پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 12740

 

غزل صدوهشتادوچهارم حافظ

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند     گل آدم بسرشتند وبه پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت        بامن راه نشین باده مستانه زدند

آمسان بار امانت نتوانست کشید         قرعه فال به نام من دیوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه      چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

شکر ایز که میان من و او صلح افتاد         صوفیان رقص کنان ساعر شکرانه زدند

 

آتش آن نیست که بر شعله او خندد شمع      آتش آن است که درخرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقال      تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

فال حافظ :

گفته میشود که این  فال بر شما مبارک باد است و اگر تو را می شناختم یا می دیدم فرزندم حتماً چهره مبارک شما را می بوسیدم و حضوراً تبریک م یگفتم زیرا ستاره اقبال شما در برج پیورزیست و همای کامیابی به شرط سرعت عمل و دقت همگام جنابعالی بوده و بی صبری و بی قراری پایان یافته است و درهای نعمت به روی شما باز گردیده و فرزندم وقتی کاملاً موفق شدی به خانواده بویژه کسانی که به شما نیاز مادی و معنوی دارند کمک کنید و بدانید هر ناراحتی مسلماً راحتی به دنبال دارد باید بگویم قلمروهای راحتی بدون رنج و زحمت تابوت هایی با پوشش مخمل اند و وقتی که در تابوت هاییی با پوشش مخمل قرارگیریم خواهیم مرد پس از خطر و ریسک و فعالیت و کوشش هراس نداشته باشید

 اگر با کسی قهر میباشی حتماً آشتی  بنما و کسی را که دوست داری بدان واقعاً او او را دوست دارد اما اره و رسم آن را نمی داند و غرورش اجازه نمی دهد نا درمقابل جنابعالی اظهار کند چهار فرزند در طالع داری که دومی نابغه می شود مقام جدید و تغییر شغل و مکان به زودی بوجود می آید و آسایش قرین و همراه خانواده شما و او خواهد شد

شرح ابیات غزل 184حافظ

بیت اول: دوشینه دیدم ( دریافتم ) که فرشتگان ، به میخانه عشق زمین سرزده و از خاک گِل آدم را خمیر کرده ودر قالب پیمانه ریخته اند .

بیت دوم:( آنگاه) فرشتگان، این ساکنان عفیف سراپرده عفاف ، با متن خاکی بی خانمان باده معرفت الهی نوشیدند .

بیت سوم:آسمان ( آسمانیان) از کشیدن بار عشق و معرفت آفریننده و یکتا سَر باز زدند ( سر انجام ) قرعه به نام من سراپا عاشق دیوانه اصابت نموده

بیت چهارم:هفتاد دو فرقه را با همه اختلاف هایشان معذور دار ، زیرا آنها که از دیدن و دریافتن حق و حقیقت محروم مانده ، ناچار به افسانه سازی پرداخته و به راه باطل رفته اند .

بیت پنجم:سپاس خدای را که ( من خارج از هفتاد وفرقه بودم و ) میان من ومعشوق صلح و تفاهم بر قرار شد و به شکرانه این توفیق وریان رقص کنان باده شادی نوشیدند .

بیت ششم:آن شعله یی که با آن شمع افروخته وخندان می شود آتش نیست . آتش واقعی آن عشق سوزنده یی استکه در خرمن هستی پروانه

بیت هشتم:از ان زمان که با شانه قلم به ارایش و شانه زنی رلف سخن پرداخته اند تا به امروز هیچ کس چون حافظ پرده از چهره اندیشه بر نگرفته است.

شرح ابیات غزل۱۸۴: وزن غزل فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات و بحر غزل ان رمل مثمن مخبون مقصور میباشد

معنی لغات غزل184حافظ:

ملایک: جمع ملک ، فرشتگان ، کرّوبیان ، دیدم: به چشم دل دیدم ، بادیده بصیرت در حال بیداری و مکاشفه در یافتم

دوش:به معنای دیشب ، شب پیش ، شب گذشته  ، بسرشتند : خمیر کردند ، به صورت همگن و خمیری در آوردند .پیمانه : ظرفی که برای اندازه گیری به کار می رود ،قدح

 ملی کالا