^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل دویست وهفتادوششم حافظ

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

         بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

          مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

          کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

 تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست

            راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام

           هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

           این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند

           دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود

              عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

فال حافظ

بدانید که اگر طالب میباشید  باید صبر و شکیبایی داشته باشید زیرا عسل بدون نیش زنبور میسر نمی شود آگاه باش که از روی ظاهر افراد قضاوت کردن اشتباه محض می باشد مبادا راه اشتباه و غلط را بپیمایی و فریب بخوری در این صورت انجام هیچ کاری دور نیست و این پریشانی و نگرانی جنابعالی بدون سبب و جهت است وناشی از تردید و وسواس وعدم اتکای به نفس است از پدر و مادر ناامید نباشید آنها آنقدر مهربان و صمیمی هستند بویژه پدرتان که دل درگروی پیشرفت شمادارد و به چیز دیگری جز این فکر نم یکند پس سخنان وی را گوش کنید و برخداوند توکل کنی بدانید که حتماً پیروز می گردید

آنچه را که مصلحت هست انجام بده فقط علم برای رسیدن به مقصود و حاجت کافی نیست ایمان قوی و تحمل سختی ها ی راه هم لازم هست و بنابراین دست از غرور بردار و تلاش کن. کرم داشته باش تا به مقصود برسی.

از سختی ها و مشکلات زندگی نهراسید. همه ی مشکلات با صبر و تحمل از پیش راه تو برداشته می شوند. در اجرای تصمیم ها با تعمق و اندیشه باش و با پشتکار و استوار باش تا موفق شوی.

مژده داد که این نیت بر شما مبارک باد اما  باید ناراحتی ها را ابا آرامی تحمل کنید وخود را دچار وسواس و اضطراب نکنید اگر می خواهید عاقبت کار شما و خانواده یتان نیکو باشد در هفت شب متوالی سوره توبه آیه 21 را تا 10 آیه بعد با معنی و حضور قلب بخوانید که گشایش بسیار بوده

تفسیر بیت های غزل276حافظ

بیت اول: اگر باغبان پنج روزی به مصاحبت گل نیاز دارد؛در تحمل رنج دوری باید مثل بلبل صبور باشد.پنج روز ، کنایه از مدت کم است: گل همین 5روز و 6روز باشد.یعنی اگر باغبان مایل است که چند روزی از مصاحبت گل لذت ببرد،باید رنج ماههای سرد زمستان و پاییز را تحمل کند، تا بهار برسد ، هم چنان که بلبل رنج دوری و نیش خار را تحمل می کند و از عشق گل منصرف نمی گردد

بیت  دوم:ای دل در زنجیر زلفش از بی سروسامانی شکوه مکن ؛ مرغ هشیار وقتی به دام افتاد باید هشیار باشد و دل را چنانکه غالباً رسم اوست به مرغ تشبیه کرده، می گوید وقتی مرغ گرفتار قفس شد اگر هوشیار باشد آرام می ماند ، زیرا هرچه خود را به در ودیوار قفس بزند بیشتر رنج می کشد، پس ای دل من اکنون که در دام زلف او افتاده ای آرام باش.

بیت سوم: برای رند بی پروایی که آتش به عالم زده، مصلح اندیشی چه لزومی دارد؛ کار کشور داری است که به تفکر و چاره اندیشی نیاز دارد.

بیت  چهارم:درطریقت ، تکیه بر پرهیزگاری و علم ودانش کفراست، سالک اگر صاحب صدگونه فضیلت باشد،باز باید توکل داشته باشد. طریقت در اینجا به معنی  روش، راه، در تصوف تزکیه باطن وآن طریقی است که سالکان را به خدا رساند

در طریقت ، یعنی راهی که عارفان برای وصول به معشوق برگزیده اند، تکیه بر تقوی یا علم و دانش خلاف رسم و راه است. سالک این راه اگر صدگونه از این فضائل داشته باشد نباید بر آنها تکیه کند و مغرور شود باز هم باید به خداوند توکل داشته

بیت   پنجم:نگاه عاشقانه و لذت بردن از چنین زلف و رخ حرام باشد؛بر فردی که به روی یاسمن و گلبرگ های مجعد سنبل نیاز داشته باشد و مقایسه بین زلف یار با خوشه سنبل ، و رخ یار با برگ گل یاسمن است، و رجحان دادن زلف و رخ یار بر آنها . می گوید آنکه با وجود زلف و رخ یار بخواهد با سنبل و یاسمن نظر بازی کند،ارزش زیبایی را نمی داند؛ پس لذت نگاه ونظر بازی با زیبایی های معشوق بر او حرام باشد.

بیت   ششم:تا زمانی که این دل پریشان من به آن کاکل و زلف مجعد نیازمند باشد باید از آن چشم مستانه نازهای بسیار بکشد.نرگس ، کنایه از چشم است و نرگس مستانه؛ چشمی مثل مستان. چشمی که مثل مستان با حال و کیفیت و افتادگی نازآلود باشد.

بیت   هفتم:ساقی ، در گردش پیمانه شراب چقدر مسامحه می کنی ؛ وقتی نوبت به عاشقان رسید باید پی در پی باشد وخلاصه مقصود این که چون دور به تسلسل می افتد وتسلسل نقطه پایانی ندارد وتا بی نهایت تکرار می شود، دور شراب هم وقتی به عاشقان رسید باید تکرار و تسلسل داشته باشد .مستی و شراب نوشی عاشقان هم باید تا بی نهایت ادامه یابد.

بیت  هشتم:حافظ چکاره است که بدون آواز رود شراب نخورد . عاشق بی نوا چرا باید این اندازه مقید به تجمل باشد.یعنی عارف عاشق باید ترک تجملات مادی کند اما میل به لذت جویی نمی گذارد حافظ از تجملات زندگی چشم بپوشد.

ملی کالا  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.