^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

غزل صدوهفتادحافظ

حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد    از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب    باز به پیرانه سر عاشق ودیوانه شد

صوفی مجنون که دی جام و قدح می شکست  دوش به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

مغبچه ای می گذشت راهزن دین  ودل    درپی آن آشنا از همه بیگانه شد

 آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت       چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گره شام و سحر شکر که ضایع نگشت     قطره باران ما گوهر یکدانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری      حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست            دل بردلدار رفت جان به جانانه شد

فال حافظ :

به تنهایی این مسیر را طی مکن که راز و رمزهای فراوانی داشته، پس از چند مربی و معلمی کمک بگیر که حتماً موفق می شوی، او شما را دوست داشته ولی بیچاره راز و رمز عاشقی را نمی داند پس او را با سیاست و کیاست راهنمایی کن وهدیه ای برایش بخرید

دعاهای تو بر سر نماز بی ثمر نمانده و خداوند دری به رویت باز کرد و آن رسیدن به عقل و فرزانگی بوده و دوست را از دشمن به راحتی می توانید تشخیص داده و می فهمید که از کجا به شما آفت می رسد از آنجا دوری می کنید و در نهایت تصمیم های عاقلانه گرفته ای

  با افسونگری دل او را شکسته ای و یکی از اقوام نزدیک از شما سخت نارحت شده پس هر چه زودتر دل او را به دست آوردید

بدانید که طلاق عملی شده و ازدواج نیز انجام خواهد پذیرفت، تغییر شغل و مکان زود میباشد، خرید و فروش تفاوتی ندارد از مسافر چندان خبری نیست ،اما مژده ای دریافت میکنید و شغلی به زودی درانتظار شماست نگران نباشید و خبر خوشی به زودی دریافت می کنی

شرح ابیات غزل170حافظ

بیت اول: دیشب حافظ خلوت نشین به میخانه آمد، پیمانی را که برای ترک باده گساری بسته بود شکست و به سر وقت باده رفت

بیت دوم:چهره زیبایی محبوب دوران جوانی میباشد ، در خواب به خیالش آمده بود و بار دیگر ، سر پیری عاشق و شیدا و بی قراری شد.

بیت سوم:این صوفی عقل از دست داده که دیروز آلات باده گساری را می شکست ، با نوشیدن یک جرعه می ،باز بر سر عقل آمد.

بیت چهارم: ( و )پس از آشنایی با مغ بچه یی که دل ودین را می ربود و در آنجا به رفتار آمده بود ، از همگان پیوند آشنایی را بردید.

بیت پنجم:سرخی آتشگران چهره گل ، خرمن هستی بلبل را به آتش کشید و چهره خندان شمع بلای جان پروانه شد.

بیت ششم:سپاس خدای را که گریه های شبانگاهی و سحری بی اثر نماند و دانه های اشک ما به مروارید گرانبها و بی مانند تبدیل شد.

بیت هفتم:چشم ساقی ، آینه سِحر خواند(وبرما دمید) و انجمن ورد دعای ما را به محفل گفت و شنود بدل ساخت

بیت هشتم:حالیا منزل حافظ به منزله آستان بزرگی و عظمت الهی است دل او، دلداری را باز یافته و جان او به محبوب پیوسته است

معانی لغات غزل 170حافظ

دوش: دیشب شد:رفت ، از سر پیمان برفت: عهد و پیمان را زیر پا نهاد – از سر پیمانی که برای خلوت نشینی و ترک باده نوشی بسته بود ، دست کشید- نقض عهد کرد

خلوت نشین: چلّه نشین ، کسی که در کنج خلوت و تنهایی به سر می برد.

با سَر پیمانه: به سر پیمانه ،بسر پیمانه شد: به سر پیمانه رفت، به سر وقت باده رفت

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.