^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل دویست وسی وچهارم حافظ

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید       ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید

نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل   چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید

حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست      که شمه‌ای ز بیانش به صد رساله برآید

ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت         که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید

به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود     خیال باشد کاین کار بی حواله برآید

 گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان      بلا بگردد و کام هزارساله برآید

نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ        زخاک کالبدش صد هزار لاله برآید

فال حافظ

توقع خیلی زیادی از روزگار داشته و دلت می خواهد بدون دردسر به همه چیز برسی. این خیالی بیش نیست بدون سعی و کوشش کار به جایی نمیرسی پس مثل حضرت نوح خودت آینده ات را بساز تااز بلا و فقر رهایی پیدا کنی. پاداش صبر و تحمل تو، رسیدن به آرزوهایت بوده و قطعا به زودی به هدفی که برای خود مشخص کرده بودی می‌رسی. فقط کمی صبر و حوصله به خرج بده و بر خدا توکل کن. کمک و یاری گرفتن از دوستان دلسوزت را نیز فراموش نکن

معانی بیت های غزل234حافظ

بیت اول: بدان هنگام که پیاله از شراب لبالب شده و در خشش آفتاب مانند باده نمودار گردد، در باغ چهره ساقی سبب شکفتن لاله شده و از بازتاب آن درخشش بر گونه او گویی هزار لاله سر برآورده است

بیت دوم:بدان هنگام بوی زلف پر چین دلدار در چمن بپیچید ، باد صبا کاکل سنبل را بر سر گل سنبل درهم خواهد شکست ( تا دیگر ادعای عطرافشانی نکند).

بیت سوم:حکایت شب فراق از آن رویداد هایی نیست که مختصری از آن را بتوان در صد جزوه گنجانیده و شرح داده

بیت چهارم: ازاین سفره گرد وارونه فلک ، نمی توان چنین انتظار داشت که بدون رنج و مشقت صد غصه گلوگیر ، یک لقمه روزی ، نصیب و بهره ما شود

بیت  پنجم:امکان ندارد که با سعی و کوشش خود به گوهر مقصود دسترسی پیدا شود و این خیال خام است که بدون اراده و مشیت الهی ای کار عملی گردد

بیت  ششم:اگر مانند نوح پیامبر در برابر غصه و مشکلات طوفان شکیبا باشی ، بلا رفع شده و آرزوهای هزار ساله برآورده می شود

بیت  هفتم:آنگاه که بوی خوش زلف تو بر تربت حافظ بوزد ، از پیکر خاک شده او صد هزار گل لاله سر بر خواهد کشید.

شرح بیت های غزل234

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن بحر غزل: مجتث مثمن مخبون میباشد

معانی کلمات غزل234

باغ عارض: باغ چهره ساقی، گونه های ساقی. .شَمّه: اندک ، مختصر

آفتاب می: ( اضافه تشبیهی ) می بهآفتاب یعنی درخشندگی قرص خورشید تشبیه شده است.

مشرق: محل سر بر کشیدن خورشید ونمودار شدنآن در طلوع.مشرق پیاله: محل لب پیاله که چون از شراب پر شود تابش نور سطح شراب از لبه پیاله نمودار می شود.

نسیم:بادملایم صبحگاهان که از جانب شمال می وزد ،در سر گل:برروی سَرِ گُل.

کُلاله:زلف مجعّد، موی پیچیده، کاکل، مجموعه میله ها و پرچموسط گل که به صورت درهم پیچیده به هنگام شکفتن آن نمودار است، کاکل سنبل

به صد رساله برآید: درصد جزوه بگنجد.گردخون: سفره گرد گسترده ، سینی و مجمعه گرد غذا.نگون: وارون.

غصّه: در ادب عربی به معنای گلوگیر، گیر کردن لقمه در گلو ودر ادب فارسی گیر. کردن باد غم در گلو و مالاً به معنای غم به کار می رود.

نواله: لقمه خوراکی از پشی امده شده برای انسان یا حیوان.کام هزار ساله: آرزوی هزار ساله ، کنایه از عمر هزار ساله نوح نبی

منبع: ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.