غزل سیصدویک حافظ

ای دل ریش مرا بر لب تو حق نمک        

    حق نگهدار که من می روم الله معک

تویی آن گوهر پاکیزه در عالم قدس      

         ذکر خیر تو بودحاصل تسبیح ملک

در خلوص منت ار هست شکی بجربه کن

      کس عیار زر خالص نشناسد  ومحک

 

گفته بودی که شوم مسمت و دو بوست بدهم

      وعده از حد بشد و مانه دو دیدیدم و نه یک

بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن   

       خلق را از دهن خویش مینداز به شک

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد     

   منه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

چون ب حافظ خویشش نگذاری باری

       ای رقیب از براو یک دو قدم دور ترک

فال حافظ

شما بسیار آدم خوش قلب و مهربانی بوده و درجانیش با محبت ودرجای دییگر چون کوه مقاوم و استوار آفرین بر شما مبارک بادو سابقه آشنایی و دوستی جنابعلی موجب این پیوند گردیده و از اینکه از او اطلاعی ندارید نارحت می باشید لطفاً این کتاب را به اقوام و آشنایان معرفی کنید به شما قول می دهم این نیت تا مدت کمی سرو سامان یابد و اجرای آن حتمی است و ای هیچ گونه نگرانی نمی باشد چون ستاره شما برج ثور  اردیبهشت بوده و عواملی باعث ناراحتی خانوادگی شما گردیده علتش بی اتیاطی می باشد به همسر یا پدرتان بگویی چرا صدقه نمی دهد پس به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید تا گره از کار شما باز می شود درخانواده شما موفقیت بزرگی حاصل می شود و بیمارتان شفا می یابد و مسافرتان موفق میشود و اگر می خواهی زندانی تان آزاد شود و فوری به خانه باز آید در شش شب متوالی با حضور قلب و معنی از سوره الحجر آیه 5 را تا 6 آیه بعد از را خوانده

معنی بیت های غزل 301حافظ

بیت اول: ای آن که دل زخم دار من با لب تو حق نمک خوارگی دارد، این حق را حفظ و مراعات کن که من از اینجا می روم وهمیشه خدا نگهدارت باشد.

بیت دوم: تو آن پاک نژاد اصیلی که شرح نیکویی های تو خلاصه نیایش فرشتگان در ملکوت اعلاست.

بیت سوم:اگر در یکرنگی و پاکدلی من نسبت به خود تردید داری، مرا آزمایش کن(چرا که) هیچ عاملی مانند سنگ مَحَک، عیار طلای خالص را باز نمی شناسد.

بیت چهارم: به من وعده داده بودی که مست می شوم و به تو دو بوسه می دهم. زمان وعده از اندازه خود فراتر رفت و ما نه دو بوسه دیدیم و نه یکی

بیت پنجم:لب و دهان از هم بگشای و شیرین زبانی کن. چنان مکن که مردم از اینکه دهان داری یا نداری به شک افتند.

بیت ششم:من آن کسی هستم که اگر این سپهر گردنده برخلاف میل و مراد من گردش کند مسیرش را برهم می زنم. من کسی نیستم که از این گردش آسمان تحمل خواری کنم.

بیت هفتم:ای مراقب و نگهبان، حال که محبوب را نزد نگهدار واقعی خودش تنها نمی گذاری، باری چند قدم آن طرف تر و دورتر بایست.

شرح ابیات غزل حافظ301

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بحر غزل : رمل مثمّن مخبون محذوف

معانی کلمات غزل301

حقّ نمک : حقی که در اثر هم سفرگی بین دونفر به وجود می آید، حق نمک خوارگی و آشنایی.

ریش : مجروح.حقّ نگهدار : 1) حق نگهدار تو باشد، 2) حقّ را مراعات کن.

الله مَعَک : خدانگهدار تو باشد.گوهر پاکیزه : از نژاد پاک، نژاد اصیل، پاک سرشت، مروارید اصل.

عالم قدس : دنیای فرشتگان، ملکوت اعلی.ذکر خیر : یادآوری نیکو، بازگویی خوبی ها.

تسبیح : شکر گزاری، نیایش، ذکر خدا. شکی : تردیدی.

خلوص : پاکدلی و یکدست خالص بودن، بدون غل و غش.تجربه کن : آزمایش کن، به مَحَک تجربه بگذار.

عیار : میزان پاکی، درصد خلوص.

مَحَک : سنگ آزمایش عیار و درصد خلوص طلا.وعده از حد بشد : زمان وعده از اندازه خود گذشت و بیشتر و طولانی تر شد.پسته خندان : کنایه از لب و دهان خندان و باز.

شکرریزی کن : شیرین زبانی کن، سخنان نغز و شیرین بر زبان آور.شک : تردید.زبونی : خواری، خفّت، سَبکی.

ملی کالا