^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل دویست وهفتده حافظ

مسلمانان مرا وقتی دلی بود      که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم       به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین     که استظهارهر اهل دلی بود

زمن ضایع شد اندر کوی جانان     چه دامنگیر یارب منزلی بود

 هنر بی عیب حرماننیست لیکن      زمن محروم تر کی سائلی بود

برین جان پریشان رحمت آرید      که وقتی کاردانی کاملی بود

مراتاعشق تعلیم سخن کرد    حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته دانست    که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

فال حافظ

شما  احساس تنهایی دارید زیرا فکر می کنید هیچ کس سخن شمارا درک نمی کند وحتی به شما توصیه می کنم به ماد رو پدر یا یکی از اقوام نزدی اعتماد داشته باشیدو برای او درد دل کرده و از او مشورت خواسته  ،   اگرچه قبلاً وضع شما بسیار خوب بوده اما این دلیلی ندارد که مرتباً یادازگذشته کنید بلکه با سرعت دقت و فعالیت امروز و فردا را به دست آورید و عمر ار بیهوده تلف مکنیدزیرا دنیا در تغییر و تبدیل می باشدانسانهای موفق از زمان بهره می گیرند

باید تردید و اندوه را از دل بیرونکنیدهمسر راآزار ندهید به پدر و مادر توجه کامل داشته باشیددست از لجبازی و وسواسی بردارید موفق می شوید،  مسافر چندان ناراحتت نیست و بیمار بهتر می شود قرض ادا می شود مسافرت فعلاً صلاح نمی باشد و فعلاً خریدو فروش دراین بازار چندان سودی نمی بخشد

همه ی این ها مصلحت الهی بوده و تو مورد امتحان قرار گرفته ای باز هم رحمت خدا شامل حالت می گردد و کاردانی تو را نجات می دهد بدان همه ی این مصائب به خاطر جهالت خودت بوده

معانی ابیات غزل217حافظ

بیت اول: مسلمانان ، من وقتی دلی داشتم که اگر دچار مشکلی می شدم آن را با او در میان نهاده ومشورت می کردم

بیت دوم:اگر از شدّت اندوه در گرداب غم در می ماندم، با چاره اندیشی ( آن دل ) امید رهایی و رسیدن به ساحل نجات را داشتم

بیت سوم:دلی مانند من به درد عشق و مبتلا و دوستی وخیر خواهی و پشتیان همه صاحبدلان بود

بیت چهارم:آن دل ، در کوی معشوق از دستم رفت . خدایا آنجا چه منزلی بازدارنده بود وچه خاک دامن گیری داشت

بیت پنجم:هنر، خالی از نقص محرومیت نیست. اما از من محرومتر کدام فقیری را سراغ دارید؟

بیت ششم: بر این درمانده پریشانحال دل بسوزانید ، چرا که روزگای کار آزموده به تمام معنا بود

بیت هفتم:آز آن زمان که عشق ، شیوه سخن سرایی را به من یاد داد ، گفته ها یم در هر محفلی در ردیف سخنان پر مایه و نغز بازگو می شود

بیت هشتم:هرگز گمان مبرید که حافظ نکته سنجی نغز گوست چرا که بر ما روشن شد که نمی داند.

معانی کلمات غزل217

تدبیر:چاره اندیشی،گفتمی:می گفتم.

مصلحت بین:مصلحت شناس،خیرخواه.استظهار: پشت گرمی. تدبیر:چاره اندیشی.

اهلِدل:صاحبدل ،زنده دل.حرمان: محرومیت.

تعلیم:آموختن.محکم غافلی بود: بسیار غافل بود، سخت وبی خبر نا آگاه بود.

شرح ابیات غزل217حافظ

وزن غزل: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل و بحر غزل: هزج مسدس مقصور میباشد

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.