غار قارنی یاریق در موقعیت جغرافیایی N380556 E444218 در استان آذربایجان غربی واقع گردیده که یکی از مکان های دیدنی و طبیعی ایران است. قارنی یاریخ یکی از نام های کوه می باشد که از واژه « یارماق - Yarmaq » گرفته شده كه تقریباً به معنی پارگی ، شیار بوده که آن نام به دلیل وجود چهار شیار طبیعی بوده که بر روی کوه وجود داشته است .بقایای دیوار خارجی قلعه ، بقایای ساختمانهای داخلی و مرکزی قلعه ، 4 / چهار دخمه سنگی کنده شده در کوه ، 8 / هشت غار و دخمه طبیعی ، پله های سنگی قلعه ، بقایای بخش هایی از اتاق های سنگی قلعه و انواع شکسته های ظروف سفالی و غیره از جمله بخش هاي مختلف اين قلعه تاريخي میباشد.
وجود شکافها در اثر فرآیندهای مختلف زمینشناسی در دورههای مختلف زمینشناسی از گذشته به وجود آمده است، وجود دخمههایی در این شکافها که توسط انسانهای باستان کنده شدهاند میتواند جنبههایی از زندگی بشر متفکر را در دل کوهها نشان دهد و همان طور که اشاره شد شاید بتوان این داستان را انعکاس پناه بردن انسان به کوههای استوار و اسکان در مــحلهای طبــیعی (غارها و زاغهها) و سپس احداث سرپناه حتی برای انجام آیینهای دینی دانسته و امروزه محققان دخمههای موجود در «قارنی یاریق»از آثار اورارتویی دانسته اند
بیشتر دخمه های کنده شده در کوه این قلعه به همراه سنگ تراشی ها و پله های سنگی آن مربوط به همین تاریخ [ اورارتو ] بوده .« هر چند برخی از محققین تعدادی از این دخمه ها را به تمدن ماد نیز نسبت داده » اساس اسناد تاریخی این قلعه تا دوران صفویه مورد استفاده بوده که نمونه های سفال های موجود در سطح تپه نیز تاییدی بر این نکته بودهو از قطعه سفال هایی که در سطح این قلعه وجود دارد و در نوع خود بسیار بدیع و جالب توجه بوده نوعی سفال با روکش شفاف دورنگ [ به احتمال زیاد شیشه ] می باشد که نقشی شبیه یک گل و یا پرنده بر روی آن به رنگ سبز ترسیم گردیده است که نظیر آن تا کنون در هیچ یک از محوطه های باستانی سلماس دیده نشده و بی نظیر است
تاریخچه داستانی غار:
در جنوب سلماس كوهی به نام قارنی یاریق(اوچ قارداش) وجود دارد كه شكافهای طبیعی آن خلاقیت سلماسیان را در ایجاد افسانه قارنی یاریق شكوفا كرده است بر طبق این افسانه، در گذشتههای بسیار دور سه برادر عاشق دختری بودند ولی این دختر مایل به برادر کوچک بود و بنا به دلایلی نمی توانست عقیده اش را بیان کند. اصرار هر سه برادر برای ازدواج با این دختر حد و حصری نداشت بنابراین دخترک برای خلاصی از دست دو برادر چارهای اندیشید و قرار گذاشتن که در روزی معین هر سه برادر شروع به شکافتن کوهی در جنوب سلماس كنند ، که امروزه قارنی یاریق نامیده می شود. بنابراین شرط، هرکس زودتر از بقیه موفق به شکافتن این کوه شود، دختر از آن اوست. روز موعود سر میرسد و سه برادر همزمان شروع به کندن کوه میکنند و از آن جایی که دختر دل در گرو برادر کوچک داشت از بالای کوه به یاری برادر کوچک میشتابد و همان طور که امروز هم مشاهده میگردد یک شکاف به بالای کوه رسیده و دو تای بقیه موفق به این کار نشدند و این دو به هم میرسند