
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب
گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور
بیت اول : ساقی بیا که یار حجاب از سر برگفته چهره خود را نمایان کرد و دوباره چراغ مجلس گوشهنشینان، پرفروغ و شعلهور شد.
بیت دوم : آن شمعی که فتیلهاش اصلاح شده دگر بار شعلهور شد وآن پیر سالخورده از نو، جوانی را آغاز کرد.
بیت سوم : عشق چنان ناز و کرشمهیی ساز کرد که فقیه شهر را از راه به در برد و دوست چنان محبتی کرد که دشمن بیمناک شده دوری گزید.
بیت چهارم : پناه بر خدا از آن شیرین سخنی و دلفریبی. گویی دهان تو، سخن را در شکر آمیخته است.
بیت پنجم : خداوند کسی را که نفس عیسی داشت فرستاد و بار غم و اندوهی که سبب خستگی خاطر ما شده بود از ما دور کرد.
بیت ششم : هر خوبرویی که به ماه و خورشید فخر و ناز میفروخت با آمدن تو به دنبال کاری دیگر رفت.
بیت هفتم : صدای این رویداد در هفت گنبد آسمان پیچیده است. کوتهبین را تماشا کن که موضوع را کوچک و بیاهمیت گرفته است.
بیت هشتم : حافظ تو این دعاها(یی را که سبب دگرگونی اوضاع شد) از که آموختی که بخت و طالع آن را در قاب زرگرفته به خود حمایل کرد.
پرده برگرفت: پرده را کنار زد، حجاب را برداشت.
خلوتیان: گوشهنشینان، ازکار برکنار شدگان در اینجا معنی میدهد.
درگرفت: روشن وشعلهور شد، رونق یافت.
شمع سرگرفته: شمعی که نوک فتیلهاش اصلاح شده تا بهتر بسوزد.
عشوه داد: فریب داد، گول زد، ناز و غمزه کرد، کرشمه کرد.
مفتی: فتوی دهنده پاسخگوی سؤالهای شرعی، قائم مقام امام.
حذر گرفت: دوری کرد، دور شد.
زنهار: پناه برخدا، امان ، برحذر باش.
عیس دمی: عیسا نفسی، مسیحا دمی،کسی که به مانندحضرت عیسی مرده رازنده کند.
هفت گنبد افلاک: در گذشته معتقد بودند که آسمان هفت طبقه است وبرای هر سیاره هفتگانه، آسمان مخصوصی قائل بودند و نیز اشاره به آیه شریفه ۱۵ سوره نوح است: الم تروا کیف خلقالله سبع سماوات طباقا.
کوته نظر: تنگ نظر، پیشپا بین.
تعویذ: دعاهایی که در قاب طلا نهاده و به صورت حمایل و گردنبند و بازوبند جهت دفع چشم زخم و بلاهای دیگر به خود میآویختند. دعاهایی که سبب محافظتاند.
دوران حکومت شاه شجاع به دو مرحله تقسیم میشود. در یک دوره کوته مدت بوسیله تسلط شاه محمود بر شیراز دست شاه شجاع از سلطنت کوتاه و شاه پس از تمهیدات زیادی موفق شد در سال ۷۶۶ کرمان را به تصرف درآورده و دوباره به شیراز حمله و شهر را از دست برادر باز پس گیرد و این اتفاق در ماه ذیقعده ۷۶۷ اتفاق افتاد. این غزل و غزلهایی دیگر در این موقعیت سروده شده و خوشحالی و خوشدلی شاعر از آن به خوبی استنباط میشود.
حافظ در مطلع غزل بازساقی را صدا میکند و این به آن دلیل است که شاه محمود در موقع تسلط خود به منظور جلب حمایت مقامات مذهبی، برخلاف شاهشجاع به سختگیری در امور شرع پرداخت و با رفتن او و آمدن شاهشجاع حافظ از این بابت دلشاد است. شاعر در بیت دوم دو تشبیه زیبا به کار میگیرد. شاهشجاع را به مانند شمعی تصور میکند که در اثر سوختن مدت زمانی، فتیله آن دچار نارسایی شده بود واکنون با اصلاح کردن و سر آن را پاک کردن دوباره روشن و تابان گردیده است و خود را پیر سالخوردهیی میداند که به واسطه بهبود شرایط محیط از نو، جوان شده است. در بیت سوم اشاره به این نکته دارد که شاهشجاع با قدرت هر چه تمامتر جلو نفوذ صاحبان شریعت را گرفته و از حافظ دلجوییی و طرفداری میکند چنانکه مخالفین و رقیبان شاعر دست از اذیت و آزار او برمی دارند. دربیت چهارم شاعر اشاره به عبارت و سخنانی دارد که شاه در پشتیبانی ازحافظ بیان داشته و به خوبی مؤثر واقع شده و شاعر بدینوسیله از آن تمجید میکند و بلافاصله دربیت پنجم اضافه میکند مدتی بار غم بر روی شانه دل سنگینی میکرد و اکنون با فیض الهی مسیحا دمی بازگشته و مارا از رنج و محن و اذیت و آزار رقیبان نجات بخشیده است.
این اشارهها و کنایهها که درموارد دیگر هم نظیر آن به صورت ایهام در غزلهای شاعر مشاهده میشود دلیل محکمی بر این است که حافظ دردستگاه شاه شجاع دارای مقامی بوده که با خلقالناس، تماس و اصطکاک داشته و عدهیی وجود او را مانع امیال خود میدانسته و در نتیجه هرگاه قدرت مرکزی ضعیف میشد، او را تحت مضیقه قرار میدادهاند و تظاهر به میخوارگی و نشر سخنان بیپرده در مخالفت با ظواهر شرع و متشرعین تنها یک قسمت از این علتها و بضورت ظاهر بهانهیی بیش نبوده و مقام اداری او احتمالاً در این مخالفتها نقش بسزایی داشته است. شاعر در بیت ششم در کمال ظرافت رقیب شاهشجاع را که برادر او بوده درمرتبهیی پایینتر از او قرار داده و در پیش او ناچیز میشمارد. بالاخره شاعر در بیت هفتم اشاره به اهمیت تاریخی این فتح و پیروزی شاهشجاع نموده و آن را بسیار مهم میداند و از اینکه شاه محمود و طرفداران او آن را کوچک جلوه میدهند. ناشی از کوتهبینی و بیدرایتی آنها میداند. شاعر در مقطع غزل اشاره غیرمستقیمی به این نکته میکند که اثر دعاهای او (اقدامات پشت پرده او) به حدی مؤثر بوده که در بخت و اقبال شاه اثر مثبت گذاشته و او را به قدرت بازگردانیده است.
تعبیر و فال حافظ :
سخن کوتاه می کنیم و می گوییم که مرادت خیلی زود برآورده می شود. دلت دوباره جوان می شود. دشمنان شکست خوردند و این از لطف خدا بود. خستگی از تنت بیرون می رود و در کاری که مراد توست جز پیروزی و ثروت چیزی دیگری نیست و این همان اجابت دعاهایت می باشد.