^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل دویست ونود ویکم حافظ

ما آز موده ایم درین شهر بخت خویش            بیرون کشید باید ازین ورطه رخت خویش

ازبس که دست می گزم و آه می کشم              آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

دوشم زبلبلی چه خوش آمد که می سرود          گل گوش پهن کرده زشاخ درخت خویش

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخوی                بسیار تندروی نشیند زبخت خویش

 گر موج خیز حادثه سر برفلک زند                عارف به آب تر نکند رخت و پخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد     بگذر عهد سست و سخنهای سخت خویش

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام           جمشید نیز درو نماندی زتخت خویش

فال حافظ

  این نیت نشیب و فرازهای فراوانی را درپی داشته و باید شما یا آن را تحمل کنید یافعلاً به صلاح شما می باشد که از آن صرف نظر کنید و یا آن رابه زمان دیگری موکول سازید زیرا هرکاری باید پخته و آماده شود پس مقدماتی لازم دارد چون مقدمات این نیت کاملاً آماده و مهیا نمی باشداز آن فعلاً صرف نظر کنید و به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید و گفته اند بر اثر صبر نوبت ظفر آیدجنابعالی عجله نفرمایید موقعیت های بیشتر و بهتر در انتظار شماست دنیا برای هیچ کس به آخر نمی رسد

شما خوددار باشید و خود خوری و لجبازی نکنید که پشیمان می شوید بد اخلاق و تند خویی هم اندازه ای دارد زیرا اطرافیان از مشا دوری م یکنند جنابعالی که با کو چکترین کار یقهر و آتی می کنید و تحمل ندارید چگونه توقع دارید دیگران صبور باشند و هیچ وقت  به او پیله نکنید و اورا در تنگنا قرار ندهید زیرا ناچار می شود دست به کاری بزند که جداً به ضرر همه تمام خواهد شد پس او را به حال خود بگذاریدو  اگر شخصی یاچیزی مفقود شده و می خواهید سالم به خانه بازگردد از سوره حجر آیه 67 تا 8 آیه بعد از آن را باحضور قلب و معنی بخوانید

هیچکدام از راه هایی را که انتخاب کرده ای متاسفانه به هدف نرسیده و باز هم تلاش کن بالاخره روزگار روی خوش خود را به تو نشان می دهد و دلت شاد می شود. زندگی را هر طور که بگیری می گذرد ولی یادت باشد با کسانی که به عهد خود پای بند نیستند پس پیمان نبند. رسیدن به مقصود برای تو دور نیست و مقامت نیز بالا رفته است

معنی بیت های غزل حافظ291

بیت اول: ما بخت و اقبال خود را در این شهر امتحان کرده ایم، باید بار و بنهِ خود را از این مهلکه بیرون بکشیم .

بیت دوم: از بس که ( در اثر پشیمانی) پشت دست خود را به (دندان) می گزم و آه (حسرت) می کشم، مثل گل آتش جای جای دست و بدن خود را قرمز کرده به آن آتش زدم.

بیت  سوم:دیشب چه خوشم آمد، در حالی که گل روی شاخه گوش فرا داشته بود بلبلی چنین سروده است

 

بیت  چهارم:که ای دل خوش باش (و غصه نخور) که آن یار آتشین مزاج چه بسیار که از بختِ بدِ خود با چهره درهم و روی ترش به سر بَرَد .

بیت  پنجم:اگر مایلی که کارهای مشکل و آسان دنیا بر تو به سهولت بگذرد ز سست پیمانی و گفتن سخنان ناهنجار پرهیز کن .

بیت  ششم:اگر امواج رویدادهای زمانه تا به فلک هم سر بکشد، عارف رخت و لباس خود را از تری و آلودگی محفوظ نگاه خواهد داشت .

بیت  هفتم:حافظ! اگر پیوسته اوقات دسترسی به آرزوها آسان بود جمشید از تاج و تخت خود دور نمی ماند (از ضحاک شکست نمی خورد).

معانی کلمات غزل 291حافظ

رَخت : بار و بنه، اسباب خانه .ورطه : بیابان بی راه و نشان، مُرداب گِل و لای، هرچیز هولناک و خطرناک، مهلکه، جای گرفتاری و هلاکت .

بیرون کشید باید: بایدبیرون کشید .دست گزیدن : کنایه از افسوس خوردن، اظهار پشیمانی.

لخت لخت : لکّه های قرمز روی پوست، پاره پاره، چاک چاک .گوش پهن کردن : گوش فرا داشتن با دقت .

تُند خو : آتشین مزاج.تندرو : تروشرو، اَخمو، با چهره در هم .سخت و سست : دشوار و آسان، مشکلات و ملایمات .عهد سست : پیمان بی دوام.سخن های سخت : سخنان ناهنجار، گفتار ثقیل و سنگین .

موج خیز : محل ایجاد موج در دریا، ناحیه متلاطم دریا . مراد : آرزو، خواسته .

رَخت و پَخت : پخت از اتباع و مزاوجه رَخت است مانند کار و بار جهت تتابع و ترادف کلمه .

میسر : سهل الحصول، به آسانی فراهم شدن .مدام : همیشه .

شرح ابیات غزل 291

وزن غزل : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات ، بحر غزل : مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.