
غزل صدونودوهفتم حافظ
شاهدان گر دلبری زی سان کنند زاهدان را رخنه در یامان کنند
هرکجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند
یار ما چون سازد آغاز سماع قدسیان بر عرش دست افشان کنند
ای جوان سرو قد گویی بزن پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاقان را بر سرخود حکم نیست هرچه فرمان توباشد آن کنند
مردم چشمم به خون آغشته شد درکجا این ظلم بر انسان کنند
پیش چشمم کمتر است از قطره ای آن حکایتها که از طوفان کنند
عید رخسار تو کو تا عاشقان دروفایت جان خود قربان کنند
خوش بر آبا غصه ای دل کاهل راز عیش خوش در بوته هجران کنند
سرمکش حافظ ز آه نیم شب تا چو صحبت آینه رخشان کنند
فال حافظ
اگرچه طالب آن می باشید اما نباید برای بدست آوردنش دست به هر کار غیر متعارفی بزنید که به صلاح شخصیت علمی و خانوادگی و اجتماعی جنابعالی نمی باشد باید متوجه باشید که خوشیها چون برق می گذرد اما آبرو و حیثیت برجای می ماند راز دل خود را کمتر در میان بگذار و جلوی زبان خود را بگیرید که هر رازی نباید فاش شود عزیزم گلاسکو می گوید : عشق بزرگترین رویداد در زندگی هست ولی کامیابی نتیجه احتراق خود به خود نیست بلکه باید به آب و آتش عاقالانه زد و گرنه همه جا سوزانده
شما باید بدانید این نیت به سرعت عملی نمی گردد چون هنوز مقدمات آن کاملاً آماده نشده است ولی به هرصورت دیر یا زود عملی خواهد بود برای سرعت بخشیدن به آن به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید و بهتر بوده که سوره البدر را با معنی و حضور قلب بخوانید
غافل از حالت چرا شده ای هنوز تو جوانی پرشور هستی که از تو برای رسیدن به موفقیت استفاده می کنند و خودت از قافله عقب مانده ای. آنها خیلی از تو پایین تر میباشند، سعی کن تو هم عقب نمانی. ظلمی به تو شده که به خاطرش غصه می خوری، ولی خداوند جواب ظالمان را می ده
معانی ابیات غزل197حافظ
بیت اول: زیبا رویان ، اگر بدین گونه دلبری کنند ، در ایمان زاهدان رخنه خواهند نمود .
بیت دوم:هر چه که آن شاخه گل نرگس بشکفد خوبرویان دیده خود را به گلدان گل نرگسی مبدّل سازند .
بیت سوم:ای جوان بلند بالای راست اندام ، پیش از آنکه از قد تو چوگان منحنی بسازند ( در میدان زندگی) گویی بزن ( و توفیقی بدست آر).
بیت چهارم:عاشقان از خود اختیاری ندارند ، هرچه تو بفرمایی همان کار را می کنند.
بیت پنجم:مردمک چشم من از زیادی گریه خون آلود شد، در کجای دنیا بر انسان این همه ستم روا می دارند.
بیت ششم:این داستانهات که از تو فان نوح نقل می کنند در پیش چشم( اشکبار) من از قطره یی کمتر است.
بیت هفتم:آنگاه که محبوب ما به رقص و سماع بخیزد ، فرشتگان آسمان در عرش به رقص ودست افشانی می پردازند.
بیت هشتم: عید رخسار خودت را بنما تا عاشقانت از راه وفا جان خود را نثار توکنند .
بیت نهم:ای حافظ از ناله های نیمه شب دست برندار ومنصرف مشو تا آینه دلت را به مانند روی صبح ،روشن و تابناک ساخته است
شرح ابیات غزل197:وزن غزل: فاعلاتنفاعلاتن فاعلات ، بحر غزل ان : رمل مسدّس مقصور میباشد
لغات مهم غزل197
معنی شاهد:مشاهده کنند، ادای شهادت کننده و گواه ، واین معنی در اصطلاح فقهی: گواهی دهنده از روی یقین، در اصطلاح متکلمان: آنها اصل را شاهد و فرع را غایب می دانند، در اصطلاح صوفیه : آنچه در دل حضور داشته و یاد آن را غالب باشد، در اصطلاح عرفا: به معنای حاضر آمده و گویند شاهد حق است به اعتبار حضور ومرد یا زن نیکو روی و خوش صورت ، معشوق و محبوب خوش صورت حجت جمال حق تعالی.
بشکفد: سر درآورد،پیدا شود ، گویی ببر: گویی از میدان رقابت بیرون ببر، توفیقی بدست بیاور
شاخ نرگس: شاخه گل نرگس، کنایه از دلداری که چشمان او به مانند گل نرگس مخمور باشد.
نرگسدان:گلدان گل نرگس