^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

 غزل صدونودوچهارم حافظ

سمن بویان غبار چو بنشینند بنشانند       پری رویان قرار دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دلها چو بر بندند بربندند   ززلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند

زچشمم لعل زمنی چو می خندند می بارند     ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند       نهال شوق درخاط چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند دریابند   رخ مهر از سحر خیزان نگردانند اگر دانند

 دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد      ز فکر آنان که در تدبیر در مانند درمانند

 چو منصور از مراد آنان که بردارند بردارند     بدین درگاه حافظ را چو مس خوانند می رانند

 درین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند      که با این درد اگر در بند درمانند در مانند

 فال حافظ

شما انسان ساده دل و مهربانی هستید  و متاسفانه  به حرف دیگران زود اعتماد میکنید بطوریکه بعضی اوقات در درونتان نبردی سخت آغاز می شود تا جایی که هر کس شما را مییبیند به حالت ویژه جنابعالی پی می برد درحالیکه جنابعالی از زندگی نسبتاً خوبی برخوردارید و دیگران غبطه شما را می خورند پس جای گله و غصه وجود نداشته واین رنج ها و ناراحتی ها و مریضی ها زود گذر میباشد مردم بدبختی هایی دارند که شما از آن غافل می باشید برخدا توکل کنید

با یک اتفاق کوچک خیلی زود از پا در خواهی افتاد و فکر می کنی دیگر کارت تمام شده و همه ی کارهایت نیمه تمام باقی مانده پس خودت می دانی اگر اراده کنی همیشه بهترین ها مال توست اما تنبلی کرده و تدبیر کارت را به دست دیگری می سپاری و خودت را کنار نکش و همیشه در میدان کار و کوشش باش. تو موفق می گردی

بدانید که این نیت با صبر و حوصله عملی است بیماری اهمیتی ندارد قرض را همه دارند و اد می شود و از مسافر خود دلتنگ نباشید که حال و اوضاع او خوبست 4 فرزند درطالع شما می باشد که آخری موجب دردسر شما می شود چیزی گم کرده اید نزد یکی از دوستان و آشنایان بوده و به زودی پیدا می شود به مشاهد متبرکه رفته و دعایی خوانده و نذر خود را ادا سازید و سوره النازعات را با حضور قلب و معنی بخوانید گشایش حاصل می شود

معانی ابیات غزل194حافظ

بیت اول: وقتیزیبا رویان خوشبوی یاسمن بو در کنار بنشینند، غبار اندوه را از میان برمی دارندو چون ستیزه جویی می کنند آرام وقرار را از دل برند

بیت دوم:وقتی دل ها را به کمند ستم می بندند وقتی جانها را از سر زلف معطر خود درها می کنند ( برای همیشه ) پراکنده ودور می سازند 

بیت سوم: پس از یک عمر، چون یک لحظه با ما بنشینند زود بر می خیزند و به هنگام برخاستن نهال شوق در دل و خاطره می نشاند

بیت چهارم:اگر به اشک گوشه گیران التفات کنند گوهر به چنگ می آورند و اگر بدانند که ( دعای سحر خیزان مستجاب می شود ) روی مهربانی سحر خیزان بر نمی گردانند

بیت  پنجم:وقتی می خندند از دیدگانم اشک سرخ فام روان می سازند وقتی رویم را می بینند راز نهان را از چهره ام می خوانند

بیت  ششم:آنها که ماند حسین منصور حلاج بهرهیی از مراد دارند بر سر دار رفته اند و اگر ، با این درد عشق، سراغ درمان را می گیرند ودر کار خود در می مانند

بیت  هفتم:وقتی به این درگاه روی نیاز می آورند آنها ناز می کنند وقتی حافظ را به این درگاه دعوت می کنند او را از درگاه می رانند

شرح ابیات غزل194حافظ:وزن غزل: مفاعیلن مفاعیلن مفاعلین مفاعیلان وبحر غزل حافظ: هزج مثمن مسبغ است

معانی لغت های  غزل194

چو بنشینند : چون در کنار عاشقان بنشینند ، فتراک: بند چرمی پشت زین که صید را به آن می بندند ، نخجیر بند

سمن بویان : ۱آنها که بوی گل سمن می دهند ۲٫ آنها که سمن می بویند. که معنای اولی برای بیت مناسبت دارد ، صفت زیبارویان .

بنشانند :( غم غبار ) بنشانند ، از میان بر دارند ،بستیزند: ستیزه جویی کنند ، لجاجت و جدال و نافرمانیکنند . یک نفس :یک لحظه

بر بندند : می بندند ، بنندند.جانها چو بگشایند : چون پای جانها را بگشایند و باز کنند .

بفشانند : پراکنده می سازند ، دور می ریزند.دَر یابند: درک کنند ، توجه کنند ، التفات کنند .

اگر دانند : اگر آگاه باشند  ، می بارند : روان می سازند .

لعل رمانی : کنایه از اشک خونین که به لعل اناری رنگ شبیه شده است ، اشک سرخ فام

سهل پندارد : گمان کند که آسان است  ، تدبیر: چاره جویی .

ملی کالا

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.