ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل صدوچهل و سوم -سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد غزل صدوچهل و سوم -سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
^Back To Top

 

غزل صدوچهل و سوم حافظ

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد          وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است      طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش           کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست       و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم   گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد

 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود              او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا     سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند             جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید               دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست       گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد

فال حافظ :

این نیت به شما نزدیک بوده ولی به دلیل مشغله و تردید و عدم آگاهی از آن اطلاع نداشته و برای اجرای این نیت از افراد آگاه کمک گرفته و آنگاه دقت سرعت عمل و علاقه را همراه تلاش به کار بگیرید زیرا تا موقعیت راهی نمی باشد

دست نیاز کسی را رد ننمایید. اگر مشکلی دارید فقط رو به سوی خدا روی کنید که او حلال مشکلات است. در همه حال با خدا باشید کسانی هستند که شما را بازیچه قرار می دهند، به آنان اطمینان نکرده زیرا اسرار شما را فاش می گردد و سبب ناراحتی تان می شوند.

 نیت جنابعالی عملی می شود، به شرط آنکه ا زدانشمندان و آگاهان کمک گرفته به مشاهد متبرکه بروید و دعای کرده و محبت فرمایید مرا نیز دعا نمایید که خواسته جنابعالی عملی می گردد

بدانید که  سه فرزند در طالع خواهید داشت مسافر شما او ضاعش بهبود پیدا میکند، به شما دروغ می گوید خرید خوب بوده اما فروش صلاح نیست، تغییر مکان عملی است اما تغییر شغل نیاز به موافقت دو نفر دارد وضع خانوادگی جنابعالی بهبود یافته و همسرتان مهربان میباشد و به او محبت کرده، ویژگی های جنابعالی عبارت بوده از:فردی با شخصیت مغرور و سرکش واقعاً ضد و نقیض خود خواه سخاوتمند با شرف اصیل پرحرف فیلسوف ماب اهل مبارزه هستید

معانی ابیات غزل 143 حافظ

بیت اول:سالیانی دراز آیینه دل ، از ( عقل) ما جام جم طلب کرده، آنچه را که خود در اختیار داشت از غیر خود می طلبید.

بیت دوم:  او مروارید را که بیرون از صدف دریا این دنیا و مافیها بود از کسانی طلب می نموده که برای رسیدن به لب دریا راه خود را گم کرده

بیت سوم: این مشکل را دوشینه با پیر می فروش مُغ ها ،فردی که با یک اشاره چشم گره مشکلات را می گشود در میان گذاشتم .

بیت چهارم:او را خوشحال وخندان در حالی که قدحی از شراب در دست داشته و در سطح زلال آیینه مانندآن،جلوه های گوناگون را تماشا کرده را دیدم.

بیت پنجم:از او پرسیدم  این جام جهان بین را آفریدگار تو کی به تو ارزانی داشت؟ پاسخ داد: همان روزی که این گنبد آبی آسمان را بر پا کرده

بیت ششم:خدا ، هماره بادل بی دل و غافل ، همراه و به او نزدیک بود ولی این دل خدا را نمی دید و مانند کسی که خدا از او دور است او را صدا زده

بیت هفتم: همه ترفندها و شیوه هایی که عقل در این راه به کار می گرفت به مانند کارهای بی حاصلی بود که سامری در برابر  عصا و ید بیضای حضرت موسی انجام داده است.

بیت هشتم: (پیرمغان) گفت: گناه آن دوست که بر سردار رفت و دار از این بابت سر بلند شد این بود که ناگفتنی ها را باز گو کرده

بیت نهم:فیض وحی جبرییل اگر بازهم مددکار شود ، دیگر کسان هم مثل مسیحا مرده را زنده می کنند.

بیت دهم: از پیر مغان پرسیدم که در این زنجبر زلف خوبرویان ( که پای دلهار در بند نگه می دارد) چه حکمتی نهفته بوده ؟ پاسخ داد که حافظ ( نه از سلسله زلف بتان بلکه) از دل شیدای خود گله مند بوده.

تأیید:  نیرو ، کمک ، توانا ونیرومند کردن، تأیید نظر: با کمک نگاه  ، با کمک اندیشه و تفکر ، با سر تأیید کردن. بیدل: غافل ، دلداه و شیدا.

خدایامی کرد:خدا خدا می کرد ، شعبده: تردستی ، حقه بازی.

 پیر مغان: پیر متصدی  آتش در آتشکده ، پیر می فروش ، مغ  ، معما:  مشکل، مشکل سر در گم و پیچیده  ، قدح:پیاله بزرگ .

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.