
غزل دویست وهشتادونهم حافظ
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش لیکنش مهر و فا نیست خدایا بدهش
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی بکشد زارم در شرع نباشد گنهش
چارده ساله بتی چابک و شیرین دارم که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش
بوی شیر ازلب همچون شکرش می آید گرچه خون می چکد از شیوه چشم سیهش
من همان به که ازو نیک نگه دارم دل که بدو نیک ندیدست و ندارد نگهش
از پی آن گل نورسته دل ما یارب خود کجا شد که ندیدیم درین چند گهش
یار دلدار من از قلب بدین سان شکند برد زود به جانداری خود پادشهش
جان به شکرانه کنم صرف اگر آن دردانه صدف دیده حافظ بود آرامگهش
فال حافظ
شما باید از این انتخاب صرف نظر کنید زیرا او بسیار حیله گر است و از روی صداقت عمل نمی کند پس به فکر کاری و کسی دیگر باشید چون آینده ای درخشان در پیش دارید و حیف هست و آن را به این عوامل زودگذرو ناپایدار صرف کنید و اصراربیش ز اندازه بی فایده می باشد چون لوازم ضروری این کار فراهم نمی باشد و در دراز مدت ب ضرر خانواده شماست
شما به یکی از مشاهد متبرکه بروید و نذری نموده و خالصانه از بارگاه ملکوتیش بخواهید که اوضاع را ب وفق مراد سازد و سفر کرده شما کارش فعلاً یاز به بررسی بیشتر داشته امابالاخره انجام می گیرد اما شتاب جایز نمی باشد جنابعالی 3 فرزند در طالع دارید و همسرتان لجباز و بد اخلاق اما مهربان و ولخرج است بیشتر مراقب او باشید که به شما نیاز دارد
6برای رهایی شوید به مدت هشت شب با حضور قلب و معنی از سوره الحجر از آیه 10 تا 9 آیه بعد از آن را بخوانید وکاری که در نظر دارید آینده ای نیکو را رم نمی زند زیرا موجب اختلاف شدید می گردد شخصی در کار شما دخالت نابجا دارد سعی کنید محترمانه از او برحذر باشید
دارای خوبی و لطف و صفا همه چیز داری چرا محبت خویش را از دیگران دریغ می کنی. هنوز در حال و هوای بچگی سیر نموده و با این طریق از زیر کارها شانه خالی می کنی. یادت باشد که با شکستن دل ها به جایی نخواهی رسید. اگر محبت و خوبی و لطف و صفا را یکجا داشته باشی پیش خلق مقامت بالا می رود.
معانی بیت های غزل 289حافظ
بیت اول: چهره همانند ماه او جایگاه همه زیبایی ها و مهربانی هاست اما مهر و وفا ندارد. خدایا به او عطا کن .
بیت دوم: محبوب من نوجوانی خوبروست که روزی از سر شوخی مرا خواهد کشت و شرعاً گناهی بر او وارد نیست .
بیت سوم: سزاوار است که دل به او نسپارم زیرا این بی تجربه، نیک و بد روزگار را ندیده و نمی تواند دل را نگهداری کند .
بیت چهارم: هرچند روشِ چشم سیاه او خونریزی (و عاشق کشی) است (اما) هنوز بوی شیر از لبهای شیرین او می آید .
بیت پنجم:محبوب چهارده ساله زرنگ شیرین حرکاتی دارم که ماه شب چهارده از دل و جان غلام حلقه به گوش اوست .
بیت ششم:خدایا، دل ما به دنبال آن گل نورسته به کجا رفته که چندی است از او خبری نداریم .
بیت هفتم: یارِ پُر دل من اگر با چنین جرأتی قلب ها را می شکند، زود باشد که پادشاه او را برای حفظ جان خود بگُمارد .
بیت هشتم:اگر آن مروارید یکتا صدف سینه حافظ را جایگاه خود قرار دهد، جان را به نشانه سپاسگذاری در راهش فدا خواهم کرد .
شرح ابیات غزل حافظ289
وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بحر غزل حافظ : رمل مثمّن مخبون محذوف
معانی کلمات غزل 289
مجمع : جای گرد آمدن، محل اجتماع، مکان جمع شدن ،خوبی : زیبایی .
عذار : چهره، گونه .شاهد : خوبرو .
طِفل : صغیر، و در اینجا به معنای نوجوان کمتر از پانزده ساله .نگهدارم دل : دل نسپارم، دل برکنار دارم .
بد و نیک ندیده ست : سردی و گرمی نچشیده است، بی تجربه است .شیوه : روش، رفتار، ناز و کرشمه ،چابک : زرنگ و زیرک، خوش رفتار .
چابک شیرین : شیرین حرکات .
یار دلدار : محبوب پر دل و جرأت .قلب بدین سان شکند : بدین گونه قلب را بشکند، بدین گونه دل را بشکند، ایهامی به قلب لشکر دشمن شکستن .جانداری : محافظت از جان، نگهبانی .
به شکرانه : به نشان سپاسگذاری