پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 7269

 

غزل دویست وهجده حافظ

در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود                  تا ابد جام مرادش همدم جانی بود

من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار       گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود

خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش        همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود

بی چراغ جام در خلوت نمی‌یارم نشست        زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود

 همت عالی طلب جام مرصع گو مباش               رند را آب عنب یاقوت رمانی بود

گر چه بی‌سامان نماید کار ما سهلش مبین      کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار   خودپسندی جان من برهان نادانی بود

مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان        نستدن جام می از جانان گران جانی بود

دی عزیزی گفت حافظ می‌خورد پنهان شراب    ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود

فال حافظ

شما باید ا زدوستان نامناسب دوری کنی وبا توکل برخدای گانه و خواند سوره هود ا زآیه 60تا 90 با معنی و قلب پاک و رفتن به یکی از مشاهد متبرکه و دعا و زیارت کردن این نیت برآورده خواهد شد درکاری وارد شده اید که نیاز هب تلاش و کوشش همراه با علاقه سرعت عمل دقت نظر می باشد پس از دوستان سیگاری و افیونی و کسانی که راه خطا می روند دوری کنید زیرا در شخصیت خانواده شما نبوده و شما از خانواده  اصیل هستید حیف است

اگر می خواهی شان و منزلت بالایی داشته باشی با بدان دوستی نکن و بی خود جان خود را فدای آنان نکن به جای این کار به آینده ات سرو سامانی ببخش تا به جای رسیدن به سلطانی به گدایی نیفتی. همت بالا داشته باشید تا از آب یاقوت بگیری و همیشه دلت روشن باشد

   گمشده ای دارید که به زودی خبری بدست می اورید و مسافرت خوبست خرید و فروش فرقی ندارد شغل جدید و کاری جدید به سراغ شما م یآید که نافع میباشد به پدر و مادر احترام بگذار سفر کرده را دعا کنید تا گره از کارشان باز شود

معانی بیت های غزل 218حافظ

بیت اول: هر کس از روز ازل و از برکت فیض ازلی ، شایستگی و قابلیّت واگذاری دولت و فیض دولت را داشته باشد، تا روز ابد ، آرزوهایش با او همدم و یار جانی خواهد بود

بیت دوم:من از همان وقت که تو قصد توبه کردن از باده نوشی را داشتم ، می دانستم که میوه این نِهال توبه ، جز پشمیانی چیز دیگری نخواهد بود

بیت سوم:به فرض اینکه سوسن وار سجاده به دوش بکشم ( تا مسلمان جلوه کنم) آیا بودن رنگ قرمز شراب بر خرقه هم از نشانه های مسلمانی است

بیت چهارم:بی روشنایی ساغر باده ، نمی توانم در خلوت خانه در تاریکی بشینم زیرا گوشه اقامتگاه صاحبدلان باید نورانی و روشن باشد

 بیت پنجم همت خود را بلند دار اگر جام جواهر نشان نبود ، نباشد . برای زیرک وارسته ، آب انگور همان ارزش یاقوت سرخ را دارد

بیت ششم:اگر کار ما بی سرانجام به نظر می رسد، در آن به چشم خواری منگر ، زیرا که در کشور عشق ، گدایی مایه رشک شاهان است

بیت هفتم:اگر به شهر ت نام نیک علاقمندی با مردم بد معاشرت مکن و بدانکه غرور و خوادخواهی نشانه نادانی است

بیت هشتم:به هنگام ، بهار آنگاه که در گرد همایی دوستان یکرنگ ، صحبت از شعر وادب باشد اگر جامی از دست محبوب نستانی دلیل بی ذوقی و بد ادایی

بیت نهم:دیروز ، عزیزی می گفت که حافظ در پنهانی شراب می نوشد . ای عزیز من ، مگر بهتر نیست که عیب پوشیده باشد؟

معانی کلمات غزل 218

سجاده: جانماز مطهر مخصوص فرش نمازگزار

فیض دولت: کامکاری ، کامرانی ، فیروزی، تندرستی، شادکامی، بخت و طالع و شانس، از صفات دولت به شمار می آید.

دولت :نقیض نکبت ، اقبال و بخت و سعادت و بهره مندی ، بهروزی ، بخت یاری خوشبختی، اقتدار، وتوانایی و در اصطلاح عرفانی وارستگی از علائق و حصول این مطالب دارِین.

همدم:هم نفس و انیس.همدم جانی: هم نفس ومونس وعزیز وگرامی .

خود گرفتم:به فرض ساغر ، چنین فرض کردم،چراغ جام:فروغ ساغر، روشنایی جام باده

نمی یارم:یارای آن را ندارم ، نمی توانم.کنج: گوشه و زاویه ونقاط انتهایی یک فضا ومکان.

کنج اهل دل: گوشه دور دستی که اهل در آنجا مجتمع می شوند ،آب عنب: آب انگور

ملی کالا