
غزل صدونودویکم حافظ
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدهاست بو از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
چون من گدای بینشان مشکل بود یاری چنان سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
شد لشکر غم بی عدد از بخت میخواهم مدد تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند
فال حافظ :
مسافرت را توصیه می کنم بیماری شدت می یابد قرض فعلاً ادا نمی شود مسافر نمی آید طلاق عملی است ،اما ازدواج عملی نبوده و بخاطر عدم کوشش جنابعالی این موفقیت بزرگ حاصل نمی گردد و در اداره و محل کار مشکلی بوجود خواهد آمد که بعداً گره گشا می گردد و ستاره شما در برج حمل ( فروردین ) میباشد و جنابعالی دارای روحیه حساس و رویایی عاشق پیشه باوفا مذهی فداکار پشتکار دار سیاستمدار ناز پرورده قابل احترام عاشق خانواده درویش مسلک رفیق باز هوسباز و روشنفکر ماب هستید که دیگران ارزش واقعی شما را نمی دانند نارحت نباشید آینده ای درخشان درانتظار شما می باشد بطوری که دیگران بر زندگی شما حسادت می ورزند .
به هر کسی اعتماد ننموده و راز دل با او نداشته باش چون تمام غم های دنیا به دلت روانه می شود. دشمن درحال نیرنگ زدن است، مراقب باش. به دنبال کسی بگرد که وفادار باشد و به تو امید ببخشد و گره ی کار تو را باز و نه اینکه در عین گرفتاری ترکت بنماید.
معنی بیت های غزل191حافظ
بیت اول: چه کسی میباشد که از روی جوانمردی با من محبت و وفاداری کند؛ در حق آدم بدکاری مانند من یک لحظه نیکوکاری کند.
بیت دوم: اول با صدای آواز و نی پیغام او را به دل من برساند؛ و بعد از آن با یک پیمانهْشراب با من همراهی نمودهنای: به معنای نی و حنجره هر دو آمده است که در معنای حنجره کنایه از آواز است. در بیت چون بعد از نای، نی آمده، نای را حنجره یا آواز معنی میکنیم زیرا بلافاصله تکرار نی بیمعنی خواهد بود و همچنین دنباله بیت پیشین می گوید چه کسی است که از روی کرم با من صحبت کند. اول با آواز و نوای نی پیام مرا به معشق برساند و سپس با من جامی بزند.
بیت سوم: دلبر که جان من از او ناتوان گشت کام دلم از او روا نشد؛ ناامید هم نمیتوان بود، شاید سر مهر بیاید و از ما دلجوئی کرده.
بیت چهارم: گفتم که تا من زندهام گرهی از زلف تو نگشوده ام؛ گفت من به زلف خود دستور دادهام با تو فریبکاری کند.
بیت پنجم: پشمینهپوش تندخو بوئی از عشق به مشامش نرسیده؛ رمزی از شور و حال مستی به او بگو تا عالم هوشیاری را ترک کند (پشمینهپوش: آنه لباس خشن میپوشد. کنایه از صوفی یا زاهد.)
بیت ششم: برای گدای بینام و نشانی مانند من، داشتن چنان یاری مشکل است؛ پادشاه کی با آدم لاابالی بیمقدار عیش محرمانهای خواهد داشت.همچنین در مصراع اول حرف اضافهٔ «برای» قبل از «چون من» محذوف است.
بیت هفتم: برای من سهل است که از آن زلف پرپچ و خم، ظلم و ستم تحمل کنم؛ آن کسی که به رسم عیاران دزدی می کند، از حبس و زنجیر باکی ندارد.
طره: موی پیشانی