پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 9615

 

غزل دویست ودوازدهم حافظ

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود        و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب           رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود

در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر   عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود

 

ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب   در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود

نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست    طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود

گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت         طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

فال حافظ

شما او را دوست دارید ولی نم یتوانید با او ملاقات کنید و مرتبا به دنبال خبری از او هستید و حاضرید در برابر خبری اوی مژده خوبی هدیه کنید و به شما مژده می دهم که به زودی خبرهای خوبی از او دریافت می کنید به ظرط آنکه اینجانب را دعا کنید و این کتاب را به تمامدوستان و آشنایان معرفی کنی همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه رفته و دعا کنید ،همچنیندر یکی ازمشاهد متبرکه بروید و دعا کنی و در یکی از شب ها سوره یوسف از آیه 1تا 30 بار باحضور قلب و معنی بخوانید ک گشایش بسیار حاصل می شود

شما در صدد این میباشید که گذشته را جبران کنی و به عافیت برسی. به خاطر این پشتکار مژده ای به تو می دهند که نشان دهنده ی به پایان رسیدن غمها و تاریکی ها میباشد. در راه خدا بخشش کن. پریشانی را از خود دور نما تا برای رسیدن به مقصود قویتر و استوارتر باشی

مسافر گره از کارش باز شده و به زودی مژده آن راخواهد داد و شما همسری مهربان و فرزندانی شایسته با زندگی نسبتاً آرام وراحت دارید و یا در اینده خواهید داشت پس وسواس و لجبازی را رها سازید و به پدر و ماد توجه کنید و نذر خود را ادا سازید زندگی بر مراد شما خواهد بود انشالله.

معانی بیت های غزل212حافظ

بیت اول: سحر گاه دیروز چنین پیش آمد که چند جامی بزنم و از شوق بوسیدن لب ساقی، شراب به کامم شیرین و خوشگوار آمد.

بیت دوم:به سبب مستی می خواستم بار دیگر با محبوبه دوره جوانی ، رجوع کنم ، اما میان ما طلاق قطعی واقع شده بود

بیت سوم:در راه طریقت به هر کجا و به هر مرحله که رسیدیم ، دیدیم که کار جمال پرستی با سلامت و ایمنی منافات و فاصله دارد

بیت چهارم: ساقی! دم به دم جام می بده که در طی طریقت الی الله ، هر کس که عاشقانه و مستانه گام ننهاد به کوره راه دو رنگی و نفاق خواهدشد.

بیت پنجم: ای خوابگزار ، تعبیری خوش و خوب بنما که در رویای شیرین بامدادی شب پیش، دیدم که خورشید با من هم اطاق شده بود

بیت  ششم: در این نقشه و تدبیرم بودم که از آن چشم مست دوری و کناره گبری کنم اما از دوری آن خم ابرو ، صبرو طاقتم طاق شده

بیت هفتم:ساعتی که حافظ این شعر مغشوش را ( که هر بیتی مفهومی دارد) می سرود ، پرنده فکرش در بند آرزوهای دل افتاده و حالتی آشفته داشت

بیت هشتم:اگر شاه یحیی از روی جوانمردی به یاری دین نمی شتافت ، کار و کشور و دین از روش صحیح و نظم وترتیب خارج می شد.

شرح بیت های غزل212

وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات و بحر غزل ان : رمل مثمن مقصور

معانی کلمات غزل212حافظ

اتفاق افتاده بود:پیش آمد کرده بود ( که یکی دو جام باده بنوشم).

دی سحرگه:سحرگاه دیروز. مذاق:ذائقه.

طریقت:روش و مسلک، تزکیه باطن،

در مذاق افتاده بود : در کام ریخته شده بود  ، شاهد عهد شباب:محبوب زیبا روی دوره جوانی.

رجعت:برگشتن شوی به سوی همسری که مطلّقه شده.

مقامات: مراحل، درجات، مراتب، جمع مقام.

عافیت:صحت وسلامت.نظربازی:جمال پرستی ، در علم نظر بینا بودن.

دمادم: پیاپی ، پشت سرهم ، دم به دم ،عاشق وش:عاشق وار ، عاشق مانند .

نفاق: دورویی و دورنگی در نفاق افتاده بود: در راه نفاق افتاده بود ، اهل دو رنگی بود

 ملی کالا