پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 9290

 

غزل دویست وبیست وپنجم حافظ

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود

         وین بحث با ثلاثه غساله می‌رود

می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت

        کار این زمان ز صنعت دلاله می‌رود

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

 زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر

         کاین طفل یک شبه ره یک ساله می‌رود

آن چشم جادوانه عابدفریب بین

          کش کاروان سحر ز دنباله می‌رود

از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز

         مکاره می‌نشیند و محتاله می‌رود

باد بهار می‌وزد از گلستان شاه

            وز ژاله باده در قدح لاله می‌رود

حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین

            غافل مشو که کار تو از ناله می‌رود

فال حافظ

شما باید بدانید که  دنیا چنان زیباست که انسان به آن وابسته می شود اما نباید فریب آن را خورد کاملاً هوشیاری خود را حفظ کن که به زودی بخت و اقبال به جنابعالی روی خواهد آورد مبادا گول حسودان را بخوری بلکه با سرعت عمل همراه با دقت و زیرکی عمل کنید

بخت و اقبل ات رو به سعد و خوبی است و مرادت برآورده می شود جای هیچ  گونه نگرانی نیست فقط برای سرعت بخشیدن به آن نذر خود را ادا کنید و به یکی از مشاهد متبرکه رفته دعا کنی پیشرفتهای جنابعالی و خانواده یتان بسیار خواهد شد اما مواظب باشید که دچار غرور نشوید و از یاد خدا نروید و مسافر موفق شده است اشکالها بررف شده بیمار طی یک هفته دیگر بهبود می یابد خرید و فروش عالی است تغییر شغل مکان انجام می گیرد مبارک هست

خوشحال باش که به مراد دل خواهی رسید و کار و صنعت تو بالا می گیرد و زبانزد همه ی مردم می شوی. تو ره صد ساله را می خواهی یک شبه طی بکنی و مواظب آدم های شیطان صفت باش که می خواهند خرابت کنند. نعمت بسیاری به سویت روانه است. عمری دراز می کنی که سرشار از شادی و خوشی هست

معانی بیت های غزل225حافظ

بیت اول: ساقی سخن از سرو و گل و لاله در میان است و به دنبال آن گفتگو در باره سه جام باده شوینده صبحگاهی است

بیت  دوم: (بنابراین) شراب بیاور به ما بپیما که گل سرخ ، این نوعروس چمن به حدّ اعلای زیبایی و شگوفایی رسیده در حال حاضر کار به دست کار سازی و دلاّلگی باده است ، تا مرا آماده رسیدن به وصال او کند

بیت  سوم: با این قند پارسی که به بنگاله می رود ، همه طوطیان سخنگوی هند شکر شکن و شیرین سخن خواهند شد

بیت چهارم: بنگر که شعر چگونه مدارج پیشرفت را در زمان و مکان می پیماید که این نوزاد ، راهی را که در یکسال باید پیموده شود ، یک شبه در می نورد

بیت پنجم:آن چشمان سحر انگیز زاهد فریب را تماشا کن که کاروانی از افسونگری و دلربایی به دنبالش روان است

بیت ششم:در حالی که عرق بر چهره اش نشسته ، با ناز می خرامد و از شرم روی او ،گل سمن غرق در عرق شده ژاله از چهراه ش روان است

بیت هفتم:به فریب ونیرنگ دنیا گمراه و منحرف مشو که این پیرزن فرتوت در نشستن مکر می ورزد و در رفتن حیله گری می کند

بیت هشتم:از سوی باغ پر گلِ شاه نسیم بهاری وزان است و از قطرات شبنم بامدادی ، باده در پیاله می ریزد

بیت  نهم:حافظ از شوق حضور در مجلس سلطان غیاث الدین غافل مباش و بدانکه پیشرفت کار تو به ناله ترانه های شعر تو وابسته است.

شرح ابیات غزل225

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن و بحر غزل حافظ: مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف

معانی کلمات غزل225

حدیث:سخن نو، مطلب، قضیه، حادثه، ماجرا ، بحث:گفتگو. نوعروس چمن: کنایه از گل سرخ است.

ثلاثهِ غساله: سه تای شوینده و این اصطلاحی است که به سه قدح شراب گفته می شودکه علی الصباح می نوشیده و معتقد بر این بوده اند که قدح اول تشنگی را زایل وقدح دوم طعام را هضم وقدح سوم انبساط خاطر می آورد.

حد:حدِّ اَعلی ، درجه کامل.حد حسن یافت: به حد اکثر زیبایی دست یافت ، به کمال زیبایی رسید.

صنعت:سازندگی، هنرنمایی و کار سازی. خوی:عَرق

دلاّله:زن دَلال که واسطه آشنایی زنی با مردی می شود، زنی که مرد زن خواه جوانی وزن شوی جو را به هم رساند.شکّرشِکَن: خورنده شکر، وکنایه از شیرین سخن است و به معنی شیرین گفتارشوند.

بنگاله:ناحیه یی در شبه قاره هند که امروز بین هند و بنگلادش تقسیم شده و بنگال شرقی به بنگلادش و بنگال غربی به هندتعلق دارد وعمده محصول آن نیشکر است.

طفل:نوزاد جدید الولاده ، کنایه از شعر وشاعر وهمین غزل است.

سلوک: مسیر ومدارج،راهپیمایی،رفتار.

طی زمان ببین و مکان در سلوک شعر: در نوردیدن زمان ومکان را در پیشرفت شعر بنگر.

جاودانه: جادو وَش. جادو صفت ، سحر انگیز. کاروان سحر: کاروان جادو.

 ملی کالا