^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل صدوهشتادونهم حافظ

طایر دولت اگر باز گذاری بکند          

    یار باز آید و با وصل قرار بکند

دیده را دستگه درو گهر گرچه نماند

      بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من  

    هاتف غیب ندا داد که آری بکند

 

کس نیازد بر او دم زدن از قصه ما 

       مگرش باد صبا گوش گذاری بکند

داده ام باز نظر را تذوری پرواز         

      با زخواند نگرش نقش و شکاری بکند

کو کریمی که زبرم طربش غمزده ای 

    جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی   

     مردی از خویش برون آید و کاری بکند

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب    

      بازی چرخ ازین یک دو سه کاری بکند

حافظا گر نروی از در او هم روزی  

    گذری برسرت از گوشه کناری بکند

فال حافظ:

متاسفانه زمان را از دست داده ای اما باقی مانده آن را دریاب که طالع جنابعالی در برج سعد می باشد و بدان که بسیار نیکوست و این نیت قابل اجراست ولی هنوز کاملاً مقدمات آن فراهم نشده ،اما ابداً جای نگرانی نمی باشد و همان طوری میل دارید انجام خواهد گرفت  اما مواظب باش شاهین اقبال را که بربام جنابعالی نشسته به پرواز در نیاوری پس به یکی از مشاهد متبرکه بروید و نذر خود را ادا نمایید وبدانید که نیت شما حتماً انجام میگیرد

مسافرتی موفقیت آمیز در پیش دارید و تغییر مکان و شغل با موفقیت انجام می شود 5 فرزند در طالع دارید به پدر و ماد راحترام بگذارید و برایشان نذر بدهید

حاضر برای رسیدن به مرادت هر چه داری بدهی اما فکر می کنی کسی به حرفت گوش نمی دهد و همه از تو دوری می کنند. این طور نیست یارانت به کمکت می ایند و دستت را مگیرند و در حق تو بخشش می کنند. خبر رسیدن به مقصود و ناکامی دشمن در راه میباشد

معانی ابیات غزل 189حافظ

بیت اول:  اگر پرنده بخت و اقبال ، بار دیگر به سوی ما گذری داشته باشد محبوب ( هم ) برمی گردد و قرا ر وصالی می نهد .

بیت  دوم:هر چند برای دستگاه گو هر سازی چشم ، سرمایه یی باقی نماند، خون دلی خواهد خورد و به فکر هدیه کردن (یاقوتی) خواهد افتاده.

بیت  سوم:دیشب با خود اندیشه کردم که آیا لب سرخ فامش چاره درد من را می کند؟ فرشته ناپیدایی ندا در داد که البته خواهد کرد.

بیت چهارم:هیچ کس جرأت ندارد که در پیش او از سرگذشت ما سخنی بر زبان آورد مگر اینکه با دصبا ، به صورت نجوا در گوش او چیزی بگوید.

بیت  پنجم:شاهین نگاه را به سوی مرغ خوش خط وخال گریز پایی پرواز داده ام ، تا شاید نقش شاهین سرنوشت او را از راه بر گردانیده و شاهین نگاهم او را شکار کند.

بیت ششم:شهر از مردان عاشق خالی شده است آیا می شود که مردی مردانگی خود را بنمایاند و کاری از پیش ببرد.

بیت  هفتم:یاوفاداری یا بشارت وصال یا خبر مرگ مدعی و رقیب. بالاخره گردش روزگار یکی از این دو دسته کار رانجام خواهد داد.

بیت هشتم:جوانمردی کجاست که یک غمزه افسرده دلی ، از مجلس عیش و عشرت او پیاله یی نوشیده و خماری خود را برطرف سازد.

بیت  نهم:حافظ ، اگر از درگاه و آستانه اودور نشوی ، او هم روزی از گوشه کنار تو عبور خواهد کرد.

شرح ابیات غزل 189 :وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بحر غزل حافظ: رمل مثمن مخبون محذوف میباشد

معانی غزل حافظ189

گر نروی از در او : اگر از درگاه او دور نشوی  ،جرعه یی در کشد:جرعه یی سر کشد، جرعه یی بنوشد.

باز آيد:دوباره برگردد، بار ديگر برگردد. باوصل قراري بكند: یعنی براي وصل قراري مي گذارد.

درّ و گهر : مرواريد و گوهر و در اينجا كنايه از اشك چشم است

دستگه :دستگاه، قدرت و استطاعت ، دسترسي ووسعت عمل ، كارگاه .

بخورد خوني: خون دلي مي خورد . هاتف:فرشته غيبي ، ندايي كه به گوش برسد وندا دهندهِ آن ديده نشود

تدبير نثاري بكند:به فكر نثار كردني مي افتد. يعني با خون دل خوردن و ريختن اشك خونين ، ياقوت نثار مقدم يار مي كند.

كس نيارد:كسي نتواند، كسي جرأت ندارد.

 ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.