
غزل صدوسی وسوم حافظ
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم زان چه آستین کوته و دست دراز کرد
صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش خرام کجا میروی بایست غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل ما را خدا ز زهد ریا بینیاز کرد
فال حاقظ
فردی با ریا و حیله باب دوستی با شما باز کرده اما بدانید تازه اول کار بوده و از همین جا راهت را عوض کن و به خدا پناه ببر زیرا دست دشمن زود رو شده و اگر این کار را نکنی در آینده ای نزدیک از کرده ی خود پشیمان می گردی
ویژگی های روحی شما عبارت بوده اینکه فردی باهوش فیلسوف شوخ حق را به حق دار می دهد شجاع باحس ششم قوی رک گو اهل کشف بانمک آگاه ا زجهان با اراده با شرف با وجدان با سلیقه مشاور عالی کمیاب مخترع باطن دار پرنده نهایی امین و لخرج اهل گردش میباشی،همیشه از مردم ریاکار و افیونی دوری نموده ،زیرا به شما ضربه میزند و سعی کنید حرف و عمل شما یکی شده تا شما را به دورویی متهم نگردید زیرا دیگران ارزش واقعی شما را نمیدانند و شما را به عدم صداقت و حرافی و دورویی متهم مبنمایند و می گویند کارهایش ظاهر سازی است د رحالی که جنابعالی قدری در کاها غلو و مبالغه روا می دارید وگرنه قلبی پاک و مهربان دارید
هیچ وقت از گفتن حقیقت نهراسید و درمقابل حقیقت خاضع و شاکر باشید و برخدا توکل نمایید، البته خواجه در بیتهای یک،2و3 به ترتیب میفرماید ( پشمنیه پوشنیرنگ باز دام در راه خلق خدا گسترد و حقه شعبده بازی خود را باز کرد و با چرخ مکار جیله گری و ریا را آغاز نمایید ) (بدانید که نیرنگ فلک دوریش را رسوا کرد زیرا او بر عارفان راز دار سحر و افسون عرضه کرد )( ای ساقی شتاب کن که زیبای موزون قامت بزم درویشان عشرت پرست بار دیگر نمایان شد و غمزه را آغاز نمود )
معانی ابیات غزل133حافظ
بیت اول: صوفی دام پهن نموده و سر صندوق حقه را باز نمودو با فلک نیرنگ باز بنای مکر وحیله گری نهاد.
بیت دوم :بازی روزگار او را رسوا و بی آبرو خواهدکرد چرا که با آنهایی که به رموز کار آگاهی دارند دست به شعبده بازی زده.
بیت سوم: ساقی بیا ( و باده بده و مارا از خود بی خود کن زیرا ) که نمونه بارز و نمودار واقعی افعال و احوال صوفیان ریا کار ، بار دیگر شروع به تظاهر و جلوه گری نموده.
بیت چهارم:این نوازنده ماهر از کجا آمده که آهنگی در دستگاه عراق نواخت و در دستگاه حجاز فرود آمده؟
بیت پنجم: ای دل بیا تا از آنچه آن آستین کوتاه و دست دراز کرد به خدا پناه ببریم .
بیت ششم:دورویی و ریا کاری مکن ، چرا که هر کس در راه دوستی پاکباز نبود ، عشق ، در مقصود را بروی دل او می بندد .
بیت هفتم: فردای قیامت که آستانه حقیقت آشکار شود ، آن سالک و رهرو ریا کاری که کارش از روی حقیقت نبود شرمنده میشود.
بیت هشتم: ای کبک خوش رفتار که با ناز می خرامی ، فریب این را مخور که گربه عابد شده و نماز را برپامیکند
بیت نهم: حافظ رندان را سرزنش ننمای ، زیرا خدواند از روز ازل ما رندان را از زهد و تقوای ریایی بی نیاز و معاف کرد.
معانی کلمات دشوار
حجاز: در اینجا به معنای مقام حجاز بوده که مقام یازدهم از دوازده گانه اصلی است( حافظ و موسیقی)
، دست دراز: کنایه از دست طماع. صنعت مکن : یعنینیرنگ بازی مکن، تدلیس ودورویی مکن ، حیله گیری.
آستین کوته : لباسی که آستین آن کوتاه است ، کنایه از لباس صوفیان که دارای آستینی کوتاه بود.
دَرِمعنی فراز کرد: درِ معنا را بست ، درِ معنا را باز کرد و اینجا به معنای بستن بوده.
عمل بر مجاز کرد: کار را از روی ریا و تظاهر انجام داده، رهرو :یعنی سالک.
عرض شعبده : آغاز نیرنگ بازی و شروع به شعبده بازی، شاهد رعنای صوفیان : معشوق و محبوب بلند بالا ، کنایه از ذات پرودگار میباشد.
اهل راز : آنها که رموز و تصوف و کشف و کرامت آگاهی داشته.