ملی کالا محصولات ایرانی سایتی برای نیازمندیهاودانستنیهای روز

غزل شصت و هفتم حافظ یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست غزل شصت و هفتم حافظ یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
^Back To Top

بیت شصت و هفتم حافظ

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

حالیا خانه برانداز دل و دین من است

تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست

باده لعل لبش کز لب من دور مباد

راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست

 

دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو

بازپرسید خدا را که به پروانه کیست

می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد

که دل نازک او مایل افسانه کیست

یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین

در یکتای که و گوهر یک دانه کیست

گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو

زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات

بحر غزل: رمل مثمن مخبون مقصور

بیت اول : خدایا! جویا شوید که این شمع روشنی‌بخش دل که آتش در جان من افکند از کدام خانه و عزیر ودلربای چه کسی است؟

بیت دوم : او اکنون ویرانگرو بر باد دهنده دل و دین من است (باید دید) تا هم خوابه و هم خانه چه کسی است؟

بیت چهارم : برای خاطر خدا بپرسید که با اجازه چه کسی می‌توان از شرف همنشینی و مصاحبت این شمع تابنده نور خوشبختی برخوردار شد؟

بیت پنجم : هرکسی در گوش او وردی می‌خواند و سخنی می‌نشاند و آشکار نیست که دل ساده و بی‌پیرایه او به سوی چه کسی تمایل دارد؟

بیت ششم : خدایا! این شاه وارث ماهروی زهره پیشانی گوهر یکتا و بی‌همتای کیست؟

بیت هفتم : به او گفتم بی‌وجود تو وای بر دل دیوانه حافظ (و او) در حالی که تبسم استهزاءآمیزی بر لب داشت آهسته پرسید که دلت دیوانه چه کسی است؟

یارب: خداوندا، یاللعجب، شگفتا، یا ربی.

دل‌افروز: دلپسند، دل‌فروز، روشن کننده دل.

کاشانه: خانه، سرای.

جانانه: معشوق، محبوب، دلربا.

حالیا: الحال، اکنون، در این زمان، فعلاً

خانه برانداز: خانه خراب کن، ویرانگر.

می‌خسبد: خواهد خوابید.

هم خانه کیست: هم خانه که خواهد بود.

راح: شراب، شادمانی، نشاط، نام یکی از سی‌الحان باربد.

راح روح: راحت جان، نشاط بخش روح، شراب روح‌پرور.

پیمان ده: هم پیمان.

پیمان ده پیمانه کیست: هم پیمان و هم پیاله کیست.

دولت صحبت: توفیق و شرف همنشینی.

سعادت پرتو: میمنت اثر.

شمع سعادت پرتو: شمعی که نور خوشبختی و سعادت می‌پراکند.

خدا را: از برای خدا، به خاطر خدا.

پروانه: جواز، اجازه.

افسون: ورد جادوگر، مجازاً به معنای چرب‌زبانی و حیله‌گری.

افسانه: سخنان مبالغت‌آمیز، داستان وسرگذشت، قصه.

زهره جبین: با پیشانی نورانی.

در یکتا: مروارید درشت که تنها در دل یک صدف پرورش یافته و درشت و گرانبهاست، در یتیم، گوهر یکدانه و بی‌مانند.

زیر لب: به آهستگی.

این یک غزل عاشقانه بدون ایهام کلی و منعکس کننده حالات روحی شاعر و اندیشه و تفکر او دربارة زیبارویی دور از دسترس است که به نظم کشیده شده و نیز احتمال داده می‌شود که در استقبال از غزل ناصر بخارایی و به کمک نیروی خیال غزلی شورانگیز در همان زمینه و وزن و ردیف سروده باشد.

تعبیر و فال حافظ :

اگر در عشق شکست خورده ای تقصیرکسی نیست و افسوس خوردن بی فایده است و از دست کسی کاری بر نمی آید. همت کن، از جای برخیز و کارهای گذشته را جبران کن انشاالله که موفق می شوی. دنیا به آخر نرسیده است باز هم وقت برای پیمان بستن و دولت زیاد داری

منبع : ملی کالا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

Copyright © 2015. ملی کالا  Rights Reserved.