^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل دویست و چهل و هشتم حافظ

ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر

     زار و بيمار غمم راحت جانی به من آر

قلب بی‌حاصل ما را بزن اکسير مراد

      يعنی از خاک در دوست نشانی به من آر

در کمينگاه نظر با دل خويشم جنگ است

   ز ابرو و غمزه او تير و کمانی به من آر

در غريبی و فراق و غم دل پير شدم

          ساغر می ز کف تازه جوانی به من آر

منکران را هم از اين می دو سه ساغر بچشان

        وگر ايشان نستانند روانی به من آر

ساقيا عشرت امروز به فردا مفکن

        يا ز ديوان قضا خط امانی به من آر

دلم از دست بشد دوش چو حافظ می‌گفت

        کای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر

فال حافظ

شما به دنبال مطلب و موضوعی خاص می باشید بطوری که خوشبختی خویش ار در تصاحب آن می پندارید بهمین جهت مدتهاست افکار جنابعالی متوجه این مساله شده به جنابعالی مژده می دهم کهاین نیت دارای خیرو برکت می باشد و به زودی بر آورده شده و بدون کوچکترین نگرانی مشکل شما حل میشود و پریشانی شما جنبه وسواس و ترس داشته  که کاملاً بیهوده و ناصواب بوده بنده قول میدهم تا ده روز دیگر عملی می شود و با رفتن به یکی از مشاهد متبرکه و اداکردن نذر خود و خواندن دعا این نیت عملی خواهد شد

بر سر دو راهی قرار گرفته و نمی دانی کدام راه را باید انتخاب نمایی وهمچنین تنها هستی و دل گرفته ای داری. احساس پیری می کنی زیرا همه چیز را از خود قطع کرده ای حتی خوشی را اما بدان آنچه سرنوشت تو باشد پیش خواهد آمد. امیدوار باش. غم را کنار بگذار تا به وصال یار رسی

 مسافرتان حالش خوب است وشما چهار فرزند در طالع دارید از حسودان برحذر باشید راز دل خود را به کسی نگویید همسری مهربان و فرزندانی شایسته به همراه زندگی راحت همگام شماست حضرت علی (ع) فرماید: بزرگترین هدیه گذشت و بزرگترین سرمایه اعتماد به نفس و بزرگترین گناه ترس میباشد پس با به کارگیری فرمایش مولای متقیان مصمم  گام بردارید که موقیت در چند قدمی جنابعالی است و به شما تبریکمی گویم

معنی غزل 248حافظ

بیت اول: ای باد صبا ، بوی خوشی از کوی شخصی به سوی من آر، از غم زار و نزار شده ام . بویی که سبب آسایش روح و جان من است برای من بیاور.

بیت  دوم:(ای بادصبا) سکه تقلبی بی ارزش دل ما را با اکسیر مراد ، صاحب عیار کن یعنی نشانی از خاک آستانه اقامت دوست برای من بیاور.

بیت سوم: در گوشه یی به قصد تماشای آنچه می گذرد کمین کرده ام و با دل خود در جنگ و جدالم( که پایان کار از چه قرار است) از ابروی او کمانی و از کرشمه او تیری برای من بیاور .

بیت چهارم: در تنهایی و دوری غم دل پیر شدم . از دست تازه جوانی پیاله شرابی برای من بیاور.

بیت پنجم:به آنان که منکرند نیز دو سه ساغراز این می بچشان و اگر آنها از گرفتن ، سرباز زنند هر چه زودتر برای من بیار.

بیت ششم: ای ساقی خوشی وشادی امروز را به فردا مینداز یا از دیوان سرنوشت ، خط امان نامه زنده بودن تا فردا را برای من بیاور.

بیت  هفتم:دیشب هنگامی که حافظ می گفت ای باد صبا بوی خوشی از کوی فلانی به سوی من بیاور دلم از دست رفت و بی اختیار شدم.

شرح غزل248: وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات وبحر غزل: رمل مثمن مخبون مقصور میباشد

معنی لغات248:

نکهت : بوی خوش  فلانی : ضمیر مبهم = محبوب

اکسیر مراد :کیمیای مقصودو هدف ، کمین گاه: جایی که پنهان است

 روانی : قید زود فوری ، دویان قضا : دفتر تقدیر الهی

منبع ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.