ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل صدو ده حافظ پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد غزل صدو ده حافظ پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
^Back To Top

 

 غزل صدو ده حافظ

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

                وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر

              ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

از رهگذر خاک سر کوی شما بود

             هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد

مژگان تو تا تیغ جهان گیر برآورد

            بس کشته دل زنده که بر یک دگر افتاد

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات

            با دردکشان هر که درافتاد برافتاد

گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد

            با طینت اصلی چه کند بدگهر افتاد

حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود

            بس طرفه حریفیست کش اکنون به سر افتاد

فال حافظ

 گویا فکر می کنی که بر سر دوراهی قرار گرفته ای و نظر خوبی نداری باید بدانی که تردید عامل شکست تو بوده بنابراین فوری تصمیم بگیر و یکی را انتخاب کرده و با دقت سرعت عمل وقت شناسی و علاقه اقدام بنما به قول کنفوسیوس سفر هزاران کیلومتری با یک گام آغاز می شود

  یکی به تو خیانت کرده تا آخر همین ماه سزا و صدمه اش را شدیداً خواهد دید ،بنابراین او را به خدا واگذار کن

اتفاقی افتاده که سبب شده به خود بیایی و از خواب غفلت بیدارگردی. کارهای گذشته را جبران کن. در گذشته تجربه های زیادی به دست آورده ای که در آینده همگی به دردت میخورند گ کدورت های قدیمی را فراموش کن. با ابطنی خوب و خوش زندگی را ادامه بده و این اتفاق را به فال نیک در زندگی بگیر

  ویژگی های فردی ات عبارت است از سرکش جنگجو شجاع و نترس کله شق ناکام پرو سروصدا جسور مهاجم قوی حادثه جو پشتکار کاردار جاه طلب غیرعادی سخاوتمند پر اولاد خوشگذران با چشمانی نافذ و پرقدرت خرید و فروش عالی بوده و مسافر می آید هدیه ای از او دریافت می کنی

اگر او را رها کنی چیزی از دست نمی دهی بلکه درهمین ماه ملاقاتی در پیش خواهی داشت که بسیار برایت مفید است

 بگذار دیگران هر چه می خواهند بگویند جنابعالی اب مشورت یکی از عزیزان درست ترین راه را انتخاب کنید و تابع و سوسه های این و آن مشو و با قدرت به جلو گام بردار و برخدا توکل کرده که حتماً دراین حالت پیروز می گردی

معانی ابیات غزل 110 حافظ

بیت اول: در این دوره پیری، عشق یک جوانی به سرم افتاد، و راز آن را که در دل پنهان داشته، آشکار شد.

بیت دوم:مرغ دلم از راه نگاه کردن و دیدن، شیفته و هوایی شده به پرواز درآمد، ای دیده نگاه و پیگیری کن و نگاه کن که در دام چه کسی گرفتار شده است.؟

بیت سوم:چه دردناک بوده که به خاطر آن آهووش مشکین موی سیاه چشم، دل مانند نافه آهو چه خون جگرهایی خورده ای.

بیت  چهارم:هربوی خوشی که به دستیاری نسیم سحر پراکنده شد از خاک کوچه و گذرگاه کوی شما بوده است

بیت  پنجم:همین که مژه‌های تو تیغ جهانگشا را کشید چه بسیار کشته‌های دل زنده و عاشق‌پیشه که به روی هم درافتادند.

بیت ششم:چه بسیار با تجربه دریافته ایم که در این دنیای پاداش دهنده، هرکس با دردنوشان درافتاد، نابود گردید

بیت  هفتم:اگر سنگ سیاه جان را هم فدا کند به لعل مبدل نمی شود. با سرشت خود چه می‌تواند بکند؟ بدگهر آفریده گردیده است.

بیت هشتم:حافظ که (در ایام جوانی) دستش با سر زلف زیبا رویان بازی نموده و چه حریف بی‌مانندی است که دراین پیرانه سرهم همین فکر به سرش افتاده است

معانی لغات غزل110حافظ

هواگیر: به معی هوایی، در آرزوی پرواز، پروازی، اوج‌گیر شدن است

پیرانه‌سر: به معنی سرپیری، هنگام پیری..

آهوی مشکین سیه‌چشم: آهوی مشک‌دار و سیه چشم که در ینجا یعنی کنایه از معشوق

نافه: کیسه‌یی در زیر شکم آهوی نر سرزمین ختن و تا تارستان که محتوی ترشحات معطر به نام مشک میباشد    ، رهگذر: کوچه، گذرگاه، معبر

منبع ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.