^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل صدو سی و هشتم حافظ شیرازی

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

                           به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول

                          بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک

                        رهنمونیم به پای علم داد نکرد

 

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

                      ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر

                  آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار

               زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

             هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

            که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ

          که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

فال حافظ

گذشته ها گذشته است به همین دلیل کینه ها را فراموش کرده  و از خودتان مروت و گذشت نشان بدهید. منتظر جواب نامه ای باشید و همیشه امیدوار باشید. جوابش خواهد رسید. شما سرمشق دیگران شده اید. کاری کنید که دیگران از شما عبرت بگیرند.

احساس می کنید از هدف و مقصود خود دور گردیده و یا عزیزی نسبت به تو کم توجهی کرده، انتظار و امیدواری، مقصود تو را حاصل می کند. نگرانی را از خود دور کن.

معانی ابیات غزل 138حافظ

بیت اول : یادش به خیر باد آن فردی  که به هنگام مسافرت یادی از ما نکرده با یک خداحافظی دل اندوهگین ما را شاد نساخته است

بیت دوم: آن خوش اقبال و نیک بختی که ( به موجب سنت سالیانه ) نشانه ردّو قبول (علامت درخدمت بماند) بر نام بندگان خود زده، نمی دانم چرا غلام پیر خود را آزاد نساخته.

بیت سوم: جامه کاغذینِ داد خواهی خود را با اشک خونین سرخ کرده، چرا که گردشِ روزگار مرا از پای بیرق دادخواهی ( سلطان ) راهنمایی نکرده است.

بیت  چهارم:دلِ به امید آنکه انعکاس و پژواک صدایش به گوش تو برسد ناله هایی کرد که فرهاد کوه کن چنین ناله نکرده.

بیت  پنجم:آنگاه که سایه خود را از سر چمن ( ملک شیراز ) برداشتی ( دیگر ) بلبل در لابلای شاخه های شمشادِ آن ، آشیان نبوده است.

بیت  ششم: چه خوب است که پیک صبا سرعتِ سِیر را از تو بیاموزد که از این سریعتر باد هم قادر به حرکت نیست

بیت هفتم: فردی که  به آن زیبایی و حسن خداداد تو معترف نباشد ، قلم آرایشگر آفریننده نقش آرزوهای او را نخواهد کشید بدان که هرگز به آرزوهایش نخواهد رسید

بیت هشتم:ای مطرب آهنگ را تغییر بده و آهنگ عراق را بنواز ، زیرا محبوب من به سوی عراق رفت و از ما یادی نکرد .

بیت نهم:آواز و کلام ملحون حافظ از غزل های فخرالدین عراقی میباشد کیست که این آهنگ دلسوز را شنیده و متأثّر نشده است

مرغ سحر: در اینجا به معنی بلبل، عَلَم داد: بیرقی که در کنار قصر سلاطین برای استقرار مظلومین در زیر آن می افراشتند.

صدایی که مگر در تو رسد: انعکاس صدایی که شاید به گوش تو برسد، از تو بیاموزد کار: از کار تو تقلید کند ، از تو یاد بگیرد

کِلک: نی، قلم. کِلکِ مشّاطه صُنع: قلم آرایشگر آفریننده.

شکن: چین وشکن زلف در اینجا مقصود لابلای شاخه های شمشاد است.

مشّاطه: آرایشگر ، شانه کننده ، زنی که آرایش می کند، نقش مراد یعنی: نقش آرزو.

 منبع : ملی کالا

نظرات  

0 # سپهر 1397-06-10 03:27
سلام
دوست گرامی بیت آخر اشتباه معنی شده
به قرینه کلمه (سرود ) و (ره ) منظور حافظ مقام موسیقیایی
(راه عراق) بوده به معنی کنایی غمگین نه شعر فخرالدین عراقی
پاسخ

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.