
غزل صدو پنجاه دوم حافظ
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
عقل میخواست کز آن شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد
جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت که قلم بر سر اسباب دل خرم زد
فال حافظ:
از دوستان حسودی که می خواهد به شما ضربه زنند و از راه کخبت وارد می شوند خود را برحذر بدار که به زندگی شما رشک می برند،اما بدان که از آنان کاری ساخته نمی باشد، پس با توکل به خدا و خواندن سوره اعراف از ایه 1تا 30 اقدام کن و از ناراحتی و ادوه به زودی خارج خواهی شد و شاهد موفقیت را در آغوش خواهید گرفت وهمیشه برای رسیدن به آرزوها و اهداف باید رنج و مصائب را تحمل کرد و هیچ چیز آسان و سهل بدست نمی آید.
تو بسیار یک رنگ و صادق میباشی و عشقی واقعی را داری ولی دیگران به تو دروغ گفته و خود را با فریب دیگران سرگرم می کنند، وای تو صبور و عاشق بودی و به حاجات قلبی خودت می رسی و خیلی زود غصه را فراموش می کنی و روی خوشی و خوشبختی را خواهی دید
معانی ابیات غزل ۱۵۲حافظ
بیت اول: این بیت غزل خطاب به خالق بوده است، در زمانی پیش از ابتدای زمان ، فروغ زیباییِ کمالِ ذاتِ تو ، برای شناسایی خود به جلوه گری و خود نمایی اراده کرد. در مرحله نخست تجلی ذاتی یافت و در مرحله دوم از عشق وجود غیبی به وجود عینی در آمد و به یک باره آتش عشق در تمام ذرات هستی زده شد .
بیت دوم: پرتو حسن برای شناسایی به جلوه گری پرداخت و در نتیجه عشق به وجد آمده و چون مشاهده کرد که آتش این جلوه حسن در ملایک بک شایسته تحمل بارامانت عشق نبودند در نمی گیرد مشیت غیرت او براین قرار گرفته که آتش عشق ، سراپای وجود آدم را فرا گیرد .
بیت سوم: اول ما خلق الله یعنی عقل که واجد سه صفت بود ( اول شناخت حق تعالی به کمک حسن جمال، دوم شناخت خود به کمک عشق ، سوم شناخت غم ( آنچه که نبود پس ببود ) چنین اراده کرد که از چراغ عشق و به کمک آن برای شناخت خود کسب روشنایی نموده، و در نتیجه شناخت خالق خود شریک شود. ولی نامحرم تلقی شد و آذرخش غیرت ، مسیر عقل را در جهان بر هم زد واز ان پس مسیر سیر معرفت در جهان در مسیر عشق قرار گرفته است.
بیت چهارم: عقل مدعی اراده کرده بود، که در کارگاه آفرینش نخست به تماشای اسرارخلقت مشغول شود و سپس شخصیتی در برابر خالق یکتا در خود بیافریندکه دست غیب غیرت الهی بیرون آمده و بر سینة نامحرم زده.
بیت پنجم: ملائک ( دیگران ) همگی راه آسان عیش و آسودگی خیال را در پیش گرفتند و زیر بار سنگین امانت عشق نرفتند و این دل غمدیده ما ( آدمیان ) بود که آن را پذیرا شده و با غم عشق همدم شد.
بیت ششم: روح آسمانی ( ما ) آرزوی رسیدن به نقطه عمیق جاذبه حسن تو داشت . بدین سبب و برای اینکه به عمق چاه زنخدان حسن و جمال تو برسد متوسل به ریسمان زلف خم اندر خم تو ( یعنی راه عشق و عرفان ) شده.
بیت هفتم:حافظ زمانی موفق به سرودن غزلهای عرفانی خود که به منزله طرب نامه عشق تست ، شد ، که پشت پا به آسودگی خیال زده غم عشق تو را به جان خریداری نمود
حُسن : به معنی زیبایی، کمال ذات احدّیت ، عامل به وجود آمدن عشق، نیکویی
ازل:یعنی زمانی که آن را ابتدا نباشد، اوّل اوّل ها، استمرار و امتداد وجود در ازمنه مقدر غیر نامتناهی در گذشته ، دوام وجود در زمان گذشته ، ماهیّتی که اقتضاء عدم مسبوقیت به غیر کند ، چیزی که مسبوق به عدم نباشد. پرتو: فروغ،نور.
شرح ابیات غزل152:
وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن و بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم میباشد