^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل شصتم و یکم حافظ

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم

اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست

من گدا و تمنای وصل او هیهات

مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

دل صنوبریم همچو بید لرزان است

ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست

 

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات

بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور

بیت اول : آن نامه‌رسان گرامی که از سرزمین دوست رسید با خود دعایی به خط مشکبار دوست، برای حفظ جان من آورد.

بیت دوم : این نامه چه نیکو از شکوه و زیبایی یار خبر می‌دهد و چه خوب و عالی از عزت و وقار و متانت او حکایت می‌کند.

بیت سوم : به عنوان مژدگانی دل خود را به قاصد دادم و از اینکه این سکه تقلبی را پیش‌کش (قاصد) دوست کردم شرمنده‌ام.

بیت چهارم : سپاس خدای را که ازمدد بخت موافق و همان‌طوری که آرزو می‌کردم کارهای دوست به خوبی پیشرفت دارد.

بیت پنجم : سپهر گردنده و ماه دور زننده را از خود اختیاری نیست و گردش آنها در دست اراده دوست قرار دارد.

بیت ششم : اگر باد و توفان فتنه و‌آشوب، دنیا و آخرت را در هم ریزد، ما همچنان با چراغ دیده بر سر راه دوست، چشم انتظار اوییم.

بیت هفتم : ای نسیم سحری آن خاک خوش‌بختی را که در رهگذر و زیر پای دوست قرار دارد برای تقویت بینایی به چشمان من برسان.

بیت هشتم : ما سر نیاز با چشم باز بر آستانه دوست داریم تا چه کسی در کنار او درخواب ناز آرمیده باشد.

بیت نهم : اگر دشمن به قصد آزار حافظ بدگویی او را می‌کند باکی نسبت سپاس خدای را که من در پیش دوست سرافکنده و شرمسار نیستم.

پیک : قاصد، شاطر، نامه‌بر پیاده.

ناموز: نامه‌بر، نامه‌آور، مشهور، ارجمند.

دیار: جمع‌دار، خانه‌ها، کنایه از شهر و سرزمین.

حرز: دعای رفع چشم زخم و حافظ از بلایا، که بر بازو یا گردن می‌بندند، تعویذ، حمایل.

حرزجان: حافظ و نگهدارنده جان.

خط: دست نوشته، موهای تازه رسته برچهر نوجوانان.

خی مشکبار: نوشته‌یی که با مرکب سیاه ممزوج به مشک نوشته شده و بوی خوش از آن به مشام می‌رسد، موهای مشکین عذار.

جلال و جمال: شکوه و زیبایی.

عز وقار: ارجمندی و متانت.

نقد قلب: پول تقلبی.

نثار: فدا، پیش‌کش.

برحسب: مطابق.

کار و بار: کار، و کلمة بار مترادف و دنباله مصطلح است.

فتنه: آشوب.

چراغ چشم: (اضافه تشبیهی) چشم به چراغ تشبیه شده.

کحل ‌الجواهر: سرمه و داروی تقویت قوه باصره که از سورمه و سائیده مروارید درست می‌شده.

سرنیاز: (اضافه تشبیهی) نیاز به سر تشبیه شده.- روی نیاز

حافظ این غزل را به هنگامی که شاه ابواسحاق در مسافرت و او در انتظار مراجعت شاه بوده و در پاسخ نامه‌یی که از شاه دریافت کرده سروده و در بیت دوم تلویحاً و به صورت ایهام نام جلال را که همان نام شاه ابواسحاق است ذکر می‌کند.

شاعر در بیت چهارم و برحسب مفاد نامة و اصله از اینکه کارهای شاه به خوبی پیشرفت می‌کند اظهار مسرت می‌نماید و در بیت پنجم هرچند برحسب ظاهر زبان تحسین به قدرت او می‌گشاید در واقع ایهامی است به آیه شریفه ۵۴ سوره اع‍راف: والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره… و دربیت ششم گوشه و کنایه‌یی به تشنج و فتنه‌هایی که امیرمبارزالدین رقیب ابواسحاق ایجاد کرده است دارد و صراحتاً می‌گوید اگر این فتنه‌ها تمام روی زمین را بگیرد باز من در اینجا در انتظار بازگشت فاتحانه شاه، چشم به راه می‌باشم. در بیت هفتم از روی تواضع و فروتنی خاک پای او را به چشم می‌کشد و در دو بیت آخر غزل با گوشه و کنایه به یادآوری خدمات و دوستیهای خود پرداخته و به شاه چنین تفهیم می‌کند که ما در اینجا دعاگو و چشم انتظار توایم تا دیگران! که در رکاب تواند چه کسانی بوده و بی‌خیال و بی‌پروا به سر می‌برند. و اگر رقیبان! پشت سر من بدگویی می‌کنند از آنجایی که من خود را خادم صادق شاه می‌دانم شرمنده نیستم.

لازم به توضیح است که نکات یاده شده در دو بیت آخر که مشابه آن در غزلهای دیگر هم به چشم می‌خورد به منزله کلید روان‌شناسی روحیه شاعر است و حس رقابت و بیم از جلو افتادن و تقرب شاعری را می‌رساند که در رکاب بوده و در دل شاعر ایجاد وسوسه می‌کند.

تعبیر و فال حافظ :

منتظر خبری هستید که باید برای رسیدن این خبر انتظار زیاد بکشید و دست به دعا بردارید. ناامید نشوید به چیزی یا کسی شک نکنید. حسرت رسیدن این خبر نباید شما را از پای در بیاورد بندهای غم عاقبت از دلتان باز می شود اگر با خدا باشید.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.