^Back To Top

تلگرام ملی کالا

تلگرام ملی کالا

 

غزل صدو یازده حافظ

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

                   عارف از خنده می در طمع خام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

                این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

              یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

 غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

             کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم

    اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار

          هر که در دایره گردش ایام افتاد

در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ

          آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی

           کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

          کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است

          این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

         زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

فال حافظ

  ویژگی های جنابعالی عبارت بوده از مخترع حساس بی ریا قابل انعطاف با حس ششم قوی شیطان و بلا مرموز حیله گر سیاستمدار پر از جاذبه اهل کشف پوچ گرا موافق برنده خسیس پرحافظه لجباز رود رنج

برای اولین بار هر کسی که شما را برای اولین بار می بیند پی خوش قلبی و ساده دلی شما پی خواهد برد زیرا خوب دارید فکر می کنید همه مثل شما می باشند.

همیشه مواظب باشید از شما سو استفاده نکنند، کمی زرنگ تر باشید و همچنین خوددار باشید. برای هر کسی دلسوزی نکنید که هر کسی شایسته ی دلسوزی نمیباشد.

 مدتی است که دل مشغول می باشید و مدام شور و غوغا در درون خویش حس میکنید وقلبت آرام نمی گیرد و فکر می کنید که به شما ظلم و ستم روا داشته اند تا اندازه ای درست میباشد اما تماماً این چنین اتفاق نخواهد افتاد زیرا اعمال انسان نتیجه کردار انسان می باشد و هرکاری بازتاب گذشته و این دنیا دار مکافات است پس غمگین نباشید با اراده اقدام کنید

همیشه بدانید که دنیا را نباید به خود سخت گرفت این اندیشه یک تصور بیش نبوده اگر می خواهی انجام بگیرد به یکی از مشاهد متبرکه رفته و نذری را ادا کرده و سوره السبا را با حضور قلب  ومعنی بخوانید شاید گشایش حاصل گردد

معاني ابيات غزل 111حافظ

بیت اول: از آن زمان كه تصوير چهره و تجليات ذاتي تو در جام شراب منعكس شد، در سرعارف از خنده مي اين خيال نابجا پيدا شد كه به همه اسرار آگاهي يافته است

بیت دوم: (از همان زمان) كه جمال تو در آيينه جام شراب، دريك لحظه تجلي نموده، تصوير اين همه پندارهاي گوناگون در آيينه تخيلات و انديشه عارفان شكل گرفته است

بیت سوم: تصوير افتاده بر آيينه مي و اين همه نقشهاي جوراجور كه شكل گرفته، همگي از يك تجلي چهره ساقي دهر است كه در جام نمودار شده

بیت چهارم: غيرت و حميت ناشي از  حب الهي و انگيزش عشقي او كه اساس هستي بر آن استوار میباشد زبان همه عارفان خاص را از حيرت بند آورد كه از كجا راز آفرينش او در دهان همگان افتاه است

بیت پنجم: من باميل و اراده خود از مسجد به سوي خرابات روي نگردانيده‌ام. براي من از روز ازل اين سرنوشت پيش‌بيني و مقدر بوده

بیت  ششم:هركس كه در دايره گردش پرگار به گردش واداشته شد، اگر به گرديدن ادامه ندهد چه كند؟

بیت هفتم: دل سرگشته من كه در چاه زنخدان تو افتاده بود زلف تو را براي رهايي دستاويز خود كرده و اي واي بر او كه از چاه بيرون آمد و در دام زلف تو پايبند گردیده.

بیت  هشتم:اي خواجه و اي زاهد بزرگوار، آن زمان سپري شد كه من را در مسجد بازيابي، چرا كه ما راه عارفانه تجلي رخ ساقي در جام لبالب را در پيش گرفته‌ايم.

بیت  نهم:با حالت رقص و شادي بايستي به زير شمشير سرنوشت غمناكي كه مقدر كرده است رفت زيرا هر كس به دست اراده  او كشته شود سرانجام نيكي گردیده

بیت دهم: هر لحظه با من رنجور و در بيم و اميد، لطف تازه‌يي دارد و نگاه كن كه چگونه من گداي بي‌نوا، شايسته و درخور بخشش او واقع شده‌ام

بیت یازدهم: تمامي صوفيان راستين به صورت رندانه گرايش به زيبا پرستي دارند ولی از ميان همه آنها حافظ دل سوخته بدنام گردیده است

ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. melikala  Rights Reserved.