
غزل دویست ودوم حافظ
بود آیا که درمیکده ها بگشایند گره از کار فرو بسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خود بین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان که صبوحی زدگان بس دربسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید تاحریفان همهخون از مژها بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشاید
درمیخانه ببستند خدایا مپسند که درخانه نزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زنار زیرش به جفا بگشایند
فال حافظ
شما باید برای اجرای هرکاری قبل از شروع ات دعا کنید و بدانید که که کلید همه مشکلات می باشد پس همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید و بسیار بجاست با خلوص نیت وحضور قلب سوره الانفال از آیه 30تا 60 را با حضور قلب و معنی بخوانید و این مشکل صد درصد به شرط دقت سرعت علاقه تلاش بیشتر قابل حل می باشد زیرا زور بازو و قدرت و مقام راهگشای این نیت نمی باشد
کسی به شما علاقه مند است و لی راه و رسم ابزار آنرا نمی داند پس زیاد سر یه سرش نگذارید که کسی دیگر مشغول وسوسه کردن اوست ممکن بوده کار به دست خود بدهید و درمعامه ای که فکر می کنید ضرر خواهید کرد داخل نشوید و به پدر و همسر خود بگویید فعلاً دست نگه دارد زیرا زمان به نفع شماست
معنی بیت های غزل202حافظ
بیت اول: آیا ممکن است که در میکده ها را گشوده ، گره از کار فروبسته ما باز کنند؟
بیت دوم: اگر (عده یی) برای رضای خاطرزاهد خودخواه بستند مطمئن باش که( عده دیگری ) برای رضای خاطر خدا باز خواهند کرد.
بیت سوم:سوگند به دل پاک و ضمیر روشن رندان که باده نوشان بامدادی چه بسیاری در ها بسته را با کلید دعا خواهند گشود.
بیت چهارم: در مرگ شراب ، تارهای چنگ را ببرید تاهمه نوجوانان خادم میکده گیسوان دوتای خود را پریشان کنند.
بیت پنجم:سو ک نامه شراب را بنویسید ( و برخوانید) تاهم پیاله ها ، به جای اشک، خون از نوک مژه ها جاری کنند
بیت ششم: در میخانه را بستند. ای خدا را ضی مشو که در (برابر آن)در خانه ریا و فریب کاری باز کنند .
بین هفتم: حافظ، بزودی خواهی دید که از زیر این خرقه ریایی که بر تن داری چگونه با قهر و غلبه رشته زنار را باز می کنند
شرح ابیات غزل202 .... وزن غزل:فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان و بحر غزل حافظ : رمل مسبغ مخبون اصلم مسبغ است
معنی لغات مهم غزل 202
خود بین:خودخواه ، مغرور ، متکبر ، به صفای دل رندان :سوگند به صفای دل رندان
بود آیا:آیا امیدی هست، آیا ممکن است ، آیا روزی می رسد ، مفتاح به معنی:کلید.
صبوحی زدگان:نوشندگان شراب بامدادی.
نامه تعزیت دختر زر بنویسید:مرثیّه نامه شراب را بنویسید ، تعزیت نامه شراب را نوشته و اعلام عزدارای کنید.
حریفان: هم پیاله ها. گیسوی چنگ: تارهای چنگ. به جفا:به قهر وغلبه
مغبچگان: بچه مغان ، نوجوانان مغ میکده ها.
زلف دوتا بگشایند:زلف و گیسوی دو طرف سر خود را پریشان و دَرهَم کنند.
فردا: به زودی ، فردای قیامت. ببینی فردا:به زودی خواهی دید، در قیامت خواهی دید
که چه زنار:که چگونه زُنّار.