^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل هفتادوهشت حافظ

 

 

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت   بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم       افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار       حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

با این همه هر آن که نه خواری کشید از او   هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

 ساقی بیار باده و با محتسب بگو        انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد      مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی   هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

فال حافظ

غزل78حافظ

 بدانید که شما را عاشقانه دوست دارد اما بیچاره چگونگی بیان آن را نمی داند چون دراین کار آموزش لازم را ندیده و به همین جهت احساس می کنید که او فردی بد عهد و بی وفاست درحالیکه او از راه و رمز نکات مهرورزی بی اطلاع است

از کاری که کرده ای بسیار نادم و پشیمانی. با شکست مواجه گردیده و فکر می کنی دیگر کسی تو را دوست نداشته و مورد احترام نیستی. اما مرور زمان همه چیز را دست می کند. مطمئن باشید که این شکست مقدمه ای است برای پیروزی بزرگ انشاالله

  این نیت قدری اشکال دارد شاید به آن دلیل که جنابعالی بیش از اندازه از زندگی توقع داشته و خیال می کنید که باید همه چیز برایتان همیشه مهیا باشد درحالیکه چنین چیزی برای هیچ کس امکان نخواهد داشت و بدانید همه به زندگی شما حسد می ورزند و متاسفانه جنابعالی هم ارزش واقعی خود را نمی دانید که دارای خلاقیت های فراوانی هستید بطوری که به شما اطمینان داده اگر اراده نمایید میتوانید کوه را از جا برکنید

به زودی خبر مسرت بخشی دریافت کرده و مژده ای به شما می رسد وگمشده پیدا می شود  و نذر خود را ادا کن و همچنین  با کسی آشنا شده ای که بسیار بی وفاو رسوا پیشه می باشد ودرعهد شکنی نمونه خاص و عام می باشد و وفاداری شما نسبت به او بیهوده وبی جهت است وبسیار به نفع شما بوده که از او دوری کنید

معانی ابیات غزل۷۸

بیت اول: دیدی که یار قصد دیگری غیر از جور وظلم نداشت پیمان خود را شکسته و از غم ما غمی به دل راه نداد.

بیت دوم:خدایا او را ببخش، هرچند که کبوتر دل مرا گرفته و کشت و حرمت صید حرم دل را نگاه نداشته است.

بیت سوم:این از بخت بد خودم بوده است که به من جفا رسید وگرنه نمی‌توان راه و رسم مهربانی و بزرگواری یار را نادیده گرفت.

بیت  چهارم : با همه این احوال هرکس از دست او رنج وزبونی نکشید هرکجا رفت مورد احترام کسی واقع نشد.

بیت  پنجم:ساقی جام‌باده بیاور و به مخالفین ما بگو که بیهوده منکر اعتقاد ما نشوند چون جمشید همچنین جامی در اختیار نداشته است.

بیت  ششم: چه بسیار سالک و پوینده راه که با آنکه رنج راه را به خود هموار کرد، به اطراف حرم نرسید و در حرم راه نیافت.

بیت هفتم: حافظ تو گوی فصاحت را از میدان دربرده در اختیار‌گیر که مدعی تو نه هنری داشته و نه از هنر خبری.

منبع : ملی کالا

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.