن عارض و قامت برخاست

مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت

به تماشای تو آشوب قیامت برخاست

 

پیش رفتار تو پا بر نگرفت از خجلت

سرو سِرکش که به ناز قد و قامت برخاست

حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری

کآتش از خرقه ی سالوس و کرامت برخاست

1-      در راه عشق دل و دینم از دست برفت و رسوا شدم و معشوق مرا سرزنش کرد که دیگر گِردِ ما مگرد که بی نام و ننگ شده یی.

ملامت: سرزنش.

برخاست: بلند شد، پدید آمد.

2-      آیا تا به امروز کسی را سراغ داری که پا در دایره دلدادگی نهاده و پایان کارش به پشیمانی نکشیده باشد.

3-      شمع اگر زبان به لاف برابری با آن لبهای خندان گشود، به تاوان این گزافه گویی، همه شبها در پیش عاشقانِ تو، به پوزش بر سر پا ایستاد.

لاف: گزاف، ادّعای دروغ.

غرامت: تاوان، آنچه ادای آن لازم باشد، دادن مال به کراهت، خسارت.

4-      در چمن، نسیم بهاری، به هوا و هواداری آن چهره زیبا و اندام رسا از کنار گل و سرو گذشته به سوی تو آمد.

مضمون ایت بیت را احتمالاً حافظ از این بیت نظامی در هفت پیکر گرفته است:

گل کمر بسته در شهنشاهی / خاک چون باد در هواخواهی

عارض: چهره.

قامت: اندام.

5-      مستانه خرامیدی و از تماشای مست تو غریو شادی از ملایک آسمان برخاست چنانکه گویی قیامت بر پا شد.

خلوتیان: خلوتیها، خلوت نشینان، محرمان حضور.

ملکوت: بزرگی و چیرگی، پادشاهی الی الابد پروردگار ( در اصطلاح صوفیه عالم ارواح و عالم غیب و عالم معنی و باطن و مجرّدات)

خلوتیان ملکوت: ساکنان عالم معنی یا جهان غیب، ملائکه ها.

آشوب: شورش، غوغا، طغیان.

6-      آن سرو سرکش چمن که به بالای خود می نازید در برابر خرامیدن و رفتار تو از شرمساری سر بلند نکرد.

پا بر نگرفت: بلند نشد، اظهار وجود نکرد.

7-      حافظ! این خرقه درویشی را از تن به در آورده جان به سلامت ببر، چرا که به سبب ریاکاریِ کرامت فروشان، آتش از آن برمی خیزد.

سالوس: ریا، چرب زبانی، خُدعه.

کرامت: (جمعِ آن کرامات) کار خارق العاده و شگفت آور که از صوفی کامل سرزند.

سالوس و کرامت: ریاکاری در پوشش کرامت، کرامت فروشی

ایهامی در بیت هفتم یا مقطع کلام، آنجا که همیشه حافظ غرض اصلی خود را بیان می کند نهفته است و آن رنجش و ناراحتی از ریاکاری شیخ علی کلاه و مردم فریبی و نفوذ او در عوام النّاس است. این صوفی زیرک در کارهای تردستی و سحر و عوام فریبی ید طولایی داشت.

این غزل در زمان شاه شجاع به هنگامی که شیخ زین الدّین علی کلاه در اوج شهرت و مردم فریبی بود ساخته شده است. زمینه کلام حاکی از ناکامی نسبی شاعر پس از یک چند مصاحبت با محبوب و در تعریف و تمجید از اوست.

تعبیر و فال حافظ :

ایمانت را قوی تر کن تا از رنج ملامت نجات یابی. گرفتاریت برطرف می شود. اگر در عین غمگینی خندیدی شاهکار کرده ای. کسانی که طرفداری تو را می کنند و از آشوب و غوغا نجاتت می دهند. تغییری در خود و افکارت بده. بدی ها را آتش بزن و بخشندگی را در خود پرورش بده.

 غزل اول حافظ ( غزل 1 حافظ )

غرل دوم حافظ ( غزل 2 حافظ )

غزل سوم حافظ ( غزل 3 حافظ )

غزل چهارم حافظ (غزل 4 حافظ )

غزل پنجم حافظ (غزل 5 حافظ )

غزل ششم حافظ ( غزل 6 حافظ )

غزل هفتم حافظ (غزل 7 حافظ )

غزل هشتم حافظ (غزل 8 حافظ)

غزل نهم حافظ ( غزل 9 حافظ)

غزل دهم حافظ (غزل 10 حافظ)

غزل یازدهم حافظ ( غزل 11 حافظ )

غزل دوازدهم حافظ ( غزل 12 حافظ )

غزل سیزدهم حافظ ( غزل 13 حافظ )

غزل چهاردهم حافظ (غزل 14 حافظ)

غزل پانزدهم حافظ ( غزل 15 حافظ )

غزل شانزدهم حافظ (غزل 16 حافظ )

غزل هفدهم حافظ ( غزل 17 حافظ )

غزل هجدهم حافظ ( غزل 18 حافظ )

غزل نوزدهم حافظ ( غزل 19 حافظ )

غزل بستم حافظ ( غزل 20 حافظ )

منبع :  ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.