^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

<

 

غزل دویست وهشتادوپنجم حافظ

درعهد پادشاه خطابخش جرم پوش      حافظ قرا به کش شد و مفتی پیاله نوش

صوفی زکنج صومعه با پای خم نشست     تادید محتسب که سبو می کشد به دوش

احوال شیخ و قاضی و شر بیهودشان   کردم سوال صبحدم از پیر می فروش

گفتا نه گفتنیست سخن گرچه محرمی     درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش

 

ساقی بهار می رسد و وجه می نماند    فکری بکن که خون دل آمد زغم به جوش

عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار   عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش

تا چند همچو شمع زبان آوری کنی        پروانه مراد رسید ای محب خموش

ای پادشاه صورت و معنی که مث لتو     نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش

چندان بمان که خرقه ارزق کند قبول    بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش

فال حافظ

از موقعیتی که برای شما پیش آمده بخوبی از هوش و استعداد و سرعت عمل خود بهره برگی رو با اقدامی پسندیده در اجرای ان نیت تبلاش کن و مگذار دیگران از فرصتها سوأ استفاده کنند و رقبا پیروز گردید و از او خبری خوش دریافت می کنید مسافر شما از موانع و مشکلات عدیده نجات یافته است به زودی خبرهای خوش می دهد در مورد فرزندان نگران نباشد که چهار فرزند در طالع دارید که سومی به مقام رفیع م یرسد بیما رشماتا دو ماه دیگر بهبود می یابد مسافرت ار توصیه نمی کنم برای خرید موقعیت مناسب است ولی روش فرقی ندارد ملاقات مهمی در پپش دارید

شما  می خواهی جاه و مقام و عزتی را کسب کنید و بر رقیبان پیروز شوید شش شب متوالی با حضور قلب از سوره امدثر آیه 13 را تا 7 آیه بعد از آن با معنی بخوانید به پدر و مادر توجه ویژه ای داشته باشید

الان موقع حرف زدن نیست، کمی تال کن. فکری به حال خودت بکن تا از این غم رهایی پیدا کنی و تا جوانی می توانی کاری انجام دهی و نگو فعلا" جوانم و وقت برای توبه زیاد است. برای رسیدن به مراد باید رنج و سختی و انتظار بکشی و اگر عجله کنی همه چیز را بر باد می دهی

معانی ابیات غزل حافظ285

بیت اول: در زمان پادشاهی که کارهای خلاف را بخشیده و گناهان را می پوشاند، حافظ قرابه شراب را به دوش می کشد و فقیه، پیاله باده می نوشد. (حافظ قرابه قرابه شراب می نوشد و فقیه پیاله پیاله).

بیت دوم: صوفی، وقتی مشاهده کرد که پاسبان شرع کوزه شراب را به دوش می کشد، از کنج خانقاه خود به در آمده در میخانه به پای خُم مقیم شد .

 بیت سوم:بامدادان از پیر می فروش چگونگی حال شیخ و قاضی و باده نوشی پنهانی آن ها را پرسید

بیت چهارم:گفت، هرچند تو راز داری اما این سخن نگفتنی است . خاموش و راز نگهدار باش و می بنوش .

بیت پنجم:ساقی، بهار فرا می رسد و پولی (برای خرید شراب) باقی نمانده است. چاره یی بیندیش که از شدّت اندوه، خون در دلم (به مانند شراب در خُم) به جوش آمده است .

بیت  ششم:در بحبوحه عشق و جوانی و بی چیزی، بهار فرا رسیده است. عذر مرا بپذیر و دامنِ کرم خود را بر روی تقصیر و خطای من بکش .

بیت هفتم:تا به کی مانند شمع زبان درازی و افشاگری می کنی؟ ای عاشق، اجازه کامروایی رسیده خاموش باش.

بیت هشتم: ای پادشاه ظاهر و باطن که به مانند تو هیچ دیده ندیده و هیچ گوش نشنیده است

بیت نهم:آنقدر باقی باش که بخت جوان تو از دست فلک پیر ژنده پوش، خرقه کبود پذیرفته و جانشین آن گردد .

شرح ابیات غزل حافظ285

وزن غزل : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات ،بحر غزل : مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور

معانی لغات غزل 285

قرابه : شیشه های بزرگ شکم دار .قرابه کش : کسی که این شیشه ها را از جایی به جایی حمل می کند، عمله شراب .

مُفتی : فتوا دهنده، فقیه ،صومعه : خانقاه .با پای خُم : در پای خُم ،محتسب : پاسبان شرع، پاسبان آمر به معروف و ناهی از منکر .

شیخ : سالمند از شصت سال به بالا که علامت پیری در چهره او هویدا باشد .قاضی : قاضی شرع .

شرب الیهود : شراب خوردن یهود، کنایه از پنهانی باده نوشیدن یهودی هاست زیرا به حکم شرع غیر مسلمانی که در مذهبشان شراب حرام نیست نبایستی متجاهر به فسق باشد .

دَرکَش زبان : زبان دَرکش، زبان را کوتاه کن، سکوت کن و خاموش باش .پرده نگهدار : پرده داری کن، راز داری کن، راز نگهدار باش .

خونِ دل آمد ز غم به جوش : از شدت غم خون در دلم به حالت جوشیدن درآمده است. کنایه از شدّت عصبانیِت .

مفلس : بی چیز، تهیدست.ذِیل : دامنِ جامه .ذیل کرم : (اضافه تشبیهی) کرم به دامن تشبیه شده.

جرم به ذیل کرم بپوش : با دامن کرم و بخشش گناه را بپوشان .زبان آوری : حرّافی، سخن پراکنی و زبان آوری شمع به معنای سرکشی و زبانه زدن شعله شمع است .

پروانه مراد : اجازه نامه کامیابی، فرمانِ مراد، رخصت مراد ،مُحِبّ : دوست، عاشق

ملی کالا    

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.