^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل دویست وهفتادو هفتم حافظ

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش        گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند       خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل       زین تغابن که خزف میشکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود        این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

 

ای که در کوچه معشوقه ما میگذری             بر حذر باش که سر میشکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست      هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل         جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود           نازپرورد وصال است مجو آزارش

فال حافظ

به دست آوردن پول و سود به هر طریق ممکن جایز نبوده و اصل آن است که حلال و حرام مشخص باشد. با حرف زدن به جایی نمی رسید بهتر است کمی به قول هایی که داده اید و به عهدی که بسته اید فکر کنید و عمل نمایید. مواظب راهی که می روید باشید. سفر کرده ی شما به سلامت بر می گردد و وضع دنیا همیشه به یک روال باقی نمی ماند. بنابراین عاقبت اندیش باش و در کارها شتاب و عجله نکن. با خوش بینی به آینده بنگر. با دشواری های زندگی شجاعانه مقابله بنما و هیچ گاه نا امید نباش

به گرفتاری خصای دچار گردیده ، که قدرت بیان آنرا نیز ندارید پس سعی کنید به یکی از مشاهد متبرک بروید و دعا کنید و آنگاه ای راز را با یکی از آشنایان مهربان در میان بگذاریذ که گشایش بسیار بوده وسعی کنید د رخود خانه تکانی نمایید و افکار بد و پریشا را از خود دور سازید و دوستان ناباب و افیونی را کنار بگذاریذ و راسی و درستی ار برهرچیز مقدم بدارید و با تلاش و سرعت عمل و دقت گامبردارید که رقبای زیادی دراد پس با تدبیر عمل کنید و او نیز چنین کند

 اگر میخواهید زیارت خانه خدا یا عتبات عالیات یا سفری مهم نصیبتان گردد به مدت ده شب متوالی از سوره انفال آیه 63 را تا 10 آیه بعد از آن را با معنی و حضور لب بخوانید این نیت هنوز ثمره نمی دهد بلکه نیاز به زمان دارد ولی بالاخره عملی می شود با پدر و مادر مهربان باشید و دست از لجبازی و بگو مگو بردارید که در دراز مدت ملال آور می شود .

معانی بیت های غزل277حافظ

بیت اول: همه فکر بلبل آن است که گل معشوق او شده است  گل در این فکر است که چگونه در کار او ناز و عشوه کند.

بیت دوم:دلبری تنها این نیست که عاشق را بی قرار کنند ؛ خواجه ان کسی است که غم خوار خدمتگار خود باشد.

بیت سوم: جا دارد که خون در دل لعل موج بزند ؛ از غصه این ضرر و خسران که سفال بازارش را می شکند. رگه های سرخ در درون لعل در تصور شاعر رگهایی هستند که خون در آنها جریان دارد ، و چنین است که می گوید «خون موج زند در دل لعل»، و مجازاً معنای رنج بردن و خون به دل بودن از آن خواسته است. بر مبنای این فرض می گوید جا دارد که لعل دلخون باشد زیرا سفال او را از نظرها انداخته و بازارش را شکسته است.

بیت چهارم: بلبل سخن گفتن را از گل الهام گرفت وگرنه ؛ این همه قول و غزل را در منقار او ننهاده بودند.فیض به معنای عطا و بخشش و هم چنین القاء امریست در قلب به طریق الهام بدون تحمل زحمت کسب و اکتساب، الهام وقول و غزل ، هر دو در اصطلاح موسیقی آمده­اند : قول به معنای کلماتی است که به آهنگ خوانده می شود، و غزل نوعی خاص از تصنیف است؛ و در این بین همین معنی آنها مورد نظر است زیرا قول و غزل را به بلبل که آواز خوان است نسبت می دهد.

بیت پنجم: ای کسی که از کوچه معشوقه ما می گذری؛ متوجه باش که دیوارآن سر می شکند.یعنی دیوار ان محکم است و از برخورد با آن سرت می­شکند، پس به نزدیک آن مشو و در پی راه یافتن به اسرار کوچه معشوق مباش و مقصود اینکه مکان معشوق برای همه کس دست یافتنی نیست و باید متوجه خطرات و مشکلات باشند.

بیت ششم: آن یار سفرکرده را که به اندازه صد کاروان دل دوستان با او همراه است هرجا هست خداوندا به سلامت نگاهش دار و صد قافله دل همره اوست یعنی به اندازه جمعیت صد کاروان دوست و ارادتمند دارد. که در دل آنها جا دارد، فکرشان متوجه اوست و برای اینکه سفرش به خیر و خوبی انجام پذیرد، همه این ها به او دعا می کنند . و فکرشان بطور دسته جمعی به دنبال او رفته است.

بیت هفتم: ای دل ، اگر چه از بی دردی خوشحالی؛ از عشق هم غفلت مکن که عوالم شیرینی دارد.مقصود اینکه غم و درد عشق کمال و پختگی می دهد ولی در عافیت و بی دردی ذوق و حال از میان می رود.

بیت هشتم: اینگونه که صوفی سرخوش کلاه خود را کج کرده؛ اگر دو جام دیگر هم بنوشد دستارش هم آشفته و پریشان خواهد شد و صوفیان ابتدا کلاه یا عرق چین بر سر می گذاشتند و بعد دستار پارچه ای به دور آن می پیچیدند. می گوید صوفی با این مختصر باده ای که نوشیده ، سرخوش شده، کلاه خود را کج کرده و آثار مستی نشان می دهد ، اگر دو جام دیگر بنوشد، دستارش هم آشفته می شود.

بیت نهم: دل حافظ که به دیدن تو عادت کرده بود؛ در سایه وصال تو با ناز و تنعّم پرورده شده،در پی آزار او مباش.خوگر یعنی: الفت گرفته، عادت گرفته، مأنوس.

ملی کالا  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.