تالاب گاوخونی gavkhouny swampتالاب بینالمللی گاوخونی در فلات مرکزی ایران که بخش بزرگی از آن در استان اصفهان و مابقی در استان یزد قرار که زایندهرود به آنجا ریخته میشود. در فرهنگ آنندراج گاو را به معنی بزرگ و خان را به معنی چاه نامیده اند و آن را چاه بزرگ میداند. دهخدا گمان میبرد که گاوخانه باشد زیرا در گذشته روستاییان گاوهای خود را برای چرا به این محل میآوردند
این تالاب یکی از تالابهای مشهور در جلگهٔ مرتفع مرکزی ایران بهشمار امده و این تالاب حیاتی منطقهای به وسعت ۴۷۶ کیلومتر مربع را در خود پوشانده و در ۱۶۷ کیلومتری جنوب شرق اصفهان در کنار شهر ورزنه و در مجاورت تپههای شنی واقع و ارتفاع آن از سطح دریا ۱٬۴۷۰ متر و بیشینهٔ عمق آن ۱۵۰ سانتیمتر میباشد. باتلاق مذکور منابع زیستی غنی ای دارد البته به انضمام فعالیتهای دیگری که نسبت به محیط داشته و این باتلاق همچنین پناهگاهی برای پرندههای مهاجر بوده که با همهٔ این ویژگیها یکی از جاذبههای گردشگری ایران محسوب شده.
در موقعیت جغرافیایی N3212 E5252 بین استان های اصفهان و یزد واقع گردیده و تالاب گاوخوني از بكرترين چشماندازهاي طبيعي استان اصفهان محسوب كه به دلیل موقعيت جغرافيايي و مشكلات دسترسي به آن به ويژه در گذشته چهره طبيعياش كمتر با اقدامات سودجويانه بشر متسفانه دستخوش تغيير شده است، از اين رو جلوههاي بينظير و چشماندازهاي زيبايي را براي اهل ذوق و دوستداران طبيعت در دامان خود به وجود آورده و اين تالاب در آستانه ورود به كوير (مرز ميان اكوسيستم آبي با خشكي) واقع و انعكاسي از شرايط حاكم بر اين دو بومسازگان میباشد.
مرداب گاوخانى یا گاوخوانى یا گاوخونى (صورت متداول کنونى) سطح پایه آب هاى بخش وسیعى از جنوب غربى حوضه داخلى ایران بوده و مازاد آب رودخانه دائمى زاینده رود باین مرداب ریخته.اراضى سمت شمال رودخانه به دره عریض سیلابى که نشانهاى از ورود سیلابهاى دورهاى کوههاى شمالى بخش کوهپایه به مرداب بوده،پ ختم مىشود.اراضى بین بستر زاینده رود و دره سیلابى فوق بعرض متوسط 200 متر و طول 10 کیلومتر امروز با استفاده از پمپاژ آب زایندهرود به زیر کشت غلات برده و در صورتى که قبل از سال 1357 پوشیده از شن روان و بصورت اراضى لم یرزع برجاى مانده بود.
همچنین در مسیر زاینده رود بعد از اراضى مزرعه دیزى در فاصله سیزده کیلومترى پل ورزنه، بند سنگى شاخ میان و شاخ میان و شاخ کنار بنا شده که تا چندى قبل از طریق این بند دو روستاى شاخ میان و شاخ کنار واقع در طرفین مسیر رودخانه آبیارى مىشدهاند، اما امروز به دلیل شور شدن آب زاینده رود این دو روستا متروک مانده و خانههاى روستایى نیز همواره با شکستن بند مزبور ویران گردیده و هم اکنون تنها آثار روستاهاى مخروبه و مرزبندى اراضى زراعتى آبخور این بند قابل مشاهده و بستر زاینده رود بعد از گذشتن از بند شاخ میان بحداقل عرض و عمق خود رسیده و تا جائى که در دهانه مرداب عرض بستر رودخانه که س از پل ورزنه حدود 70 متر مبیاشد در حدود 10 متر یا کمتر رسیده با اندکترین عمق بصورت پنجه مرغابى در سطح مرداب منتشر مىگردد.
تالاب گاوخونی یکی از تالابهای مهم و ارزشمند در سطح کشور محسوب شده و این تالاب از لحاظ ارزش زیست محیطی یکی از تالابهای مهم دنیا میباشد و در زمره تالابهای بینالمللی بوده اما متاسفانه خشکسالیهای حاکم بر استان و اضافه برداشتهای آب در طی سالهای گذشته تاکنون در اصفهان، چهارمحال و بختیاری و بالادست زایندهرود باعث خشکسالی تالاب بینالمللی گاوخونی شده است و این تالاب در آستانه ورود به کویر (مرز میان اکوسیستم آبی با خشکی) واقع گردیده و انعکاسی از شرایط حاکم بر این دو بومسازگان میباشد.
این تالاب که گوهر درخشان كوير مركزي و تنها بومسازگان آبي گسترده بكر است ،نقش بهسزايي در جلوگيري از گسترش كوير، حيات و بقاي پرندگان مهاجر و جانداران ديگر، شكلگيري جوامع گياهي انبوه و متراكم نمكدوست، ايجاد تفرجگاه طبيعي براي استفاده عموم و فراهم كردن فرصتي مناسبی براي انجام امور پژوهشی و تحقيقاتی در زمينههاي جانورشناسی یا گياهشناسی و یا حتی بومشناسی داشته و سعی بر این شود که در حفظ ان اقدامات لازم انجام گیرد تا باز هم شاهد زندگی دوباره جانوران در این منطقه باشیم
بطور کلی تالاب با وسعت 43 هزار هکتار يک تالاب طبيعی، داخلي، آزاد و با آب شور بوده كه نام آن از نظر حفاظتي در تاريخ 23/6/1975 ميلادي مطابق 1354 شمسی با كد ليست تالابهای بينالمللی كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده است
پوشش گیاهی تالاب گاوخونی
تيره اسفناج : گياهان اين تيره غالباً علفي و نمكدوست بوده اند كه در بيشتر مناطق شور كويري و خشك جهان از جمله در كناره درياها، باتلاقها و مردابها به خوبي رشد و اجتماعات قابل ملاحظهاي را تشكيل ميدهند. تالاب گاوخوني هم به خاطر داشتن حاشيههاي مرطوب و شور، زيستگاه مناسبي براي رشد بسياري از گونههاي شور رست اين تيره بوده است
تيره كاسنی: اين تيره داراي ده گونه مختلف در منطقه میباشد كه بيشتر بر روي دامنه كوههاي مجاور كه كمتر تحت شوري تالاب قرار گرفته رشد ميكنند و اين گياه با گلهاي رنگارنگ خود مناظر زيبايي را در اوايل فصل بهار در اين مناطق ايجاد نموده و در مدت كوتاهي خزان شده و از گونههاي متعلق به اين تيره كه در مناطق مذكور رشد کرده میتوان به درمنه، شكر تيغال، گياهی با نام محلی تلچه، گل بابونه، سنسيو و . . . اشاره نمود.
تيره گز : گونههاي مختلف گز بيشتر در كنار آبهاي شور، زمينهاي شورهزار و كنار رودخانهها قاب روییدن است و شامل درختچهها و يا درختاني با برگهاي نوكتيز سوزني و يا پولكمانندي بوده كه به طور فشرده روي هم قرار گرفته و از لحاظ ظاهري شكلي شبيه سرو داشته اند و در شمال غربي تالاب گاوخوني و در مجاور آبراهههاي متعددي كه به تالاب ختم میگردند دارای پوششي فراوان، متراكم و از گونه هاي گز با ارتفاع قابل ملاحظهاي بوده كه به همين دليل اين بخش از منطقه به جنگلزار مشهور است.
تيره پيچك صحرايي : پيچك صحرايي را ميتوان در مجاورت آبراهههايي كه در نتيجه انشعاب رودخانه زايندهرود و در محل ورود به تالاب به وجود آمده باشند، مشاهده كرد. اين تيره به نام محلی ليواش معروف بوده
تيره شبخسب: كهورك (جغجغه يا كيليوني) گونه متعلق به اين تيره بوده كه در خاكهاي رسوبي بين محصولات زراعي و زمينهاي شور و در مسير رودخانه و آبراهههاي منتهي به تالاب رشد کرده
تيره شببو: گياهانی با نام محلی شلغمی، گونهای از جنس ترهتيزك (چاله حموم) و دو گونه از جنس استريگموستوم و از جمله گونههاي متعلق به اين تيره در تالاب گاوخوني میباشند.
تيره شمعدانی: گونهای از جنس اروديوم تنها گياه اين تيره در منطقه بوده كه در خاكهای لومی كه دارای مقادير شن، رس و سيلت به اندازه يكسان ميباشند، رشد می نماید
نی زار: این گونه ها در بخش شمالي تالاب در محل ورود زايندهرود به آن و در مسير آبراهههای متعددی كه در نتيجه انشعاب در اين رودخانه حاصل شده که سطح وسيعي را اشغال کرده
پوشش جانوری تالاب گاوخونی
كفزيان و بيمهرگان: تالابها به دليل داشتن شرايط مناسب براي رشد و تكثير حشرات، گرمها و ساير بيمهرگان از لحاظ تنوع گونهاي غني میباشد و از زيستگاههايي محسوب بوده كه بيشترين تنوع زيستي حشرات را داشته است.
دوزيستان حداقل در مرحلهاي از زندگي و ماهيها در تمام عمر خود وابسته به آب میباشند و تالابها به عنوان بومسازگانهاي آبي زيستگاه مناسبي برای زيستن انواع ماهیها و دوزيستان به شمار امده است
خزندگان و پستانداران: در قدیم الایام جانداران بسياري از جمله خزنده و پستاندار در تالاب گاوخوني و نواحي اطراف آن زندگي ميكردهاند و امروزه اغلب آنان از بين رفته يا به دلیل صید نامناسب و یا شرایط فاضلاب نابود گردیده. در زمانهاي گذشته دسترسي به تالاب گاوخوني بسيار مشكل بوده و سيلابهاي عظيمي كه در فصول زمستان وارد تالاب شده، آن را از آب شيرين و تازه سيراب ميكرده و به اين ترتيب گاوخوني زيستگاه مناسبي براي بسياري از جانوران و پرندگان بوده و متاسفانه امروزه تقریبا از بین رفته اند مثلا گورخر از جمله پستانداراني بوده كه در زمان هاي گذشته و به تعداد زياد و در گروههاي بزرگ در اطراف گاوخوني زندگي ميكردهاند و یا آهو، اين حيوان دشتزي زيبا كه آن را غزال نيز نامیده اند روزگاري در تپه ماهورهاي اطراف گاوخوني زیسته و احتمال رفته که هنوز تعداد انگشتشماري از آنها در ارتفاعات مجاور تالاب هنوز هم باقی مانده باشند
كل، بز، ميش، قوچ وحشي، خوك، گراز، انواع مار، مارمولك، سوسمار، گرگ، شغال، روباه شني، كفتار، لاكپشت، بزمجه، افعي شاخدار، جبير، خرگوش و انواع خفاش، ساير جانداراني میباشند كه در زمانهاي نه چندان دور در تپههاي شني حاشيه غربي، جنگلزار، ارتفاعات شمالي و حواشي تالاب گاوخوني زندگي کرده و اين حيوانات پس از احداث سد زايندهرود بر روي رودخانه و مهار آب آن و در نتيجه كم شدن آب تالاب و همچنين شكار بيرويه، از بين رفته و نابود شدهاند.
پرندگان: يكي از برجستهترين ويژگيهاي زيستمحيطي تالاب گاوخوني تامين زيستگاه براي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر در گذشته و حال بوده که بسياري از پرندگان مهاجر با سرد شدن هوا در مناطق شمالي و در مسير حركت خود به نواحي جنوبی، تالاب گاوخوني را براي زمستانگذراني انتخاب می نموده اند
در سال هاي اخير بدليل خشكسالي و كمبود شديد ورود آب به تالاب و دخالت و دستكاري هاي انسان در حريم تالاب و انتقال آلاينده هاي شيميايي و فيزيكي به آن شاهد آثاري از نابودي كامل تالاب بوده. سال جاري تالاب از كم رونق ترين دوره هاي حيات جانوري خود بويژه زندگي پرندگان مهاجر را تجربه مي نماید