^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل صدونود حافظ

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند   ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند

قاصد منزل سلمی که سلامت بادش   چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند

امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند           گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند

یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز     که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

شاه را به بود از طاعت صدساله    و زهد قدر یک ساعته عمری که در او داد کند

 حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد   تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند

گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند

ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز     خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند

فال حافظ:

باید داسته که در این نیت بیش از اندازه صبرو شکیبایی به خرح داده که انجام گیرد ولی با تمام این رنج ها هنوز مقدمات کامل آن فراهم نشده بنابر این  لازم است یا از این نیت صرف نظر کنید و یا اینکه نذری نموده و به یکی از مشاهد متبرکه رفته و سوره لقمان را با معنی و حضور قلب بخوانید که گشایش حاصل می شود و همچنین کلید موفقیت جنابعالی در سفر یا در مسافری که برای شما خواهدآمدمی باشدزیرا با حضور او کارها انجام م یگیردملاقاتی در پیش داریدکه بسیار سودمندو تجارت پر منفعتی در پیش دارید

  خود را از وسوسه به دور کرده تا موفقیت همراه تان باشد درجایی که هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر وسوسه دیو نفس می باشد

قاصدی خوش خبر به پیشتان شما می آید که به همراه خود رسیدن به مراد و لطف یار را مژده داده و مدت درازی صبر کردید و از خدا طلب حاجت نموده اید. گوهری با ارزش به شما بخشیده اند سعی کنید آن را با کمال و جمال حفظ نموده.

معانی ابیات غزل190حافظ

بیت اول: قلم تو که از مرکب آن بوی مُشک به مشام می رسد، روزی که از ما یاد کند ، ثوابی معادل آزاد کردن دویست بنده و غلام را خواهده

بیت دوم: قاصد و پیک اقامتگاه سَلمی که امیدوارم به سلامت باشد چه زیان داشته و اگر دل مارا با سلام شاد کند .

بیت سوم:بیازمای و بنگر که اگر افسرده از دست رفته یی چون من را لطف و محبت تو به سامان برساند ،بسیاری از آرزوهایت برآورده گردیده

بیت چهارم: خدایا به دل خسرو شیرینکار کشور حُسنبی نداز که از روی شفقت و مهربانی به سوی فرهاد کند .

بیت پنجم:ارزش یک ساعت زندگانی شاه که به عدل پردازد از صد سال زهد و عبادت بیشتر میباشد

بیت  ششم:در حال حاضر ، عشوه گری و دلربایی عاشقانه تو مرا از پای در آورد ، تا ببینم بار دیگر این عشوه گری و دلربایی چه شیوه خردمندانه یی را بنیاد کرده.

بیت هفتم: سرشت پاک تو از ستایش ما بی نیاز است. از دست اندیشه آرایشگر ، در برابر زیبایی خداد داد ، چه کاری ساخته است .

بیت هشتم: در شیراز به مقصدو مقصود خود راه نیافتیم .ای خوشا روزی که حافظ رهسپار دیار بغداد شود

شرح ابیات غزل190 :

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بحر غزل حافظ : رمل مثمن مخبون محذوف است.

معانی لغات مهم

اوحدی : چون ز بغداد لب دجله دلم یاد کند دامنم را چو لب دجله بغداد کند

مستغنی:بی نیاز  ، مشاطه :آرایشگر

خسرو شیرین: شاه شیرین حرکات، خسرو عاشق شیرین (تلمیح به داستان خسرو شیرین)

سلمی: زنی معشوقه در ادبیات عرب ، مانند لیلی است و مجازاً به معشوق اطلاق می شود.

گنج مراد: گنج مقصود ( اضافه تشبیهی ) و در اصطلاح صوفیه مراد مطلق به معنای مقتدا و پیشوا و در عرف محاوره به معنای آرزو و خواسته.

خراب: ویران و در اینجا به معنای از دست رفته و تباه شده و افسرده و غمزده.

یکساعته عمر:عمر یک ساعته ، یک ساعت زندگانی ،عشوه عشق تو : نازو دلربایی عشق تو ، کرشمه عشق تو

به رحمت:از روی بخشایش و مهربانی . مدحت: مدح و تحسین ، ستایش

زبنیادم برد: بنیاد و اساس مرا از بین برد . اساس هستی مرا ویران کرد.

حکیمانه بنیاد کر دن:مانند حکیمان عاقلانه اساس کار را بنیاد نهادن .

ملی کالا 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.