پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 5411

 

غزل صدوشصت ونهم حافظ

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد              دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست           خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی            حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست                    تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

 

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار                            مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند                              کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست                   عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت               کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش                             از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

فال حافظ

از اینکه در کا رخود بد می آورید ناراحت میباشند ،اما بدانید عامل آن خود جنابعالی می باشید که سرعت عمل ژرف نگری و دقت کمتری داری و بدانید  که اگر از این نیت صرف نظر کنید به نفع جنابعالی بوده چون مقدماتآن فراهم نیست پس به یکی از مشاهد متبرکه رفته و دعا کنید شاید گشایش حاصل شود و سوره بقره از آیه 80تا105 را با معنی و حضور قلب بخوانید

تردید را کنار بگذارید نسبت به اطرافیان مهربان هستید و چهار فرزند در طالع دارید و در امور عملی پیشرفت می کنید و از وضعی که دارید خسته شده اید و کسی یاریتان نمی کند. همگی شما را فراموش کرده اند به هر فردی که خوبی کردید بدی دیده اید. در انتظار رحمت الهی بی قراری می کنید و شانس به شما رو می کند ولی آن را پس می زنید، در هر حال هر چه تقدیر الهی باشد همان میباشد

با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود و همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ بوده ، آن را از خود دور نموده و به خود متکی باشید و اراده ای محکم داشته باش

معانی ابیات غزل169حافظ

بیت اول:  همدری و امداد در کسی مشاهده نمی کنیم، یاران را چه شده است؟ کی راه و رسم دوستی به پایان رسیدو بر سر مهرورزان چه آمده ؟

 بیت دوم: چشمه آب حیات تیره رنگ شد . خضر خوش قدم کجاست گل از رنگ طبیعی خود بر گشت و پژمرده شد . بر سر نسیم بهاری چه پیش آمده

بیت سوم:هیچ کس نمی گوید که یکنفر دوست، حق و حقوق دوستی دارد، برای دوستان حق شناس چه پیش آمده و دوستان ر ا چه شده ؟

بیت چهارم:سالی چند می گذرد که از معدن جوانمردی لعلی و گوهری بیرون نیامده و در تابش خورشید و تغییرات سازنده باد و باران چه دگرگونی پیش آمده ؟

بیت پنجم:این شهر ودیار ، سرزمین یاران و یاوران بود. راه ورسم مهربان کی به پایان رسید و بر سر پادشاهان چه آمد؟

بیت ششم:کسی برای ربودن گوی کامیابی و بزرگواری که درمیان میدان بازی رها شده است به میدان نمی آید برای سوارکاران چوگان باز چه پیش آمده ؟

بیت هفتم:صد هزار گل شکفته شد و مرغی به نغمه سرایی نپرداخت . برای بلبلان چه پیش آمده و کجا میاشند؟

بیت هشتم:ستاره زهره در فلک از ساز زدن افتاده است. آیا عودش را سوزانیده است؟ هیچ کس شور ودر حال عشق و مستی ندارد . بر سر میگساران چه آمده ؟

بیت نهم:حافظ ، کسی بر اسرار خداوندی آگاهی ندارد ، خاموش باش . از چه کسی می خواهی بپرسی که برای گردش روزگار چه پیشامدی کرده است.

معانی لغات غزل 169:

دوستی کی آخر آمد: کی راه و رسم دوستی وَر اُفتاد(برافتاد) ، خضر فرخ پی: خضر مبارک قدم که هر کجا پا می نهاد زمین سر سبز می شد ، باد بهاران را چه شد: برسر باد بهاران چه آمد

یاران را چه شد: یاران را چه شده است؟، برای یاران چه اتفاقی افتاده است؟

دوستداران را چه شد : برای دوستداران و عاشق پیشه ها چه اتفاقی افتاده است؟

آب حیوان :آب حیات که در شهر ظلمات در شمال زمین به صورت چشمه یی زلال جاری و خضر از آن نوشیده عمر طولانی یافت.

شرح ابیات غزل169:وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ،بحر غزل: رمل مثمن محذوف

ملی کالا