^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل صدو پنجاه منهم حافظ

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

                ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی

              شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

            تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

 

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب

           ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست

          عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

غم دنیای دنی چند خوری باده بخور

         حیف باشد دل دانا که مشوش باشد

دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش

        گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد

فال حافظ :

  او راه و رسم عشق بازی را نمی داند اگر به شما توجه نمی کند اما در دل سخت دلبسته  عاشق شماست پس نیاز داشته که قدم اول را جنابعالی بردارید تا او اطمینان پیدا کند ولی بدانید که  این نیت با اندکی صبرو شکیبایی علاقه دقت سرعت عمل حتماً انجام می گیرد و جای نگرانی نمی باشد

تو مورد اعتماد دیگران میباشی اگر در کار خود غل و غش داشته باشی ، هم خودت را ازبین می بری هم دیگران را پس از تجربه ی خودت استفاده نما و دست دیگران را هم بگیر. حیف از توست که با حیله و ریا بخواهی زندگی کنی و ذات تو مثل یک سجاده پاک و بی ریاست.  آینده متعلق به شماست به شرط آنکه از فراست و هوش خود بهره مند شوید

 مسافرت را  توصیه میکنم نسبت به همسر و والدین خودتان مهربان باشید و دست از لجبازی بردارید ازدوا عملی بوده و مقدمات طلاق فراهم شده، بیمار چندان تغییری نمی کند مژده ای به دست م یآوردی و ملاقات و شغل مهمی در پیش است .

معانی ابیات غزل159حافظ

بیت اول:سرشت و ماهیت و محضر صوفی همه بی آلایش و بی غش نبوده ، چه بسیار خرقه( و آنکه د ر خرقه است سزاوار آتش زدن بوده.

بیت دوم: صوفی ما که با خواندن دعاهای سحری، از خود بی خود می شد، شب هنگام او را بنگر که از شراب مست شده

بیت سوم:چه خوب است که پای آزمایش به میان آید تا هرکس که دورنگی دوجودش باشد روسیاه گردد.

بیت چهارم: اگر خط سبز چهره ساقی ، بدین سان بر این گونه های آب گونه نقش بسته و چه بسیار چهره ها که با اشک خونین نقاشی شود

بیت پنجم:کسی که در ناز ونعمت پرورده شده ( از طریق عشق) راهی به سوی دوست نمی یابد . عاشقی راه و روش مردان رندی است که تاب تحمل رنج و سختی را دارا بوده

بیت ششم:تا کی و چقدر غم این دنیای پست را می خوری ، باده بخور! حیف است که دل انسان دانا مضطرب و پریشان باشد.

بیت هفتم:اگر شراب از دست آن ساقی زیبا باشد ، خرقه و سجاده حافظ را باده فروش ( به گروگان) می برد

معنی لغات غزل 159:

بی غش: بدون شیله ، پیله واستتار، نقص ، مستوجب:سزاوار ، لایق ، در خور ، مستحق

نقد:سیم وزر ، مسکوک ، زمان حال، حال حاضر و بالفعل، مَحَک: سنگ محک، سنگی که باآن عیار طلا را می سنجند

غَش:به فارسی با فتح اول به معنی تزویر ، مکر، وحیله ، خیانت ، ناخالص بودن و در زبان عربی به معنای خیانت و خبث.

محک تجربه: ( اضافه تشبیهی ) کنایه از اینکه پای تجربه و آزمایش به میان آید

ساقی:خط سبز چهره ساقی ، موهای تازه رسته بر چهره ساقی ، مشوّش:پریشانحال ، آشفته، مضطرب

دُنییِّ دَنی :دنیای پست و کلمه دنیا از دنی گرفته شده که لغت مقابل علوی است.

دلق:خرقه ، لباسی که صوفیان روی همه لباس ها می پوشند ، ساقی مهوش: ساقی زیبا روی ماه مانند

شر ح ابیات غزل159:وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن ، بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم میباشد

ملی کالا  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.