^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل دویست و بیست وچهارم حافظ

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود     به هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود

طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی      ولی چگونه مگس از پی شکر نرود

سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی که نقش خال توام هرگز از نظر نرود

ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار     چرا که بی سر زلف توام به سر نرود

 دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی     که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست   که آبروی شریعت بدین قدر نرود

من گدا هوس سروقامتی دارم    که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود

تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری         وفای عهد من از خاطرت به در نرود

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم     چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود

به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید    چو باشه در پی هر صید مختصر نرود

بیار باده و اول به دست حافظ ده         به شرط آن که ز مجلس سخن به درنرود

فال حافظ

باید بدانی که این نیت دارای رنج و درد استاما ثمره ای شیرین دارد به شرط آنکه فعالیت سرعت عمل دقت و مشاوره با انسان عالمی را از دست ندهی و همیشه ارزش واقعی خود را بدان و مرحبا که به هرکس و ناکسی دم خور نمی شوی پس سعی کن از سیگاریها و افیونی ها دوری کنید

همگان به تو غبطه می خورند و این به خاطر این هست که در هیچ کاری طمع نمی کنی و برای مال دنیا حریص نیستی. دل بزرگی داری و برای همین خدا تو را از مال دنیا بی نیاز می سازد. عهدی را که بسته ای فراموش نکن. تاج دانایی بر سرت می نهند فقط مواظب شیطان باش تا صید او نشوی.

مسافرت خوب بوده و طلاق عملی است و ازدواج دارای مقدماتی است که هنوز فراهم نشده تغییر شغل ایجاد میشود و تغییر مکان زود است بیمار شفا می یابد

معانی ابیات غزل224حافظ

بیت اول:خوش به حالی که پیوسته به دنبال خواهشهای دیده راه نیفتاد و به هر جا که او را فراخوانند نپذیرفته و شتابزده به آنجا نرود

بیت دوم: بهتر این است که به لبهای شیرین یار طمع نداشته باشیم اما چگونه امکان دارد که مگس به سوی شیرینی گرایش نداشته باشد؟

بیت  سوم:سعی مکن که سیاهی دیدگان غمزده مرا با اشک شسته و بزدایی ، چرا که تصویر خال سیاه تو در دیدگان من ، هر گز از پیش چشم به دور نمی شود.

بیت چهارم: ای دل، این گونه هرزه گرد و هر جایی مباش و بدانکه با این یاوه پویی ها که آن را هنر می پنداری هرگز به جایی نخواهی رسید.

بیت پنجم:در من مست وگناهکار ، دیده خردی و خواری منگر که آبرو وحیثیت شریعت دیدن با این گناه کوچک از میان نمی رود

بیت ششم:من بی نوا آرزوی دیدار یار بلند بالایی را در سر می پرورم که جز با بخشش زرو سیم نمی توان دست در کمر او برد.

بیت هفتم: تو، که به خاطر داشتن صفات عالی اخلاقی ، چنان مانی که از دنیای دیگری بوده و از مردم این جهان برتری ، مطمئنم که وفا کردن به عهد وپیمانی که با من بسته یی از خاطرت نمی رود.

بیت  هشتم:کسی که نامه اعمالش سیاهتر و گناهتر از من باشد ، سراغ ندارم . بنابراین چگونه مانند قلمم ، دودِ سیاه آه دل به مانند مرکب ، از ادوات سینه برنخیزد وبه سرم سرایت نکند.

بیت نهم: با پرهای تاج مانند هدهد لاغر اندام ، من را گول نزن . من باشه نیستم . عقابِ سفیدم و به دنبال شکارِ کوچکی به پرواز در نمی آیم

بیت  دهم:شراب بیاور و اولین جام آن را هم به حافظ عطا کن . مشروط بر آنکه خبرش از ا ین مجلس به خارج درز نکند

شرح ابیات غزل224

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن و بحر غزل: مجتث مثمن مخبون محذوف

معانی لغات غزل224

مدام: پیوسته ، همیشه ،خوشا:خوش به احوال، چه خوب است ، چه خوش است.

نظر:نگاه، و در اصطلاح صوفیه علم نظر آن است که عارف از دیدن جمال زیبا ، آنگونه لذت ببرد که از نظر در سبزه و گل و آب روان یعنی بدون شهوت و به منظور مظهر جمال غیبی

اَولی: بهتر ، سزاوار تر ،سواد: سیاهی . کمر: میان، کمربند.

شریعت:دین و دستورات دینی،گدا:بی نوا.

مکارم:کَرَم ، بزرگواری ، ( جمع مکرمت) .مکارم اخلاق:خویهای پسندیده ، صفات عالی

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.