^Back To Top

 

غزل صدوهفده حافظ

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

        که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس

        که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم

       تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد

 

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله

        به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن

        مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد

من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم

       که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد

سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم

      طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد

سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ

       که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

فال حافظ غزل117

 مفتون و شیدای فردی بوده ای  که او بی خبر از عالم عشق و راز و رمز آن میباشد و عجبا جنابعالی که بای فردی ارزشی قایل نبود اینک دردام این نیت گرفتار شده آگاه باش که این درخواست و محبت یک طرفه می باشد پس بسیار بجاست از این نیت منصرف شوی اگر نمی توانی دراین هفته سوره الحج از ایه 70 تا 45 را با معنی و حضور قلبت بخوان و همین پنجشنبه به یکی از مشاهد مترکه رفته دعا کنید زیرا گشایش حاصل می گردد

چاره ای غیر از سکوت نداشته که راهتان را گم نموده اید. بسیار بی تاب میباشید. همه تو را دست کم گرفته و نسبت به این موضوع بی تفاوت باشید. کسانی با تو هم صحبت بوده که در ظاهر نصیحت ولی در باطن و پشت سر با تو دشمنی می کنند.

از  ویژگیهای روحی جنابعالی عبارت بوده از قوی مواظب اندیش ناقلا زیرک موفق پر انر ژی ورزشکار نجیب آب زیر کاه نیرومند افسونگر پشتگار دار جاه طلب جذاب و دلربا شیک پوش مودب بی رگ چابک نقشه کش پول دوست گاه ولخرج بوده ای

معامله ای انجام گرفته شده و فسخ آن نیز امکان داشته پس از به هم خوردن آن معامله خانواده شما زیان نخواهد دید

معانی ابیات غزل 117حافظ

معنی بیت اول: دل ما به هنگام جلوه گربی روی او نیازی به رفتن به باغ و چمن ندارد زیرا مثل سرو گرفتار و پای بند و به مانند لاله داغدار دوری اوست

معنی بیت دوم:از بنفشه در تاب و تب و رنج و عذابم که دم از برابری با زلف او می زند . بنگر که این این سیاه بی ارزش چه خیال هایی در سر  پرورانده شده

معنی بیت سوم: سری به چمن بزن و لاله را در کنار تخت گل ببین که مانند ندیم شاه پیاله به کف برگرفته است

معنی بیت چهارم: چگونه می توانم در شب تاریک راه پر پیچ و خمش را بپیمایم ،مگر آنکه شمع روی او چراغ و روشنایی بخش راه من گردد

معنی بیت پنجم:سزاوار بوده که من شمع سحری به حال به یکدیگر گریه کرده چرا که هر دو سوختیم و محبوب من با ما بی اعتنا میباشد

معنی بیت ششم:جای آن دارد که چون ابر بهمنی به حال این چمن گریه کنم زیرا این طرب سرای بلبل را زاغ در اختیار گرفته بوده

معنی بیت هفتم:دل دردمندحافظ بر آن بوده که در خلوت تنهایی خود درس عشق خود را تکرار نموده زیرا نه خیال گردش نه دل و دماغ رفتن به باغ داشته است

تاب دارم یعنی: در تاب و تبم ،عصبانی ام ، در رنج و عذابم.، چه در دماغ دارد : چه خیال هایی در سر دارد.

ایاغ به معنی: پیاله ، ساغر، جام شراب.

منبع ملی کالا 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.