غزل صدوهفتم حافظ
حسن تو همیشه در فزون باد رویت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خیال عشقت هر روز که باد در فزون باد
هر سرو که در چمن درآید در خدمت قامتت نگون باد
چشمی که نه فتنه تو باشد چون گوهر اشک غرق خون باد
چشم تو ز بهر دلربایی در کردن سحر ذوفنون باد
هر جا که دلیست در غم تو بی صبر و قرار و بی سکون باد
قد همه دلبران عالم پیش الف قدت چو نون باد
هر دل که ز عشق توست خالی از حلقه وصل تو برون باد
لعل تو که هست جان حافظ دور از لب مردمان دون باد
فال حافظ
این را بدانید که همه عاشق و شیفته محبت و مهر جنابعالی هستند پس باید ارزش واقعی خود را دانسته و این گوهر ارزنده را به دست نااهلان و حسودان به آسانی قرار نداده باید بگویم وقتی به میهمانی می روی منتظر شما میباشند ولی زمانیکه ناخوانده می روی درچهار چوبه در منتظر می مانی و همه در مقابلتان خودشان را کوچک دانسته
چنین بنظر میرسد آینده ای بسیار درخشان درپیش داری به شرط آنکه سرعت عمل دقت و تلاش را از دست ندهی و از شخص عالم و آگاهی کمک گرفته حتما دراین هفته به یکی از مشاهد متبرکه برو و دعا کن که این نیت برآورده خواهد شد و سروه مبارکه شعرا از آیه 50 تا 80 را بخوان
معامله و تغییر شغل و مکانی در پیش رویت بوده و چیزی گم کرده ای ناراحت نباش نزد کسی بوده به شما میدهد شخصی بلند قدو لاغر اندام با موی جو گندمی خیلی به شما علاقه داشته و از نصایح او بهره مند شودی که تو را خیلی دوست دارد
معانی غزل 107حافظ
بیت اول :بدان که زیبایی جمال تو پیوسته رو به زیادی و رنگ روی ات پیوسته اوقات گلگون و شاداب بادا
بیت دوم: و امیدوارم خیال عشق تو هر روز که میگذرد و در سرمن بیشتر گردد
بیت سوم: قد همه دلربایان عالم، در پیش قامت تو خمیده و بر حال کرنش بادا
بیت چهارم: هر سروی که در باغ بروید، در پیش قد رسای الف مانند تو چون نون خمیده باشد
بیت پنجم:چشمی که مفتون زیبایی تو نباشد چون دانههای اشک غرق خون باشد
بیت ششم:چشم تو درکار سحر و برای دلربایی مسلط و استاد باد
بیت هفتم:در غم تو هرجا که دلی هست ناشکیبا وبیآرام باشد
بیت هشتم: الهی آن کس که پذیرنده و آماده دوری و فراق نیست از جرگه وصال تو بیرون باشد
بیت نهم: لب لعل تو که برای حافظ چون جان عزیز است از لب فرومایگان و نامردمان به دور باشد
نظرات