ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل صدو پنجاه وهشتم -من و انکار شراب این چه حکایت باشد غزل صدو پنجاه وهشتم -من و انکار شراب این چه حکایت باشد
^Back To Top

 

غزل صدو پنجاه وهشتم حافظ

من و انکار شراب این چه حکایت باشد         غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد

تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم               ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز         تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

 

زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است              عشق کاریست که موقوف هدایت باشد

من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ       این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند                     پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت    حافظ ار مست بود جای شکایت باشد

فال حافظ:

در تفسیر این فال اماده شده که این اندیشه و نیت سخت شما را به خود مشغول داشته و به شما مژده میدهم که اگر دقت همگام با علاقه و کوشش و سرعت عمل ار همراه سازید،موفقیت را بدست خواهی اورد، پس به یکی از مشاهد متبرکه رفته و دعا کنید و نذر خود را انجام دهید ،که جا هیچگونه نگرانی نمی باشد و شمارا از این سردر گمی و ناراحتی حتما خارج می کند، فقط سعی کنید بر اعصاب خود مسلط باشید و دیگران را نیز با زخم زبان آزار ندهیدتغذیه شما نا متعادل است توجه به آن موجب سلامتی بهتر شما می گردد

به عقل خودتان اعتماد ندارید و درایتتان را منکر می شوید. کارهای خودتان را که بسیار خوب هم هستند پنهان کرده اما بدانید که لطف خدا همیشه با شماست. در هر کاری از هدایت بزرگان استفاده می کنید تا از نادانی رهایی پیدا نموده و غصه هایتان برطرف می شود به شرط آنکه دست از شکایت بردارید.

مسافری را راه دارید که برای آمدن تردید دارد،اما بالاخره می آید این هفته ملاقات مهمی در پیش داردی پس لازم است برایان فکر با یکی از اقوام نزدیک مشورت کرده ، مسافرت را توصیه میکنم ،  وسواسی بودن راکنار بگذارید وبه پدر و مادر توجه کنید او شمارا خیلی دوست داشته ،  اما علایم دوستی رانمی داند ،خرید و فروش توصیه مشده

 ویژگی های شما  :اصیل و دلچسب شیرین جسور نظر بلندروشنفکر منطقی باهوش سطحی با محبت با گذشت فرشته خو بی آزار رفیق دوست خیرخواه خوش بین درویش مسلک و الا مقام هستید

معاني ابيات غزل158حافظ

بیت اول:آيا ممكن است كه من شراب را نفي كرده ناپسند شمارم؟ اين چه حرفي است ؟ بيشتر اوقات در من اين اندازه عقل و لياقت و شايستگي وجود داشته

بیت دوم:من كه شب های بسياري با نواي دف و چنگ ، راه را بر پارسايي بسته و از آن در گذشته ام ، آيا مي توانم كه حالا سر به راه شوم؟ اين چه حرفي بوده.

بیت سوم: زاهد اگر از عالم رندي بي خبر است تقصيري متوجه او نيست . زيرا كار عشق وابسته به اين است كه فردی راهنمايي و هدايت شده باشد.

بیت چهارم: من بنده پير مغانم كه از ناداني مرا نجات داد.پير و مراد ما هر كاري بكند از روي سروري و بزرگواري و عين دوستي است.

بیت پنجم: تا اين زمان راه ميخانه را بدرستي نمي شناختم و گرنه پرهيز كاري ما تا اين اندازه نبود(راه ميخانه را تا سر حد كمال و نهايت نمي شناختم و گرنه پارسايي ما تا به اين حد نکشیده)

بیت  ششم:زاهد وابسته و دلبسته خودپسندي ونماز خود بوده و من به مستي وعجز و نياز خود دلبسته ام تا تو در اين ميان به كدام يك توجه داشته باشي .

بیت هفتم:ديشب از غم و شگفتي اين مطلب خواب به چشمم راه نيافت كه حكيمي به من ايراد گرفته بود كه حافظ اگر مست باشد جاي شكوه و شكايت میباشد

شرح ابيات غزل158: وزن غزل حافظ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن است و بحر غزل: رمل   مثمّن مخبون اصلم میباشد

ملی کالا 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.