
غزل صدو دوازده حافظ
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد
بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
در کف غصه دوران دل حافظ خون شد از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد
فال حافظ
امید پیروزی و بهروزی و کامیابی را از دست نداده و تا پیروزی نهایی راه چندانی وجود نداشته و با حوصله و تلاظ بیشتر بدست آمده و به سادگی می توانید شاهد موفقیت را در آغوش بگیرید
زمانی به گنج و ثروت رسیدی که قناعت داشته و در آن صورت بوده که خداوند هم کرمش را بیشتر میکند و حاجتی داری که خیلی زود به آن می رسی به شرط اینکه حق دیگران را ضایع نکرده و بدان جوانی و زیبایی همیشه ماندنی نبوده بنابراین، با جمال و زیبایی ات مغرور نباش. جنابعالی با داشتن ویژگیهای جذاب و دلربا نرم و لطیف طوفانگر هوشیا ردقیق خیرخواه دست داشتنی با سلیقه قدر شناس راستگو نظر بند بی اذیت و ازار خوشرو درزندگی فردی موفق و پیروز خواهی بود
در این تفسیر این فال حافظ در بیت سوم فرموه اند که (من آن روز از فرهاد قطع امید کردم وگفتم کارش از کار گذشت که زمام دل شیفته خود را به دست شیرین شکر لب داد ) تو خود حدیث مفصل بخوان از این معنی،همیشه توکل برخدا داشته باشید زیرا او برهمه چیز قارد و تواناست و تردید را از دل بیرون کنید
به آرزوی خود خواهید رسید اگر شکیبا باشید و ازسخنان حسودان ناامید نشوید بلکه بر تلاش و اراده خود بیفزایید
معانی ابیات غزل 112حافظ
بیت اول: کسی که به چهره تو، رنگ گل قرمز و نسترن سفید داده و رخسار تو را سرخ و سفید آفریده، به من مسکین هم میتواند صبر و آرامش عطا کرده.
بیت دوم:فردی که به گیسوی تو راه و روش درازدستی و تجاوز یاد داد، لطف و کرمش هم میتواند داد من غمگین را ستانده.
بیت سوم:از آن روزی که فرهاد مهار دل دیوانهاش را به دست اراده لب شیرین سپرد، من از حیاتش قطع امید کرده ام.
بیت چهارم:هرگاه گنج طلا نباشد، گوشهیی که بتوان با قناعت در آن به سر برد، موجود بوده و آن خدایی که به شاهان گنج زر داد به مستمندان هم کنج قناعت ارزانی داشته است.
بیت پنجم:دنیا به مانند عروس خوش سیمایی بوده، ولی هرکس با او پیوند همسری بست، عمرخود را کابین و مهریه او کرده و در اختیارش نهاد.
بیت ششم: پس از این، کنار جویبار، دست به دامن سرو میشوم. به خصوص که بادصبا مژده فرا رسیدن ماه فروردین و فصل بهار را میدهد.
بیت هفتم: دل حافظ در زیر فشار و در مشت غم و اندوه روزگار خون شده و فریاد از دوری رویتای خواجه قوامالدین میباشد.