پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 4245

 

غزل صدو چهل حافظ

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

          یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت

          یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

          چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

 شوخی مکن که مرغ دل بیقرار من

          سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من

          کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع        

           او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

فال حافظ

شما به جمالت مغرور گشته و محبت و دوست داشتن را فراموش نموده و متاسفانه به دنبال مال دنیا هستید. این را بدان که ظاهر زیبا و مال دنیا ماندنی نبوده که  این محبت و عشق میباشد که هیچ وقت پایانی نداشته و به یار ود نظر کن و از راهی که رفته ای برگرد.

بدانید که این نیت دارای رنج و ناراحتی یک طرفه بوده که جز فرسایش روح نتیجه ای نداشته ولی اگر واقعاً مایل به انجام آن از صمیم قلب بوده اید با استادی ماهر مشاوره نموده و راهنمایی بخواه سرعت عمل و دقت وعلاقه واراده را همراه ساز و با توکل به خدای یگانه و زیارت یکی از مشاهد متبرکه و ادای نذر خود ان شاء الله انجام میشود

بدانید که تا رسیدن به هدف راه درازی در پیش داری. انتظاری که از کمک دیگران داشتی برآورده نشده است. بهتر بوده که  به همت و اراده خود تکیه کنی و راه چاره را پیدا کنی. مطمئن باش که به مقصود خود خواهی رسید

 ویژگیهای جنابعالی این گونه بوده :  نرم و ظریف کار قدرت طلب پشتکاردار حساس و رویایی خسیس روشنفکر عاقل و دانا اهل کشف حس ششم قوی رفیق دوست زیبا پسند باش مودت متین بی رگ اهل بیرون از خانه پر اولاد دنباله رو تجدد گرا شیک پوش جذاب تو دل برو هستید

 خرید و فروش اشکال نداشته و برای ازدواج و طلاق مقدماتش فراهم نگردیده و بیمار شفا نمی یابد قرض ادا می شود ولی گمشده پیدا نمی شود مسافر از آمدن منصرف میگردد.

 رنگ ابی کم رنگ را به شما توصیه می کنم که کلید انعطاف پذیری است و استراحت و آسودگی به شما می بخشد و از دلهره و وسواستان کم میکند

معانی ابیات غزل140 حافظ

بیت اول:محبوب رفت و دل از دست دادگان خودرا بی خبر گذاشت . از دوستان محشور در شهر و رفیقان  هم سفر خود یادی نکرده است.

بیت دوم:یا اقبال من بی انصافی و با من ناسازگاری کرد، یا آنکه رفتار او با روش اهل طریقت ( که محبت ووفاداری است) منطبق نبود.

بیت سوم:با خود گفتم شاید با گریه دلش را بر سر مهر آورم ، اما دانه های اشک من، چون قطره های باران در دل سنگ او اثری نداشته است.

بیت چهارم: گستاخی را تماشا نما که مرغ دل قرار از کف داده من خیال گرفتاری در بند عشق را از سر خود بیرون ننموده است.

بیت پنجم: هر کس که روی (زیبای ) تورا دید به چشم من بوسه بزند . زیرا کار انتخاب چشم من بدون اندیشه و بصیرت نبوده است.

بیت ششم: من پای مقاومت می فشارم که به مانند شمع،جان را فدای او کنم ، اما او به مانند نسیمی بر من مَوزید ( تا در پایش بمیرم) .

بیت هفتم: حافظ ،مطلب جالب و حکایت شیوای تو از بس دل انگیز میباشد و هر کس آن را شنید با میل و اشتیاق آن را در خاطره خود بسپارد.

فرو گذاشت :رها کرد ،حریف :  هم پیشه ، مروت : انصاف  و جوانمردی  ، سود : خیال ، کلک : قلم  

حریف شهر: مصاحب و هم نشین درشهر، دلشدگان: عشاق، شفیتگان، دل از دست دادن،

طریق: راه وروش، طریق مروت: راه و رسم انصاف

وزن این غزل : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن میباشد

ملی کالا