^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل  صدوهفتادوشش حافظ

سحرم دولت بیدار به بالین آمد         

      گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام

       تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای

      که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

 گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد

      ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست

     ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست

     که به کام دل ما آن بشد و این آمد

رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار

      گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل

         عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

فال حافظ

مژده داده میشود که این نیت برشما مبارک باد که این نیت با توکل به خداوند و شکیبایی عملی می شود ، لذا بر دقت و تلاش خود بیفزایید و اگر بادقت و سرعت با علاقه عمل ننمایید، به مقصد نمی رسید زیرا رقیبان درکمین بوده بنابراین هوشیار باشید ،اسرار درون را با نااهلان در میان مگذارید و مواظب اطراف خود باشید که سخت حسودان در تلاش اند .

بدانید که نیت شما عالی است وبه زودی شاهین موفقیت بربام منزل شما آشیانه خواهد گرفت و بلند شو ببین که چگونه دشمنان تو شکست خورده و غم هایت به پایان رسیده ، مالی به تو رسیده که سبب شده مشکلات تو حل شود. گرمای خوشبختی را حس می کنی و ابرهای تیره از آسمان دلت کنار می روند و تو پیروز و موفق می شوی.بدانید آنچه که مدت ها در انتظارش بودی به دست خواهی آورد. رنج ها و زحمت هایی که در این راه کشیدی، تو را به سعادت و نیک بختی می رساند. از طعنه و سرزنش دشمن نترس و ثابت قدم باش و به هدف ات فکر کن

معانی ابیات غزل176حافظ

بیت اول: به هنگام سحر ، بخت وطالع بیدار بر بستر من حاضر شد و گفت برخیز که آن پادشاه شیرین حرکات باز گشت

بیت دوم:بلند شو و صبوحی بزن و شاد و شنگول برای تماشا روان شو تا ببینی که محبوبت با چه رسم و رفتار فرّ و شکوه باز آمده است

بیت سوم:ای گوشه نشین مشکل گشا و باارزش ، مژدگانی به من بده که از صحرای ترکستان آهوی مشک دار وارد شد.

بیت چهارم: اشک بر چهره سوخته دلان محنت زده آب و رنگ و طراوت دوباره بخشید و ناله به داد دل عاشق بیچاره رسید.

بیت پنجم: دوباره مرغ دل به سوی معشوق کمان ابرویی میل دارد. ای کبوتر دل مراقب باش که این شاهین شکاری است

بیت ششم:ساقی شراب بده و از دشمنان و دوستان در اندیشه مباش چرا که چنانچه آرزو داشتیم دشمن رفت و دوست بازآمد.

بیت هفتم: به هنگامی که ابر بهاری ، بی مهری و رسم بی وفایی روز گار را مشاهده کردبه حال سمن و سنبل و نسرین باغ گریه کرد و اشک باریده

بیت هشتم: آنگاه که نسیم صبا ، گفته حافظ را از زبان هزار دستان شنید در حالی که مشک بیزان بود به تماشای سبزه وریحان آمد .

شرح ابیات غزل 176:وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن و بحر غزل : رمل مقمّن مخبون اصلم میباشد

ملی کالا

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.