پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 4813

 غزل صدو چهل و چهار حافظ

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد

                   که خاک میکده کحل بصر توانی کرد

مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر

                  بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد

گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید

                 که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد

 

گدایی در میخانه طرفه اکسیریست

                 گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی

                 که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون

                 کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی

                غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور

                 به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد

ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی

               طمع مدار که کار دگر توانی کرد

دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی

               چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد

گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ

           به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد

فال حافظ :

این نیت باکمی حوصله و اراده وعلاقه قابل اجراست و باید حوصله داشته باشید ،همیشه با او مستقیم و بدون پرده پوشی سخن بگو او شما را دوست دارد اما اظهار آن برایش مشکل بوده  چون فعلاً خودش درگیر مسایل دیگری میباشد که برایش گران تمام شده و درمعامله ای ضرر کرده ولی به او بگو درآینده نزدیک جبران میشود

جوانی ات را به نحو احسن بگذران خوش باش نه آن که در پی اش غم باشد. رسیدن به مراد بسیار سهل بوده ، به شرط اینکه غلام خدا باشی و گدایی در خانه ی او را بکنی. به سفری می روی که بسیار سودمند میباشد و در کارت طمع نباشد وگرنه کارها را خراب می کنی بسیار خوش شانسی و دست به هر چه بزنی طلا می گردد. درمعامه ای زیان دیده اید و امکان فسخ آن وجود داشته  بنابراین از بهم خوردن آن ناراحت نشوید که به نفع شماست

بدان که گمشده پیدا می شود سفر را توصیه کرده و خرید و فروش سود آور میباشد، اما بیمار به همان حال باقی خواهد ماند در راه عشق شکست خواهی خورد اما ردیچه های جدیدی باز می گردد و به پدر و مادر محبت کن که دعای والدین مستجاب میشود

ویژگی فردی شما این گونه بوده : فردی خیرخواه شجاع، زیرک و ناقلا و الا مقام ،افراطی کمال گرا حس ششم قوی رفیق دوست مهربان فداکار حساس و رویایی روشنفکر اهل کشف به معنی انسان کمک رسان با محبت هستید

معانی بیت های غزل144حافظ

بیت اول: چه كسي اين پيغام را از سوي اين بنده نيازمند فيوضات ربّاني براي شاهان (مدعيان شاهي) مي برد كه در محله باده فروشان (جمعيت سالكان راه حق)، براي دو هزار جمشيد به اندازه يك جام باده ارزش قائل نيستند.

بیت  دوم: گناهكار و بدنام و رسوا شده ام، اما هنوز اميد اين را دارم كه به ياري دوستان عزيز به خدمت شخص نيكنامي برسم تا نيكناميبيابم.

بیت سوم: تو كه اكسير، ميفروشي! (و خاك راه را به نظر كيميا مي كني) به قلب ما و سكه قلب ما، توجهي كن، زيرا ما سرمايه اي نداريم و دامي (از ريا) گسترده ايم.

بیت چهارم:  از وفاداري، آن يار در شگفتم كه با پيغامي در نامه اي و با سلامي بوسيله قلمي، به من التفاتي ننموده.

بیت پنجم:اگر اين شرابي كه من مينوشم خام و حرام و آن مدعي پخته و آزموده است، (در نزد من) اين شراب خام به مراتب از آن حريف پخته با ارزش تر میباشد.

بیت ششم:  اي زاهد ريايي، با دانه هاي تسبيح خود من را از راه به در مبر زيرا اگر مرغي زيرك باشد در هيچ دامي گرفتار نمی شود.

بیت هفتم:  من قصد خدمتگزاري تو را در سر دارم، من را با عنايت خود بخر و مفروش، كه كمتر غلامي به مباركي و خوش يمني من پيدا میگردد.

بیت هشتم: تير مژگان را رها كن و خون حافظ را بريز، چرا كه هيچ كس از قاتلي چون تو انتقام نخواهد گرفت

ملی کالا