
غزل صدونودونهم حافظ
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
فال حافظ:
شما به آنچه می گویید عمل نمی کنید و درکاها ضریب تردید جنابعالی نسبت به تصمیم و اراه قوی بیشتر است به دیگران پند می دهید ولی خود ره آنچه می گویید باور ندارید و بدانید که مقدمات این نیت را قلاً فراهم سازید و آنگاه توقع اجرای آن را داشته باشید و از خداوند د رهمه حال کمک بگیرید
به زودی باشخصیتی ملاقات خواهید کرد که او صلاح شما را می خواهد از نصایح او بهره مند شوید و به کار گیریدپس از تردید و دو دلی دست بردارید و با ارده قوی اقدام کنیدکه حتماً موفق می شوی
در این شرایط مسافرت خوب است اما خرید و فروش چندان نفعی ندراد ولی تغییر مکان و شغل امکان پذیر خواهد بود،شما همسری مهربان و فرزندانی شایسته در طالع دارید اما اخلاق شما درخانه تند است قدری با لطف و مهربانی رفتار کنید
با دغل بازی و دروغ کاری از پیش نمی بری. عقلت را به کار نمی اندازی. به عبادت بپرداز و کمی فکر کن تا دلت قوی شود شما حسن های زیادی داری که پنهان مانده اند ذات تو خوب هست ولی ظاهرا" خود را بد نشان می دهی.
متاسفانه عده ای به زندگی شما حسادت می ورزند تو جه کنید که راز دلتان را به آنها نگویید و نذرهای خود را ادا کنید و به یکی از مشاهد متبرکه بروید که گشایش حاصل می شود و در این ایام در رایانه و اینترنت پیامی فرح بخش دریافت می کنید که موجب پیشرفت خانواده شما می شود
معنی بیت های غزل199حافظ
بیت اول: اندرز گویان که در محراب نماز و بر بالای منبر در لباس پرهیز کار نمایان می شوند همین که در خلوت تنها شدند ، به کارهای دیگری پرداخته
بیت دوم:برای من مشکلی پیش آمده و از فقیه مجلس بپرس، چرا آنان که به مردم دستور توبه می دهند خودشان کمتر به آن عمل نموده
بیت سوم:به گمانم آنها به روز قیامت و جزا اعتقادی ندارند که این همه در کار خدا تقلب و فریبکاری روا می دارند.
بیت چهارم:من بنده و غلام پیر خراباتم که مریدان درویش او از سربی نیازی خاک بر سر گنج ریخته آن را تحقیر می کنند.
بیت پنجم:خدایا این تازه به دو لت رسیده ها که به داشتن غلام ومرکب سواری استر ، این همه ناز و تفاخر وتکبر می فروشند ، سر جای خودشان بنشان.
بیت ششم:ای درویش تهیدست خانقاه ، از جای خود بر خیز و به محفل عارفان روی آور که در اینجا با نوشانیدن آبی به دلها نیرو و غنا و بی نیازی بخشیده شده
بیت هفتم:به همان اندازه که حسن و جمال بی حد او عاشقان را از پای در می آورد، گروه دیگری سودایی عاشق پیشه از غیب سر رسانده
بیت هشتم:ای فر شته ، بر درکارگاه سازندگی عشق با تکبیر و از روی نیایش سجده کن زیرا در آنجا خاک سرشت آدم را (با آب عشق) خمیر نموده
بیت نهم:به هنگام سحر از سوی عرش آواز و همهمه یی به گوش می رسید و عقل گفت به گمانم فرشتگان آسمانی مشغول خواندن و از بر کردن شعر حافظ اند
شرح ابیات غزل199
وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات و بحر غزل: رمل مثمن مقصور میباشد
معنی لغات غزل199:
محراب:مکانی که امام جماعت در مسجد نماز می گزارد.،واعظ: وعظ کننده ، پند دهنده، اندرزگو، نصیحت گو.
جلوه:نمود، تظاهر. خلوت:مکان تنهایی، مکان خالی از اغیار، کنایه از منزل و خوابگاه اختصاصی
منبر: کرسی که واعظ برآن قرار گرفته وعظ می کند. روز داوری: روز قیامت.
آن کار دیگر:کار دیگری غیر از آن که در وعظ گفتند. قلب: وارون کردن، دگرگون جلوه دادان
توبه فرمایان:آنها که دستور توبه می دهند ، کنایه از واعظان و اندرزگویان.
دغل: اشتباه کاری ، تقلّب، فریبکاری. نو دولت:تازه به منصب و جاه ومقام رسیده
داور:قاضی، کنایه از خداوند متعال در روز داوری. استر: قاطر ، مرکب سواری.
خاک بر سر می کنند:در زیر خاک پنهان و برروی آن خاک می ریزند ، کنایه از بی اعتنایی و تحقیر.
بر خودشان نشان :سرجای خود شان بنشان به جایی که استحقاق آن دارند بازگردان .
ناز:تفاخر.