پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 3919

 

غزل هشتادوپنجم حافظ

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت     روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود   بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم     وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد   دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن   در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم   کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

 فال حافظ

قدر چیزی را که داشته ای متاسفانه ندانستی.

حالا که از دستداده ای افسوس ان را می خوری چرا خوب رفتار نکردی و او رنجیده خاطر از پیش تو رفته. غرورت را کنار گذاشته باز هم پیش قدم شو تا به وصالش برسی. لطف خداوند باز هم شامل حالت می گردد.

 معانی  بیت های غزل 85

بیت اول: از لب لعل فام او شربتي نچشيدم و رفت. روي چون ماه او را سير نديديم و رفتم.

بیت دوم: گويا از مصاحبت با ما كاملاً خسته شده بود. بارخود را بست و چنان رفت كه به گردش نرسيده ايم.

بیت سوم: بسيار اتفاق افتاد كه به هنگام سفر، سوره فاتحه‌ و دعاي حرزيماني و بدنبال آن سوره اخلاص خوانده ايم و بر او دميديم و او به سفر رفته.

بیت چهارم:ما را فريب مي‌داد كه از حوزه ارادت و دوستي دور نخواهم گردید و ديدي كه چگونه فريب خورديم و او رفته؟(بیت دارای استفهام انکاری است)

بیت پنجم:در چمن زيبايي و لطافت پرورش و رشد يافت و ما در باغ پرگل وصالش گامي نزده ايم و او رفت.

بیت ششم: مثل حافظ سراسر شب گريه و لا به كرديم كه افسوس او رفت و ما موفق به خداحافظي با او نشده ايم.

پيكر: بدن، بدنه، جسم، مه پيكر: ماه مانند، به شكل ماه، گوئي: تو مي‌گويي.

فاتحه: فاتحه‌الكتاب، اولين سوره قرآن مجيد، گشاينده، نصرت دهنده ، بس‌كه: بسيار شد كه، بسيار اتفاق افتاد كه.

حرزيماني: دعاهايي كه حضرت رسول اكرم (ص) درسفر يمن به حضرت علي (ع) تعليم داده.سوره اخلاص: سوره قل‌هوالله

ملی کالا