پرینت
دسته: محصولات فرهنگی
بازدید: 396

 

غزل دویست و پنجاهم حافظ

 روی بنمای وو جود خودم از یاد ببر    خرمن سوختگان ار همه گو باد ببر

ماچو دادیم دل و دیده به طوفان بلا        گوبیا سیل غم و خانه زبنیاد ببر

زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات   ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر

سینه گو شعله آتشکده پارس بکش       دیده گو آب رخ دجله تغداد ببر

سعی نابرده درین راه به جایی نرسی   مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

 

دولت پیر مغان باد که باقی سهل است       دیگری گو برو و نام من از یاد ببر

روز مرگم نفسی وعده دیدار بده       وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر

دوش می گفت به مژگاه درازت بکشم     یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر

حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار   برو از درگهش این ناله و فریاد ببر

فال حافظ

باید بدانید که  به دست آوردن این نیت نیاز به زحمت و رنج دارد و تقدیر برایت چنین خواسته است و چاره ای هم نمی باشد پس نگران نباشید اگر چه آرزوهای دور و دراز یدارید باید تلاش همراه با دقت و سرعت عمل داشته باشید تابر رقیبان پیروز گردیده و هر کاری ار به امروز و فردامو کول م یکنید درحالی که زمان برا یاجرای این نیت حرف اول را می زند به دیگران کمک کن و از افراد افیونی و بی بند وبار دوری کنید زیرا خداوند بارها و بارها به شما کمک کرده استو توفیق الهی یار شما بوده و درحیطه ابتلا و املای الهی قرار گرفتید پس اگر می خواهید به مرادتان برسید به یکی از مشاهد متبرکه بروید و نذر خود را ادا کرده که گشایش بسیار است

برای رهایی از غم خودتان را به هر آب و آتشی می زنید، شما جگر سوخته ای دارید که حتی با آب یک رودخانه هم خنک نمی شود. حاضر هستید همه ی مشقات را به جان بخرید به شرط اینکه به دولت و بخت خودتان برسید. به قول معروف تا کار نکنید مزدی هم دریافت نمی کنید پس تلاش کرده تا زمانی که جان در بدن دارید.

  اگر می خواهید عاقبت این کار نیکو گردد سوره آل عمراناز آیه 12-10 آیه در ده شب مرتبا باحضور قلب و معنی بخوانید نگران مسافر نباشید که اوضاعش سامان یافته گمشده می آید در معامله سود فراوانی خواهد بود به شرط آنکه حواستان را جمع کنید از ملاقات و نصایح یکی از بزرگان فواید بسیار خواهید برد

پی دارد.

معانی بیت های غزل 250حافظ

بیت اول: (ای سلطان حق و حقیقت ) نقاب ا ز چهره بر گیر و هستی و وجود خود م را از یاد من ببرو بگذار که همه خرمن عاشقان سوخته دل را باد ببرد

بیت دوم: وقتی مادل ودیده خود را به دست طوفان محنت مشیّت سپردیم بگذار سیل غم بیاید و خانه مارا ا بیخ وبن بر کند

بیت سوم: ای دل بی تجربه آزمند!این موضوع را که زلف همانند عنبر خالص اورا چه کسی می بوید و بعید است که این آرزو برای کسی میسر شود ، فراموش کن .

بیت چهارم:به سینه بگو که شعله آتشکده فارس را ( شرمنده کرد) فرو نشاند و به دیده بگو که آبروی دجله بغداد را ببرد .

بیت پنجم: خدا کند که دستگاه پیر مغان (خانقاه شیخ دادا در یزد) پابرجا باشد که به جز آن چیزی اهمیت ندارد . دیگران را بر این گیر که بروند ونام ونشان مرا ا یاد خود ببرند .

بیت ششم: بی کوشش و همت ، در رسیدن به این مقصود (دولت پیر مغان ) به جایی و مقامی نمی رسی . اگر پاداش کار خود را را خواهانی ، از این استاد فرمانبرداری کن .

بیت هفتم: (ای پیر مغان ) به من نویده را بده که روز مردنم یک لحظه تورا خواهم دید، پس از آن آسوده وبی خیال مرا به گور بفرست .

بیت  هشتم:شب گذشته ( آن دو ست نامهربان ) می گفت که با تیرهای بلند مژگانم تورا خواهم کشت . خدواند ا فکر ظلم و ستم را از ذهن او ( در حق من ) دور ساز.

بیت نهم:  حافظ! از زود رنجی آن دوست و پیامدهای آن بیمناک باش . از پیش او دور شو و این ناله وفریادها را با خود به جای دیگر ببر.

شرح ابیات غزل 250

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن وبحر غزل : رمل مثمن مخبون محذوف

منبع ملی کالا