ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل دویست وپانزده حافظ به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود غزل دویست وپانزده حافظ به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود
^Back To Top

 

غزل دویست وپانزده حافظ

به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود      که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست       به نلاه دف ونی درخروش و ولوله بود

مباحثی که درآن مجلس جنون می رفت    ورای مدرسه و قال و قیل مساله بود

دل  از کرشمه ساقی به شکر بود ولی   زنا مساعدی بختش اندکی گله بود

قیاس کردم و آن چشم جاودانه مست     هزار ساحر چون سامریش درگله بود

 بگفتمش به لبم بوسه ای حوالت کن     به خنده گفت کی ات با من این معامله بود

زاخترم نظری سعد دررهست که دوش      میان ماه و رخ یار من مقابله بود

دهان یار که درمان درد حافظ داشت    فغان که وقت مرون چه تنگ حوصله بود

فال حافظ

فردی به تو حسادت می کند او دارای قیافه ای سبزگون موهای رنگ شده شرابی قدی کوناه و بینی کشیده است از او برحذر باشید ،همسرتان را دوست بدارید که او به شما بسیار وابسته است نسبت به وی تردید نداشته باشید که موجب اقداماتی خواهد شد و از افراد افیونی و سیگاری برحذر باشیدکه اخیراً نزدیک بود در دام آنها قرار گیرید و پول به آنها قرض دهید که خداوند شما را کمک کرد ه پس برخدا توکل نموده و با دعا و نیایش کارهای شما رهمراه با دقت سرعت عمل کوشش بیشتر عملی می گردد جنابعالی دارای روحیه ای مغرور سرکش لجباز پرشور با شخصیت پرسرو صدا جسو مهاجم پرانرژی عجول بی پروا سخاوتمند جاه طلب یاغی جنگجو شجاع و نترس کله شق و تند خود هستید

خودت را با دیگری مقایسه ننما و گله از بخت خود نداشته باش. تمام مشغله و کارهای درهم تو سر و سامان پیدا می کند، مانعی پیش پای تو است که با فکر و تدبیر خودت برداشته می شود. درد تو درمان پذیر بوده، کمی حوصله داشته باش.

تو عشق را سرلوحه زندگی می دانی بهمین جهت از همه چیز گله داری اما به زودی درهای خوشبختی به روی شما باز می شود و زندگی پر رونقی خواهید داشت سعی کن از عقل خود کمک گرفته و بر احساس خویش غلبه نما و از دیگران نارحت نشو، بلکه از منطق و عقل استفاده کن آن چیزی که می خواهی به زودی بدست می آوری دررایانه به دنبال او نباش زیرا او بسیار به شما نزدیک است و باکمی ملاحتو دقت او راخواهید یافت به زودی ملاقاتی در یک میهمانی خواهید داشت .

معانی بیت های غزل 215

بیت اول: پروردگارا! سحر گاهان در کوچه میکده چه هنگامه وخبر بود که انبوه زیبارویان و ساقیان با شمع و شمعدان از دحام کرده بودند

بیت دوم:(بازگویی) داستان عشق که از حرف و صدابی نیاز ( وبه عهده نگاه واشاره ) است ، با دف ونی وداد و فریاد همراه است

بیت سوم:مذاکراتی که در آن جمع شوریدگان آشفته حال ، جریان داشت بالاتر از گفتگوهایی بود که در مدرسه بر سر مسئله یی در می گرفت

بیت چهارم:دل، از عشوه گری های ساقی راضی و سپاسگزار، ولی از ناسازگاری بخت خود ( که به وصال او نرسید) اندکی گله مند بود

بیت پنجم:در آن چشم جادوگر مخمور خیره شده در یافتم که هزارن جادوگر امثال سامری، در خود جمع دارد

بیت ششم: به او گفتم بوسه یی بده! خندید و گفت از کی؟ میان این کارها معمول بوده است

بیت هفتم:از اقبال خود چشم انتظار نگرش فرخنده و افتخار آمیزی دارم، چرا که ( خوشبختانه) میان ماه وآسمان و چهره خورشید مانند محبوب من در شب پیش حالتِ رودر رویی و رقابت بر قرار شده بود

بیت هشتم:افسوس که دهان یار که داروی درد حافظ را با خود داشت به هنگا بخشش و جوانمردی چه قدر تنگ و کم ظرّفیت بوده

معانی کلمات غزل215

جوش: ازدحام ، انبوهی ،مَشغله:هنگامه، جار وجنجال ، داد وفریاد ، قیل و قال.

مَشعَله: قندیل، شمع دان با شمع روشن ،مونث مشعل، شعله دان ،حدیث عشق:حکایت و داشتان عشق ، سخن عشق.

مستغنی: بی نیاز ،دف : دایره، عَرَبانه، آلت موسیقی پوستی کوبهیی.

خروش وولوله: بانگ و فریاد ، جوش وخروش.مباحث: جمع مبحث،گفتگو،مذاکره ،موارد مورد بحث و گفتگو.

 ملی کالا 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.