پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 4960

 

غزل صدوهشتادوهفتم حافظ

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند                     نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش       که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند          هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک    چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

 تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار          که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری                   به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد              مگر دلالت این دولتش صبا بکند

فال حافظ:

 اگر از این نیت صرف نظر کنید به مراتب بهتر است زیرا موجب رنج و ناراحتی شدید بسیار در دلهره و عذاب به سر می بری درحالیکه برای انجام کارهای بزرگ باید با حوصله دقت تدبیر و آگاهی گام برداشت تا موفق گشته و این نکته مهم را درنظر داشته که با چگونگی رفتارتان به مردم یاد دهید چگونه با شما رفتار کنند و سوره المومنون را در شبی آسوده از آیه 70تا 95 با حضور قلب و معنی بخوانید وتسبیح حضرت زهرا گشایش حاصل می گردد

معنی ابيات غزل187حافظ

بیت اول: اي دل بسوز و بگداز كه از سوز وگداز تو كارها بر امده و يك دعاي نيمه شب صد گونه بلا را دفع و برطرف خواهد كرد.

بیت دوم:سرزنش وناز يار زيبا رو را مانند عاشقان با ميل و رضا تحمّل نموده، زيرا يك غمزه وعشوه و رفتار شيرين اوتلافي صد بار بي مهري اورا خواهد كرد.

بیت سوم:همه حجاب و موانع از عالم محسوس خاكي تا عالم بالا از پيش چشم فردی كه در خدمت صفا و جلا دادن جام جهان نماي قلب خود باشد برداشته خواهد شد.

بیت چهارم: عشق، طبيعي مهربان و صاحب نَفَس روح بخشي مسيحيايي است اما چون تو درد عشق نداري او چه كسي را معالجه كند؟

بیت پنجم: كارت را به خداي خود واگذار و اميدوار باش كه اگر مخالفان به تو رحم نمي كنند خدا به تو رحم خواهد كرد.

بیت ششم: سحرخيز بيدار دلي به هنگام نماز صبح در حق من دعايي بكند ،تا بخت خفته من بيدار شود.

بیت هفتم: در آتش دوري گداخت و نشاني وبهره و بويي از گيسوي يار نصيبش نشد. شايد بادصبا اورا به اين دولت راهنمايي كند.

با خداي خود انداز : به خداي خود واگذار كن ، طبيب عشق: ( اضافه تشبيهي ) عشق به طبيب تشبيه شده .

عرفا : قلب انسان و محل تجلي عشق الهي  ، بوئي:اثر ونشانه يي ، رايحه يي

مدعي :صاحب ادعا ي ناروا

بخت خفته: بنا به عقيده قدما بخت ودولت هر كس ممكن است ، خفته يا بيدار باشد و كسي كه بختش بيدار باشد . با دولت و خوشبختي قرين است.

شرح ابيات غزل 187:وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن و بحر غزل: مجتث مثمن مخبون محذوف

  ملی کالا