ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل هفتادوهفت حافظ بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت غزل هفتادوهفت حافظ بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
^Back To Top

 

غزل هفتادوهفت حافظ

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست  گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض     پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست      خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

 

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم     کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن        شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار      سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت  شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

فال حافظ

غزل 77حافظ

همیشه از اینکه اگر پیروز نشوی می ترسی و مدام در حال رنجیدن بوده و تا رنج نبینی به مقصود نمیرسی.اگر قرار برای با نبودن درد و مشقت وصل حاصل شود، نتیجه ی کار برایت لذت بخش نخواهد بود و در راه رسیدن به مقصود امکان از دست دادن مال و آبرو نیز است

  این نیت برشما مبارک و میمون باد و لطفاً مرا نیز دعا کرده که گردش ایام به کام شماست و همه چیز در اختیارتان می باشد ولی شکر نعمت بجای نمی آوردی و برای این نیت باید خود را کاملاً آماده کیند که برای رسیدن به مقصود هرگز نباید از ناملایمات و رنجهای آن هراسی داشته و ناامید گردی و یا دست از تلاش و فعالیت برداشته و فردی مصمم و با اراده دراین راه گام بردار زیرا موفق خواهی شد .

فردی پرخاشگر عصبانی یک دنده رک گو صاف و صادق هستید بهمین جهت از افرادی که می خواهند به شما کلک بزنند و دورویی و فریبکاری کنند بسیار ازرده خاطر می شوید اما عزیزم چاره ای نیست هر پنج انگشت یکسان نیم باشد تحمل کرده و  دراین هفته خوابی می بینید آنرا یادداشت کرده و به کسی نگویی یک ماه بعد دقیقاً نتیجه آن عالی بوده و خیلی شما را دوست دارد حیف است او را آزار می دهی از این کار دست بردار

معانی بیت غزل حافظ

بیت اول: بلبلی برگ خوشرنگی به منقار داشته  و با وجود چنین مال و متاعی ناله های حزین خوشی سر داده بود. می گوید برگ گل خوشرنگی به منقار گرفته بود و ه دلیل این که برگ گل او دارائی با ارزشی به حساب آمده٬ ناله‌های سوزناک مطبوعی سر داده میشود.

بیت دوم: به بلبل گفتم اکنون که به وصل رسیده ای این ناله وافغان برای چه بوده گفت جلوه‌ی زیبائی معشوق مرا به این کار واداشت. یعنی بلبل بر اثر ذوق و شوق رسیدن به وصل گل نغمه محزون می سرود و بر اثر درد فراق. و اشاره به این معنی بوده که عرفا در حال وجد نیز اشک شوق ریخته میشود

بیت  سوم: یار اگر با ما معاشرت نمیکنی جای اعتراضی نیست٬ پادشاهی موفق و خوشگذران بود و از معاشرت با مردم فقیر عار داشت.

بیت  چهارم:ناز و نیاز ما در حسن دوست اثر نمی‌کند و خوش به حال کسی که نصیبی از نازنینان در بخت خود داشته و مقصود این است که  معشوق به حسن خود مغرور شده وحالا نه ناز من در او اثر دارد و نه نیاز و زاری من. پس ناز ونیاز کافی نیست. خوش به حال آنکه برخورداری از نازنینان در بخت و اقبال برای او پیش بینی شده است -اگر کسی بخت این کار را نداشته باشد سعی و کوشش ثمری ندارد.

بیت  پنجم:برخیز تا جان خود را بر قلم آن نقاشی نثار کرده که در گردش پرگار خود این همه نقش و نگار شگفت اور داشت.

بیت ششم:اگر به راه عشق ارادت می‌ورزی از بدنامی نترس ، خرقه شیخ صنعان در خانه شراب فروش به گرو بود و شیخ صنعان برای اینکه شراب بخرد خرقه خود را گرو گذاشته بوده است.بیت صریحا اشاره به داستان شیخ صنعان دارد. که تلمیح دارد و ظاهرا افسانه شیخ صنعان را اول بار عطار در منطق الطیر آورده و اشاره بیت به آن قسمت از داستان است که شیخ به خواهش دختر ترسا زنار بست و باده نوشید. حاصل معنی بیت اینکه تو هم اگر مرید راه عشقی ٬ مثل شیخ صنعان از بدنامی و رسوائی پروا نداشته باش.

بیت  هفتم:وقت آن درویش خوش صفت خوش باشد که در حالات مختلف سیر و سلوک به رسم ملائک خدا را نیایش می کرد٬ اما با حلقه زنار.در اینجا نیز اشاره‌ی بیت خصوصا به آن قسمت از داستان شیخ صنعان است که «گفت سبحه بیفکندم تا زنار برگیرم ٬ آری تا سبحه (سبحه‌ی تزویر) در دست است٬ زنار (زنار صفا) بر میان نتوان بست.

بیت  هشتم: چشم حافظ زیر بام قصر آن یاری که خلقت حوران بهشتی داشت٬ حالت باغهای پر درختی را داشت که از زیر آنها –زیر درختان آنها– جویها روان است و همچنین مصراع دوم اشاره دارد به آیه ی ۵۷ از سوره ی نساء«سند خلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا» (بزودی آنها را در باغهایی درآوردیم که نهرها از زیر درختان آنها جاری است٬ و در آنها زندگانی جاوید کنند)

حاصل معنی اینکه چشم حافظ از زیر بام به قصر معشوق نگاه کرده  و اشک می ریخت. و اشک٬ مانند آب روانی بوده که از زیر درختان باغ جاری باشد از چشم حافظ جاری بود.

منبع : ملی کالا

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.